
سنگ تازه در مسير مذاكرات هستهاي. . . سنگي كه حالا پرتابكننده آن كشوري جديد است كه هيچگاه نقشي در پرونده هستهاي كشورمان نداشته است. موضوع مربوط به درخواست وزير امورخارجه آرژانتين از وزير امورخارجه امريكا است كه طي آن از جان كري خواسته شده تا موضوع انفجار مركز يهوديان آرژانتين در سال 1994 را در مذاكرات مطرح كند و از ايران در اين خصوص توضيح بخواهد؛ اقدامي كه بيشك پشت آن لابي صهيونيستي حضور دارد و از اين طريق ميكوشد كه بر روند مذاكرات هستهاي ايران و گروه 5+1 تأثير بگذارد.
اين درخواست در حالي از سوي وزير امورخارجه آرژانتين مطرح ميشود كه لابي صهيونيستي همواره تلاش ميكرد تا جمهوري اسلامي ايران را در خصوص اين انفجار متهم كند، اما هيچ گاه دولت آرژانتين و اين لابي نتوانست اسناد و مداركي كه بتواند اين ادعا را اثبات كند، به دادگاه و افكار عمومي جهان ارائه كند.
ماجراي آميا چه بود؟مركز همياري يهوديان نام ساختمان هفت طبقهاي در شهر بوئنوس آيرس بود كه مركز همكاريهاي اسرائيل و آرژانتين (Asociacion Mutual Israellita Argentina) وابسته به كميته يهوديان امريكا، با نام اختصاري آميا (AMIA) در آن قرار داشت. اين ساختمان در 27 تيرماه سال 1373 طي يك عمليات بمبگذاري منفجر شد و طي اين واقعه 85 نفر از يهوديان آرژانتينيتبار كشته شدند. اين در حالي است كه آرژانتين، ميزبان بزرگترين جامعه يهوديان در امريكاي لاتين بوده و لابي صهيونيستي همواره تلاش زيادي براي نفوذ در اين كشور انجام داده است. درست پس از اين انفجار بود كه صهيونيستها در راستاي پروژه ايرانهراسي خود كوشيدند ايران را متهم كنند كه با كمك حزبالله لبنان اين عمليات را انجام داده است. اين در حالي است كه تاكنون هيچ منبعي نتوانسته سندي در خصوص نقش جمهوري اسلامي ايران و حزبالله لبنان در اين انفجار را ارائه كند. نكته جالب در خصوص اين پرونده آن است كه مهرماه امسال «كريستينا فرناندز» رئيسجمهور آرژانتين در مجمع عمومي سازمان ملل در سخنان خود با رد ادعاي دخالت ايران در اين انفجار به صراحت عنوان كرد: «شما ايران را در پي انفجاري كه در سفارت اسرائيل در بوئنوسآيرس در سال ۱۹۹۴ ميلادي رخ داد متهم كرديد و تحقيقاتي كه ما انجام داديم دخالت ايران را در اين انفجار تأييد نكرد.»
دستهاي پشت پرده صهيونيستهااما اين اتهامات به جمهوري اسلامي ايران در حالي هيچگاه به تأييد نرسيده كه اسناد و شواهد زيادي وجود دارد كه پشت پرده اين انفجار، خود صهيونيستها هستند. صهيونيستها با اين اقدام خود دو هدف عمده را پيگيري ميكردند.
نخست ناامني گسترده سرزمينهاي اشغال شده باعث شده بود كه يهوديان ساكن اين سرزمين به فكر يافتن محل زندگي تازهاي براي خود باشند و همان طور كه پيشتر نيز گفته شد، آرژانتين به دليل ميزباني جمعيت بزرگي از يهوديان مكان بسيار خوبي براي مهاجرت بود.
از اين رو لابي صهيونيستي با اين انفجار كوشيد تا با ناامن جلوه دادن آرژانتين براي يهوديان، بر روند مهاجرت از سرزمينهاي اشغالي به اين كشور تاثير بگذارد. از سوي ديگر ايجاد اين انفجار ميتوانست باعث شود كه نه فقط پروندهاي براي فشار عليه جمهوري اسلامي ايران باز شود بلكه از محبوبيت انقلاب اسلامي ايران در كشورهاي انقلابي امريكايي جنوبي بكاهد.
