
30 درصد جوانان گروه سني 20 تا 35 سال كشور معادل 12 ميليون نفر در كشور ازدواج نكردهاند و اين آمار نشان ميدهد كه در حال حاضر ازدواج به يك مشكل حاد اجتماعي تبديل شده است. گزارشها ميگويند طي 10 سال اخير سن ازدواج در حال افزايش است و ميانگين سن ازدواج در مردان به 28 و در زنان به 24 سال رسيده كه ميطلبد مسئولان سياسي و نظام سلامت كشور نسبت به آن حساس شده و توجه ويژهاي به اين موضوع داشته باشند. اما نكته قابل تأمل در اين ازدواج نكردنهاي رسمي اين است كه زندگی به صورت مجردی در بین جوانان رواج یافته و آنان به نوعی نشان می دهند که از این وضع راضی هستند.
طی چند ماه اخیر اخباري منتشر شد مبني بر رواج زندگی های مجردی. اعداد و ارقام ميگفتند كه این نوع زندگی ها لااقل در شهرهاي بزرگ رو به گسترش است تا آنجا كه بسياري از مسئولان نيز بر صحت این موضوع مهر تایید زدند. نكته قابلتأمل اينكه براساس آمارها 30درصد از جوانان در شهرهاي بزرگ در خانههاي مجردي زندگي ميكنند تا آنجا كه برخي كارشناسان دهه ۹۰ را دهه تجرد گزيني ناميدهاند.
دردی بنام تجرد بيشك اگر از هر ايراني در مورد انواع ازدواج سؤال شود به دو تعريف بسنده ميكند؛ «ازدواج دائم» و «ازدواج موقت». ازدواجهايي كه تا حدودي نيز با احكام شرعي آنها آشنا هستيم اما كمتر كسي را ميتوان يافت كه بخواهد تجرد را برای همیشه برای خود برگزیند و ادعا کند که می تواند بدون انتخاب همسر تمام عمرش را سپری کند.
بی شک تمام کارشناسان و صاحبنظران متفق القول معتقدند که در جامعه ایرانی، فقط خانواده در تعریف درست و شرعی آن قابل دفاع است و دكتر اميدعلي احمدي، جامعهشناس درباره تعريف خانواده ميگويد: «ما نمی توانیم به انواع زندگی های غربی که خارج از چارچوب و تعریف درست است فکر کنیم. در غرب ازدواج هایی رايج است به نام «همباشي» ، پيوندي که به مدت زمان نامعلوم بين دو فرد برقرار ميشود و فاقد مشروعيت اجتماعي و حقوقي است.» در حال حاضر و بر اساس آمارهاي موجود يك سوم ازدواجها در كمتر از پنج سال به طلاق ميانجامند. اتفاقي كه براي كشوري مثل ايران، با مباني اسلامي و فرهنگ بالا به هيچ عنوان قابل قبول نيست.
در همين رابطه رئيس سلامت جوانان دانشگاه علوم پزشكي ايران با اشاره به اينكه يك چهارم طلاقها در كمتر از يك سال و حتي شش ماه بعد از ازدواج اتفاق ميافتد، ميگويد: «60 درصد طلاقها در افراد زير 30 سال اتفاق ميافتد كه اين مسئله ميتواند معضلاتي براي جامعه ايجاد كند.»
جليل دوروزي ادامه ميدهد: «سن بلوغ جنسي در كشور كاهش يافته است چون كودكان و نوجوانان به راحتي به سايتهاي غيراخلاقي از طريق اينترنت، ماهواره و موبايل دسترسي دارند و از سوي ديگر نيز سن ازدواج بالا رفته كه اين دو مسئله در كنار هم موجب انحرافات اخلاقي ميشود.»
وي با تأكيد بر اينكه اين مسئله موجب شده برخي جوانان به سمت تجرد و زندگی بدون همسر گرایش یابند، تصريح ميكند: «بايد به اين مسئله حساس باشيم زيرا عواقب خوبی در پی ندارد. در سال 1960 در امريكا كمتر از نيم ميليون جوان، تنها و یا به صورت هم خانه بودند كه اين آمار اكنون به 6 ميليون و 600 هزار نفر رسيده است. عدم تمايل به ازدواج در كل دنيا در حال رخ دادن است.»
«دوروزي» همخانگي را يك فاجعه دانسته و تأكيد ميكند: «اين مسئله، معضلات و تضييع حقوق و سقطهاي غيرقانوني فراواني به همراه خواهد داشت.»
