يكي از موضوعاتي كه در يك دهه اخير بهطور عام و امسال به طور خاص از سوي رهبر انقلاب مورد تأكيد قرار گرفته، موضوع پيشرفت علمي كشور است. امسال در كنار دو حوزه اقتصاد و فرهنگ، حوزه علم نيز به عنوان اولويتهاي سهگانه از سوي ايشان مطرح شده است و چندي پيش ايشان سياستهاي كلي علم و فناوري را ابلاغ كردند. چرا در اين مقطع تاريخي، تا به اين حد موضوع علم از اهميت برخوردار است؟
همانطور كه ميدانيد مقام معظم رهبري از سالهاي گذشته به شدت بحث اقتدار علمي و اقتصادي كشور را مورد توجه قرار دادند و در سال جاري نيز بر سه ركن اقتصاد، علم و فرهنگ به شدت تأكيد داشتند كه اين سه مؤلفه الگوي حركتي ماست. واقعيت اين است كه اقتدار علمي يعني اقتدار كشور و البته اقتدار سياسي نيز از اين سه مؤلفه فرهنگ، اقتصاد و علم به دست ميآيد. البته ما در اواخر سال گذشته ابلاغ سياستهاي اقتصاد مقاومتي را نيز داشتهايم، پس سياستهاي كلان اقتصاد ابلاغ شده بود؛ يعني مدل اقتصاد مقاومتي به عنوان مدل اقتصادي ايران مطرح شد و براي رسيدن به آن اقتدار اقتصادي نياز به اين سياستهاي ابلاغي علم و فناوري داشتيم. اگر امسال اين سياستها ابلاغ نميشد ما نميتوانستيم در كنار اقتصاد، آن اقتدار علمي را به دست آوريم. پس بسيار بهنگام بود كه وقتي براي كشور مدل اقتصاد مقاومتي ابلاغ ميشود و كشور در آستانه برنامه ششم قرار دارد، سياستهاي علمي فناوري هم ابلاغ شود. همانطور كه ميدانيد، از سال 84 مجمع تشخيص مصلحت در اين زمينه اقداماتي انجام داده بود ولي به نظر بنده بلوغ كشور هنوز به اين حد نرسيده بود كه اين سياستها ابلاغ شود و به لطف خدا امسال اين اتفاق مبارك افتاد تا دانشگاهها در برنامهريزيهاي امسال و از آن مهمتر سال آينده اين سياستها را مدنظر قرار دهند.
به اعتقاد شما لازمه پيشرفت علمي كشور چيست؟
بايد يك باور جدي در همه سطوح به دست آيد و آن باور اين است كه علم و اقتصاد و فرهنگ مؤلفههاي پيشرفت اين كشور هستند، اگر اين باور در همه سطوح به وجود آيد و هر نوع برنامهريزي با رعايت اين سه مؤلفه صورت بگيرد، بنده فكر ميكنم كه بتواند نتيجه خوبي را حاصل كند. آنجايي كه علم را در حاشيه اقتصاد ميبينند يا فرهنگ را درحاشيه علم ميبينند يا فرهنگ را در حاشيه اقتصاد ميبينند، موفقيتي حاصل نميشود. اگر يك بعدي به اين مسائل فكر كنيم، نه مسئله اشتغال حل ميشود و نه فرهنگ را ميتوان به سمت فرهنگ ايراني و اسلامي سوق داد. اين سه ركن با هم درگير هستند و باورش بايد در همه به وجود آيد.
به نظرشما نقاط ضعفي كه امروز در نظام علم و فناوري ما وجود دارد كه با اين سياستهاي ابلاغي رفع ميشود چه چيزهايي است؟ در واقع وضع مطلوب در نظام علم و فناوري از نگاه شما چيست؟
وضع مطلوب از نگاه بنده اين است كه آيا علم و فناوري از نگاه كاربردي توانسته است يكي از مؤلفههاي پيشرفت كشور باشد؟ اينكه علم و فناوري در درون خودش رشد كند كه مؤثر نخواهد بود. ما بايد آثار اين پيشرفت را در اقتصاد و فرهنگ و در اقتدار كشور ببينيم. بايد ببينيم كه آيا اين حاصل شده است؟ ما وقتي ميتوانيم بگوييم موفق هستيم كه آثار علمي، خودش را در همه صحنههاي كشور نشان دهد. ما هر چقدر هم در بروندادهاي علمي موفق باشيم و مقاله منتشر كنيم ولي اگر اين بروندادها به دستاورد ختم نشود و دستاوردها منجر به آثار و پيامدهاي مطلوب در سطح جامعه نباشد، موفق نخواهيم بود. آن چيزي كه به نظر من مهمترين نقص كار ما در نظام علم و فناوري است، اين است كه ما تبديل به دستاورد و اينكه دستاوردهايمان بتوانند به آثار و پيامد خلق شوند را نداريم. مقام معظم رهبري به خاطر رفع اين نقصان سياستهاي علم و فناوري را ابلاغ كردند، تبديل برونداد به دستاورد در نظام علمي حتماً سياستهاي كلي ميخواهد تا تضمين كند كه چگونه يك مقاله و يك خروجي علمي در حقيقت به يك دستاورد ختم شود تا اين دستاورد در سطح فرهنگ و اقتصاد كشور مؤثر باشد.
