
ابراهيم حاتميكيا در گفتوگو با شبكه الميادين لبنان درباره سينماي ايران توضيحاتي را ارائه كرد، وي در بخشي از اين گفتوگو با اشاره به نامه سردار سليماني به وي درباره فيلم «چ» با اذعان به اينكه از اين اتفاق جا خورده است، گفت: براي من آقاي قاسم سليماني يك فرد ايدهآل است. كسي است كه در خاطرهها و رؤياهايم به عنوان كسي كه از جنس و نسل چمران است جا ميگيرد.
به گزارش«جوان» به نقل از فارس، شبكه الميادين در برنامه «من الداخل» خود در گفتوگو با ابراهيم حاتميكيا براي وي لقب «پدر سينماي دفاع مقدس» انتخاب كرده و از سينماي او و حواشي ساخت فيلم «چ» پرسيد.
قاسم سليماني ادامه چمران حاتميكيا در پاسخ به سؤالي درباره نام «چ» كه يادآور چگوارا نيز هست، گفت: ميتواند همه اين ذهنيتها را داشته باشد، واقعيت اين است كه شخصيتي مثل چمران يك چريكي است كه يك نگاه بينالمللي و جهان وطني دارد و صرفاً براي يك محدوده جغرافيايي خاص كار نكرده و لبنان رفته و وقتي ذهنيت اينگونه دارد، من احساس كردم كه اگر اين به ذهن مخاطب به عنوان «چ» قرار بگيرد كه بتواند مثلاً به چگوارا شبيه باشد. من به فكر شباهت نبودم بلكه معتقد بودم اين آهنگ «چ» و اتفاقي كه ميافتد ميتواند يك نگاه كليتري داشته باشد كه محدود نشوم به شخصيت صرفاً آقاي چمران بلكه مفهوم كليتر كه درباره چگوارا وجود داشته اينكه آدمهايي هستند كه همِ جهاني دارند و عدالت جهاني برايشان مسئله است و همهجا وجود دارد. كارگردان فيلم «چ» درباره نامه سردار سليماني به وي درباره اين فيلم نيز گفت: وقتي كه به من خبر دادند كه اينچنين نامهاي نوشتند و براي من ارسال شد، خيلي جا خوردم چون براي من آقاي قاسم سليماني يك فرد ايدهآل است.
يك كسي است كه در خاطرههايم و رؤياهايم جا ميگيرد به عنوان كسي كه از جنس و نسل چمران است. كسي كه باز محدود در جغرافيا نميشود بلكه وسعت نظر دارد و ميشود همهجا سايهاش را ديد؛ طبيعتاً وقتي ايشان از «چ» تعريف ميكنند و «چ» را پسنديده بودند، براي من مايه مباهات است و احساس ميكنم به نوعي قاسم سليماني در ادامه امثال چمرانها هستند كه اين اتفاق برايشان ارزش دارد و برايشان مهم است كه از آن حرف زدند.
بي اعتنايي به دفاع مقدس، ريشه اختلاف با كيارستميشبكه الميادين درباره اختلاف حاتميكيا با كيارستمي پرسيد و حاتميكيا پاسخ داد: من آقاي كيارستمي را به عنوان يك استاد در حوزه سينما ميشناسم و سبكي هم كه دارد، سبك رئاليستي است و جاي خودشان را دارد. اما آنچه معترض بودم و همچنان هستم و به اين راحتيها هم قابل حل نيست، بياعتنايي جرياني است نسبت به آنچه در هشت سال در اين كشور رخ داد. آنچه من گفته بودم اين بود كه كشور وقتي در هزار و 200 كيلومترش جنگ آغاز شده و در جنوب و غرب ايران رخ داد، عدهاي از فيلمسازها مثل ما به سمت جنوب رفتيم تا از اين اتفاق و واقعه فيلم بسازيم، خب عدهاي هم بودند به جاي اينكه به سمت جنوب بروند به سمت شمال رفتند كه هيچ خبري آنجا نبود من به اين نگاه اعتراض داشتم كه چرا چنين اتفاقي رخ نداد.
