آثار و پيامدهاي انقلاب اسلامي را فقط با آثار و پيامدهاي ظهور اسلام و بعثت پيامبر عظيمالشأن ميتوان مورد مقايسه تطبيقي قرار داد و همترازي اين دو تحول بزرگ تاريخ بشر را ملاحظه كرد.
در بسياري از نوشتههاي سالهاي اوليه در خصوص انقلاب اسلامي در مغربزمين، از اين انقلاب با عنوان انقلاب «به نام خدا» ياد ميشد و صاحبنظران و انديشهورزان در حوزه انقلابها، نظريههاي رايج در مورد انقلابها را ناتوان در تحليل و تفسير انقلاب اسلامي ميدانستند. هيچ يك از تئوريهاي مربوط به انقلاب كه تا آن زمان رايج بود، قادر به تحليل انقلاب اسلامي نبود، زيرا انقلاب اسلامي يك معجزه الهي و انفجار نور بود. حركت ملت ايران در راه خدا بود و اين ملت با پذيرش ولايت الهي با برگزيدن حضرت امام خميني (ره) به عنوان امام و پيشواي خود، قابليت دريافت نصرت الهي را كسب كرد و از رهگذر الطاف و عنايات الهي بود كه انقلابش به صورت معجزهآسا و برخلاف روالهاي عادي و طبيعي به پيروزي رسيد.
اين انقلاب ديني و الهي، طي 36 سال گذشته دستاوردهاي بزرگ و ارزشمندي را داشته و اين دستاوردها در سطوح ملي، منطقهاي، جهاني و تاريخي قابل مطالعه و ارزشگذاري هستند. بررسيهاي راهبردي نشان ميدهد، انقلاب اسلامي تمامي حوزههاي اساسي و استراتژيك مرتبط با مسائل انساني و جوامع بشري را تحت تأثير قرار داده و آثار و پيامدهاي اين تأثيرگذاري در آينده بيشتر نمايان خواهد شد. انقلابي كه بتواند هندسه سياسي قدرت در جهان را دگرگون سازد و مسير تاريخ بشر را تغيير دهد، انقلاب بزرگي است و چنين انقلابي را فقط و فقط با ظهور اديان بزرگ آسماني ميتوان مقايسه كرد. بديهي است با چنين نگاهي به بزرگترين انقلاب دوران معاصر، آسيبشناسي از انقلاب براي نيروهاي مؤمن و وفادار به آن يك ضرورت و شرط لازم براي تداوم و پيشرفت انقلاب به حساب ميآيد. انقلاب بزرگ و تمدنساز، دشمنان بزرگ و پاي كار هم دارد. نبرد همهجانبه انقلاب اسلامي با نظام سلطه و متحدين و عواملش طي 36 سال گذشته، اين نظريه و ادعا را اثبات ميكند. بر اين اساس، نيروهاي جبهه انقلاب اسلامي بايد همواره با برآورد از وضعيت انقلاب، آسيبها و چالشهاي انقلاب را مورد توجه قرار دهند و قبل از آنكه اين آسيبها و چالشها به يك تهديد جدي تبديل شود، براي آنها چارهانديشي نمايند.