چرا اين پرونده باز مطرح شد؟اما نگاهي به روند رسيدگي به پرونده انفجار آميا كه حالا طولانيترين پرونده قضايي آرژانتين نيز شده است، نشان ميدهد كه هرگاه جمهوري اسلامي كانون توجه دنيا شده است، آرژانتين با فشار لابي صهيونيستي با طرح اين پرونده و تكرار ادعاهاي واهي در خصوص اين موضوع ميكوشند، نگاهها را در خصوص ايران بدبين كنند.
در همين رابطه، ميتوان به پرونده هستهاي كشورمان اشاره كرد كه حالا پس از فراز و نشيب 12 ساله در مسير بسته شدن قرار گرفته است. در اين ميان رژيمصهيونيستي نيز از نخستين روزهاي شروع زمزمه حصول اين توافق از ابزارهاي مختلف سياسي، تبليغاتي و جنگ رواني استفاده كرد تا به شكلي روند گفتوگوي هستهاي را تحتالشعاع خواستهاي خود قرار دهد و به اين ترتيب، احتمال دستيابي به يك «توافق» را ضعيف سازد كه طرح موضوع آميا و نامه وزير امورخارجه آرژانتين به وزير امورخارجه ايالات متحده نيز متأثر از همين موضوع است.
چرا صهيونيستها نگران حصول توافق هستند؟حال سؤال اصلي اين است كه چرا صهيونيستها نگران حصول اين توافق هستند؟پاسخ به اين سؤال را ميتوان در قدرت جمهوري اسلامي ايران جستوجو كرد.
بي شك حصول توافق خوب و رفع تمامي تحريمها باعث افزايش قدرت جمهوري اسلامي ايران ميشود و در اين بين بيشك اين افزايش قدرت عاملي براي توسعه حوزه نفوذ جمهوري اسلامي در منطقه خواهد شد؛ نفوذي كه حالا و در شرايط فشار و تحريم به چهار پايتخت عربي دمشق، بيروت، بغداد و صنعا رسيده و قطعاً با خروج از زير اين فشارها ميتواند ساير مناطق را نيز در بر بگيرد. اگرچه به نظر ميرسد جرقه اين نفوذ با موج بيداري اسلامي در منطقه خاورميانه زده شده است، از اين رو رژيمصهيونيستي با وحشت از يكپارچه شدن امت اسلامي كه منجر به اضمحلال اين رژيم خواهد شد، هيچ علاقهاي به حصول اين توافق ندارد.
در سوي ديگر صهيونيستها سالهاست كه با بزرگنمايي پرونده هستهاي ايران و ايجاد موج ايرانهراسي در دنيا موفق به گرفتن امتيازات زيادي از پشتيبانان غربي خود شدهاند.
حال حصول توافقي كه اثبات ميكند جمهوري اسلامي به دنبال سلاح هستهاي نيست و قصد دارد از فناوري صلحآميز هستهاي بهره بگيرد، تمام نقشههاي اين رژيم را نقش برآب ميكند و قطعاً كمكهايي نظامي، مالي، ديپلماتيك و مشاورهاي از رژيمصهيونيستي قطع خواهد شد.
در همين ارتباط رابرت هانتر سفير سابق امريكا در پيمان آتلانتيك شمالي در مقالهاي در نشريه فارين پاليسي به اين موضوع اشاره ميكند و مينويسد: هدف اسرائيليها از داشتن دشمني مشترك با امريكا در خاورميانه، ايجاد اطمينان از تعهد واشنگتن به امنيت اين رژيم است.
به اين موضوع ميتوان سفر آينده نخست وزير رژيمصهيونيستي به امريكا را نيز اضافه كرد كه وي در خصوص آن گفته است: «من به واشنگتن خواهم رفت چراكه بايد هر چه در توان دارم براي جلوگيري از يك توافق بد هستهاي به كار گيرم.» از اين رو طبيعي به نظر ميرسد كه رژيمصهيونيستي به هر حربهاي متوسل شود تا در مسير مذاكرات سنگ بيندازد و مانع از حصول اين توافق شود.