به گزارش خبرنگار ما، مأمور پليس كه سهيل نام دارد يك سال قبل و بعد از انجام تعقيب و گريز با يك مظنون بازداشت شد. تحقيقات اوليه نشان داد كه مظنون با شليك گلوله مأمور پليس كشته شده است. مأمور پليس در اولين تحقيقات كه در كلانتري انجام شد گفت مظنون قصد حمله به او را داشته كه با رعايت قانون به كارگيري سلاح به وي شليك كرده است. بعد از بررسيهاي اوليه درباره پرونده بود كه كميسيون اسلحهشناسي ناجا اعلام كرد كه مأمور پليس هنگام حادثه، قانون بهكارگيري سلاح را رعايت كرده است. خانواده مقتول با حضور در دادسرا عليه مأمور پليس شكايت كردند. اما تحقيقات بيشتر نشان داد كه پوكههاي به دست آمده از محل حادثه از دو سلاح شليك شده و تنها گلولهاي كه به سر مقتول شليك شده از اسلحه مأمور پليس بوده است. نكته ديگري كه در گزارش آمده بود، اينكه مظنون سلاح گرم نداشته و قادر نبوده كه جان پليس را به خطر بيندازد. مظنون تحت تعقيب پليس بوده است اما دلايل قانوني براي قتل او وجود نداشته است.
در شاخه ديگري از بررسيها سوابق مقتول بررسي و مشخص شد كه او مجرم سابقهدار و تحت تعقيب پليس بوده است. فرهاد چند بار به اتهام زورگيري بازداشت و چند بار هم از دست پليس گريخته بود. بررسيهاي بيشتر نشان داد كه دو برادر وي به اتهام قتل در بازداشت به سر ميبردند و يكي از آنها به علت درگيري با مجرم ديگري در زندان كشته شده بود كه پرونده وي در شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران در حال رسيدگي است. تحقيقات درباره اين پرونده كامل شد و بازپرس مأمور پليس را به اتهام قتل عمد مجرم شناخت و پرونده روي ميز هيئت قضايي شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران قرار گرفت. روز گذشته بعد از اينكه نماينده دادستان مأمور پليس را به اتهام قتل عمد مجرم شناخت، اوليايدم گفتند كه خواستهشان قصاص است. پس از آن متهم در جايگاه قرار گرفت و گفت كه قتل عمد را قبول ندارد. او توضيح داد: روز حادثه در حال گشتزني اطراف بانكها و طلافروشيها بودم كه بيسيم كد مرا اعلام كرد. وقتي تماس گرفتم، رئيس كلانتري گفت كه يكي از مظنونان تحت تعقيب در منطقهاي كه در حال گشتزني هستم ديده شده است. او از من خواست مظنون را بازداشت كنم. همراه سرباز به محلي كه نشاني مظنون داده شده بود، رفتم. فرهاد داخل يك مغازه رفت. سوابق او نشان ميداد كه هميشه با درگيري از دست پليس فرار كرده است. به او هشدار دادم و خواستم كه تسليم شود كه توجه نكرد. تير هوايي هم شليك كردم اما خواست حمله كند. تيري به طرف پايش نشانه گرفتم اما جابهجا شد و گلوله به بالا تنهاش برخورد كرد و روي زمين افتاد. تصور كردم كه تمرد ميكند و خودش را به بيهوشي زده است تا فرار كند. وقتي بر بالينش حاضر شدم متوجه شدم كه فوت شده است. متهم در ادامه گفت: بعد از حادثه گزارش را اعلام كردم و به كلانتري رفتم. از گلولههايي هم كه ادعا شده پيدا شده خبر ندارم. هيئت قضايي ادامه رسيدگي را به جلسه ديگري موكول كردند.