اين كارگردان درباره دفاع حجتالله ايوبي از كيارستمي نيز گفت: من نه آقاي ايوبي را ديدم و نه آقاي كيارستمي را در جنگ و خبري از اين چيزهايشان ندارم كه حضورشان چه مفهومي دارد؛ ببينيد من اصلاً نميخواهم؛ بحث، بحث من، احساسم نسبت به لبنان همين است. وقتي كه در جنوب لبنان اتفاقي ميافتد توقع ميرود كه شمال لبنان و مناطق ديگر نسبت به اين منطقه حساس باشند و حرف براي گفتن داشته باشند.
يك نوع از مديريت كه هنوز هم همچنان در سينماي ايران متأسفانه وجود دارد و به نظر من يك نوع ويروس است به سينما باعث ميشود كه هنرمند به آنچه در كشور خودش رخ ميدهد، بياعتنا شود من نسبت به اين معترض بودم.
شخصاً هم شخص آقاي كيارستمي مطرح نيست؛ كيارستمي جرياني است كه اتفاقاً در جهان مشهور است و جايگاه خودش را دارد ولي بحثي كه براي من مطرح بود و اصرار داشتم و معتقدم بايد دربارهاش حرف بزنيم، اين است كه چطور ميشود كشوري درونش چنين اتفاقي رخ ميدهد، عدهاي سهمشان را نسبت به اين اتفاق ادا نميكنند و ميتوانند بياعتنا باشند.
وقتي آقاي ايوبي سخن ميگويد، ايشان قبلش در فرانسه بودند شايد هم آقاي كيارستمي را بيشتر در پاريس ديده باشند تا من حاتميكيا كه در ايران بودم. ماها ارتباط اينگونه با هم نداريم ولي اين تفكر ميتواند اتفاقش اين باشد كه محروم بشود. بخشي از جامعه كه كوچههايش همچنان به اسم شهدايش است اعتنا به آنها نشود و اين خطرناك است و البته بگويم من اينها را اصلاً براي آقاي كيارستمي نميگويم؛ تفكري كه اعتنا به اين موضوع نميكند.
سينماي ايران معرف ايران نيستكارگردان فيلم «چ» درباره جشنواره فيلم خارجي و حضور ايران در آنها گفت: درباره جشنواره چون معتقدم و از كساني هستم كه در كشور مشهورم به اينكه به شدت عليه جشنوارههاي خارجي واكنش نشان ميدهم نه اينكه جشنوارهها چيز بدي است و اين موقعيتها بد هستند اما ناخودآگاه ما را به سمتي ميكشند؛ به بازار و ماركتينگي كه خودشان دوست دارند. آن ماركتينگ حرفهايي كه در داخل ايران مطرح است، برايش مسئله نيست. او يك چيز ديگر از من ميخواهد؛ به جاي ماشين مدرن، اگر به جاي خانه مدرن، به جاي مسائل فلسفي از من ميخواهد موضوعات خيلي ساده و يك خطي شده از يك موضوع بخواهم بگويم اگر اينها را بخواهم بگويم غرب من را ميپذيرد و اين براي كشور من و فرهنگ كشور من خطرناك است. الان ايران در اذهان مردم دنيا و اذهان حتي مردم خاورميانه به نسبت اينكه وقتي ميگوييم ايراني و ايران چطور تعريف ميشود؟ آيا سينماي ما همين را دارد؟ معتقدم نه؛ اصلاً هيچ ربطي ندارد براي همين تعجب ميكنم كه چرا اين اتفاق افتاده است.
حاتميكيا در پايان اين گفتوگو درباره شهيد آويني گفت: آويني استاد بنده در فيلمسازي بود. ما يك گروه داشتيم به اسم «روايت فتح» كه من هم يكي از اعضاي آن گروه بودم. فيلمبرداراني كه در جنگ شكل گرفتند با بودن ايدئولوگ و كسي چون آويني كه استاد بودند و در عين حال ديدگاه و نظريه داشتند؛ ما تربيت شده آن نگاه هستيم كه در عمل كار كرديم يعني فقط آدمهاي تئوريپرداز نبوديم بلكه آن تئوري در عمل، در صحنههايي كه اتفاق افتاد؛ در جنگ رفتيم، فيلم گرفتيم و ايشان آنها را توانست تنظيم بكند. من از آن زاويه نگاهم هست و خودم را جزو شاگردان مكتب شهيد آويني ميبينم و معتقدم كه آقاي آويني بود قطعاً مثل من عمل ميكرد و در جشنوارهاي كه غريبه دارد ميشود با مفاهيمي كه از انقلاب هست شركت نميكرد.