يكي از بندهاي اين سياستها اولويتبندي آموزشي و پژوهشي است، به نظر شما مهمترين اولويت ما در بخش آموزشي و پژوهشي در كشور چه چيزي ميتواند باشد؟
ما بايد به دو بحث اولويتبندي در پديدههاي اكتشافي و در توسعه علومي كه منشأ علم و نظريههاي جديد هستند، توجه كنيم و اولويتمان بايد اين باشد كه بهترين استعدادهايمان را به سمت توسعه علم ببريم ولي ما در اين سطح ضعيف هستيم. ما در انتقال استعدادهاي درخشان و نخبگان در توليد دانش بنيادي و اكتشافي خوب عمل نكرده و به اين اولويت توجه نداشتهايم، در نظام آموزشي ما مديريت استعداد وجود ندارد و خود فرد براساس علاقه اجتماعي به اين پيشرفت توجه ميكند. نكته ديگر اينكه ما در بهرهگيري و در حل مسائل اقتصادي نيز نتوانستهايم اولويت اشتغال جوانان را مورد توجه قرار دهيم. بايد اقتصاد ما به سمت اقتصاد دانشبنيان حركت كند. اين يك اولويت است و براي اينكه اين اولويت اجرايي شود بايد اشتغال دانشبنيان توسعه پيدا كنند و اين به نظر بنده، دومين اولويت است كه پس از مديريت استعداد بايد مورد توجه قرار گيرد.
دانشگاهها چه اقداماتي را ميتوانند براي اجرايي شدن اين سياستها انجام دهند؟
همانطور كه ميدانيد اين سياستها بايد لايهلايه و از بالا به سمت پايين حركت كرده و در سطوح مختلف اين سياستها اجرايي شود. اساساً اجرايي كردن اين سياستها بسيار بسيار مهم است، اينكه ما بتوانيم در سطوح مختلف اجراي اين سياستها را پيگيري كنيم موضوع مهمي است. به همين منظور بايد سياستهاي عملياتي اين سياستهاي علم و فناوري، توسط وزارت علوم و شوراي عالي انقلاب فرهنگي به خوبي تبيين و ترسيم شود. دولت بايد اين سياستها را در برنامه ششم توسعه ظهور و بروز دهد و بعد بايستي در سطح برنامههاي وزارت علوم و در برنامه بودجه سالانه كشور اجراي اين سياستها منظور شود و از آن مهمتر اينكه بايد نقشه راه اين سياستها هماهنگ با نظام اقتصادي و صنعتي كشور باشد.
هر زمان اين اقدامات صورت گرفت، دانشگاه ميتواند برنامه خودش را در زمينه اجرايي كردن اين سياستها ارائه دهد. ما در همه سطوح و در لايههاي مختلف بايد برنامهريزي كنيم و دانشگاه نيز بايد براي اجراي آن اعلام آمادگي كند؛ يعني بايد بگويد كه من براي اجراي اين سياستها آمادهام و اركان خودم را براي اينكه به مرجعيت علمي برسم هماهنگ ميكنم.
دانشگاه بايد كاملاً در جهت رشد علم كار كند، مثلاً دانشگاه بايد بتواند براي اينكه مرجعيت علمي پيدا كند دانشجوي خارجي جذب كند، دانشگاه بايد بتواند مقالات اثرگذار در صحنه علم داشته باشد، دانشگاه بايد بتواند دانشجويان بسيار مقبولي تربيت كند، در واقع دانشگاه بايد براي اجراي اين سياستها آماده باشد منتها اين آماده بودن دانشگاه بايد در يك برنامه و سياست اجرايي كه ذيل سياستهاي كلي علم و فناوري تعريف ميشود اعلام شود. آنجاست كه من بايد بروم و سهم خودم را بردارم و آن را اجرا كنم.