يكي از راههاي آسيبشناسي در سطح راهبردي از انقلاب اسلامي، بررسي وضعيت انقلاب اسلامي و موقعيت كنوني آن، بر اساس نقشه راه انقلاب است. انقلاب اسلامي، انقلابي با مباني، اصول، آرمانها و اهداف مشخص است. چنين انقلابي را در هر مقطع، ميتوان با توجه به مباني، اصول، آرمانها و اهداف راهبردياش مورد ارزيابي و سنجش قرار داد. بر اساس چنين ملاكها و معيارهايي ميتوان در مسير بودن يا از مسير خارج شدن انقلاب را تشخيص داد. بر اساس همين معيارها ميتوان سرعت و شتاب حركت انقلاب به سمت آرمانهايش را محاسبه كرد. كساني كه انقلابي هستند و به مولاي خود اقتدا ميكنند كه فرمودند «من يك انقلابيام»، بايد همواره دغدغه انقلاب را داشته با شند و با بررسيهاي دقيق مراقبت نمايند كه اولاً انقلاب از مسير اصلي خارج نشود، ثانياً حركت انقلاب كند نگردد يا در يك مرحله متوقف نشود. با چنين آسيبشناسياي ميتوان موانع و عوامل كندكننده حركت انقلاب را مرتفع ساخت و به حركت انقلاب شتاب بخشيد. رهبر فرزانه انقلاب اسلامي حضرت امام خامنهاي (مدظلهالعالي)، در نقشه ترسيمي براي راه انقلاب به سوي آرمانهايش، پنچ گام يا پنج مرحله را براي انقلاب مورد توجه قرار ميدهند. گامها و مراحل پنجگانه عبارت است از: 1- انقلاب اسلامي 2- نظامسازي 3- تشكيل دولت اسلامي 4-تشكيل كشور و جامعه اسلامي 5- تمدنسازي اسلامي و تشكيل دنياي اسلام. از نظر معظمله مرحله اول و دوم به خوبي سپري شده و اكنون انقلاب اسلامي و ملت انقلابي ايران، در مرحله سوم يعني مرحله دولتسازي اسلامي قرار دارد. به نظر ميرسد انقلاب اسلامي در اين مرحله با آسيبها و چالشهاي اساسي مواجه شده و موانعي بر سر راه قرار گرفته و اين موانع، حركت انقلاب براي عبور از اين مرحله را به شدت كاهش داده است. به عبارت ديگر نيروهاي انقلاب اسلامي در مرحله دولتسازي اسلامي در حال درجا زدن هستند و حركتشان بسيار كند است. از نظر مقام معظم رهبري، دولت اسلامي به معناي عام كلمه (نه صرفاً قوه مجريه)، آن دولتي است كه تمامي كارگزاران و مديرانش از منش اسلامي برخوردار باشند. دولت اسلامي، آن دولتي است كه در آن رشوهخواري، رانتخواري، پارتيبازي، حيف و ميل بيتالمال، فساد و تبعيض و بيعدالتي وجود نداشته باشد. بر اساس اين نقشه راه، موقعي ميتوان انتظار شكلگيري جامعه اسلامي و كشور اسلامي را داشت كه از مرحله دولتسازي اسلامي به معناي دقيق كلمه عبور كرده باشيم. مردم كوچه و بازار در بسياري از امور، به كارگزاران نگاه ميكنند. از طرف ديگر كارگزاران نظام موقعي ميتوانند در هر سطح و جايگاهي، هدايتگر مردم به سمت خوبيها باشند كه خود در قول و عمل به آن خوبيها و فضيلتها آراسته باشند. مقام معظم رهبري با تأكيد بر اينكه اكنون ما در مرحله سوم قرار داريم، ميفرمايند: «نميتوانيم ادعا كنيم كه ما يك دولت اسلامي هستيم، ما كم داريم.» اين كم و كاستيها بايد بررسي و برطرف شود. آن شاخصهاي مورد نظر مقام معظم رهبري براي شكلگيري دولت اسلامي بايد مدنظر قرار گرفته و به سرعت دولت اسلامي ايجاد شود. در اين ميان، مبارزه با فساد، مبارزه با تبعيض، مبارزه با بيعدالتي و تلاش براي تحقق و پيادهسازي عدالت در همه امور، مهمترينها و اولويتدارترينها هستند. ايكاش مسئولان قواي سهگانه و تمامي دستاندركاران در نظام اسلامي، پيام هشت مادهاي مقام معظم رهبري در امر مبارزه با فساد را جدي ميگرفتند و بر اساس آن عمل ميكردند. مبارزه با فساد در كشور بايد آسيبشناسي شود، بايد براي عبور از مرحله سوم انقلاب، فساد را ريشهكن كرد. سياسي برخورد كردن با مقوله فساد و افراد فاسد، مهمترين مانع بر سر راه مبارزه واقعي با فساد است. تا زماني كه براي جريانهاي سياسي، نخبگان و احزاب، مسئولان و دستاندركاران، فساد و مفسد بر اساس نگاههاي طايفهاي و قبيلهاي، باندي و حزبي، به خوب و بد تقسيم شود، فساد ريشهكن نخواهد شد. بايد همگان فساد را بد بدانند و با آن مبارزه كنند، حتي اگر فرد مفسد از گروه آنان باشد.