در برخي از بندهاي سياستهاي كلان ابلاغي علم و فناوري توسط مقام معظم رهبري صريحاً به وظايفي اشاره شده كه بايد توسط دانشگاهها انجام شود و دانشگاهها وارد عمل شوند و به عبارتي بايد در درون حوزه علم و فناوري محقق شود. دانشگاهها چه به طور مستقيم و چه به طور حمايتي بايد در اين موارد مطرح شده ورود كنند تا بتوانند اثرگذار باشند.
در واقع بعد از اينكه سياستهاي اجرايي علم و فناوري شكل گرفت، دانشگاهها به عنوان يك كنشگر در عرصه برنامهريزي وارد ميشوند، نه در عرصه سياست اجرايي؛ زيرا سياست اجرايي را بايد دولت و وزارت علوم تبيين كند و در عرصه پيادهسازي بعد از آن مأموريتگرا شدن دانشگاهها و برنامهريزي در دانشگاهها و داشتن سند راهبردي لازم است.
انتظار شما به عنوان يك رئيس دانشگاه از مسئولان در خصوص سياستهاي كلي علم و فناوري چيست؟
با ابلاغ سياستهاي كلان علم و فناوري توسط مقام معظم رهبري اكنون وقت آن است كه در صحنه اجرا و قانونگذاري بر اساس اين سياستها، برنامههاي عملياتي تهيه شود تا بتوانيم آن را محقق كنيم، پس انتظار من از مسئولان اين است كه سريعتر سياستهاي اجرايي سياستهاي كلان علم و فناوري را تدوين كنند تا من رئيس دانشگاه بتوانم با توجه به آن سياستهاي اجرايي برنامههايم را ارائه دهم. علاوه بر اين نبايد به اين سياستها به صورت مقطعي نگاه شود، بايد خيلي جدي و پيگير هر سال ميزان پيشرفت در سياستهاي مذكور مشخص شود و تمام برنامهها و آئيننامهها در راستاي تحقق سياستهاي كلان علم و فناوري باشد.
در حال حاضر بودجه سال آينده كشور در مجلس بررسي ميشود و اگر مسئولان در برنامههاي ملي مثل برنامه ششم، بودجهبنديهاي سالانه، در بازنگري نقشه جامع علم و فناوري و در برنامههاي عملياتي در سطح وزارت علوم، اين سياستها را در برنامههاي عملياتي اجرا كنند، مطمئناً به زودي به اقتدار علمي در كنار اقتدار اقتصادي و فرهنگي خواهيم رسيد و اين سه مؤلفه در مسير رشد و شكوفايي خود قرار ميگيرد و ميتوانيم كشور را براي سالهاي سال از دست دشمن صيانت كنيم.
و سخن آخر...
بنده فكر ميكنم ما خيلي با مقام معظم رهبري در اهتمام و توجه به اين باور كه علم منشأ پيشرفت كشور است، فاصله داريم و بايد اين باور در همه به وجود آيد، يعني همه مسئولان كشور، اعم از اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، منِ رئيس دانشگاه، مديري كه در سازمان مديريت راهبردي مسئوليت دارد، وزراي دولت همه و همه كساني كه در كشور نقش مؤثر دارند بايد اين مهم را مدنظر قرار دهند. اگر ميخواهيم اين سه مؤلفه براي پيشرفت كشور محقق شود و اين اعتقادي كه مقام معظم رهبري دارند كه ميفرمايند اگر ما به اقتدار علمي و اقتصادي نرسيم توطئهها كم نخواهد شد بايد آن باور به وجود آيد. اگر همه به اين باور برسيم بعد كارهايي را ميتوانيم محقق كنيم كه در دنيا مثل خود انقلاب ما اثرگذار باشد.
علم باورمندي ميآورد، قدرت ميآورد، اقتدار ميآورد. كشور چين توسعه علمياش را با كشور ما شروع كرد و مصمم هستند كه تا سال 2020 اولين سرمايهگذار در علم باشند؛ يعني امريكاييها را نيز پشت سر بگذارند، الان به نصف آن چشمانداز رسيدهاند و علمشان را با همان شتابي كه صنعت را جلو ميبردند، جلو بردهاند ولي به اعتقاد بنده ما توانمندي علميمان را آنطور كه بايد و شايد در حل مسائل كشور به كار نميگيريم و بايد باورش به وجود آيد.