افزايش سن ازدواج طبق تحقيق مشترك وزارت بهداشت و وزارت ورزش، بالاترين ميانگين سن ازدواج زنان در كشور به ترتيب مربوط به استانهاي تهران، البرز و سمنان با 26، 24.6 و 24.5 سال است. همچنين بالاترين ميانگين سن ازدواج مردان نيز در كشور به ترتيب مربوط به استانهاي تهران، البرز و ايلام با ميانگين سني 29.2، 28.8 و 28.4 سال است. البته بايد اضافه كنيم كه همين اتفاق در روستاها نيز افتاده و ميانگين سن ازدواج مردان در مناطق روستايي به 26.2 سال رسيده است.
«متأسفانه زندگي سالم در داشتن مسكن و خودرو مناسب در جامعه فرهنگسازي شده است كه اگر اين تفكر در خانوادهها اصلاح شود ازدواجها موفقيتآميز خواهد بود.» روانپزشك و استاديار دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي با عنوان كردن مطلب فوق به نقش مهم آموزش به خانوادهها براي پيشگيري از زندگی های مجردی تأكيد كرده و ميگويد: «متأسفانه ازدواج سالم در كشوري مذهبي همچون ايران با مشكلات زيادي همراه شده است و سبك سنتي ديگر جوابگوي ازدواجهاي امروزي نيست، بنابراين بايد يك حد واسط در نظر گرفته شود.»
طاهره كرماني رنجبر تأكيد ميكند: «ازدواجهاي امروزي نيازمند همفكري با كارشناسان مجرب است و نبايد تنها به صرف گفتن «ازدواج كنيد»، بسنده كرد. كارشناسي افكار جوانان درباره ازدواج در مرحله نخست است و رسيدن به مورد مناسب، در مسير قرار گرفتن ازدواج، متقاعد كردن دو خانوادها براي زندگي سالم از ديگر مراحل پيوند زناشويي است.»
كارشناسان معتقدند عواملي همچون تهاجم فرهنگي، كمرنگ شدن باورهاي مذهبي و اخلاقي، ضعيف شدن پيوندهاي خانوادگي، سنتهاي غلط ازدواج، هزينههاي كمرشكن اقتصادي، تنوعطلبي جوانان، قوانين و شرايط دشوار و زائد عقد و طلاق باعث شده برخي از جوانان به اين سمت گرايش پيدا كنند.
از طرف ديگر تبعات تجرد براي بانوان بسيار بسيار فاجعهآميز است، زيرا هيچگونه تضمين و مسئوليتي در آن تعريف نشده است و زن نمی داند واقعا چه فردایی در انتظارش است.
رشد جمعيت به زير 2 رسيدهتحقيقات نشان ميدهد طي 20 سال اخير سن خودكشي در كشور كاهش يافته و بيشترين آمار خودكشي نيز مربوط به دختران و پسران مجرد است. همچنين فرار كردن از خانه، مشكل حاد اجتماعي ديگري است كه در جامعه ايجاد شده است، به طوري كه 72 درصد دختراني كه از خانه فرار ميكنند بين 16 تا 25 سال سن دارند.
بر همين اساس رئيس سلامت جوانان دانشگاه علوم پزشكي ايران با اشاره به اينكه سن ازدواج با انحرافات اخلاقي مانند خودفروشي ارتباط دارد، ميگويد: «بر پايه تحقيق مركز مداخله بحران قرنطينه بهزيستي، سن اغلب افرادي كه اين انحرافات اخلاقي را داشتهاند بين 16 تا 21 سال بوده است.»
«دوروزي» نرخ رشد جمعيت در كشور كه به 1.7 رسيده را هم مورد توجه قرار داده و تأكيد ميكند: «ميانگين بسياري از شهرها از همين رقم هم كمتر است. اين رقم هشدار دهنده بوده و بايد به بيش از 1/2 برسد.» وي با اشاره به اينكه هر سال در كشور يك ميليون و 750 هزار مورد بارداري وجود دارد كه 250 هزار مورد آن منجر به سقط و برخي ديگر از كودكان جان خود را از دست ميدهند و در نهايت هر سال يك ميليون و 100 هزار نفر به جمعيت كشور افزوده ميشود، ميگويد: «اگر ميخواهيم نرخ رشد جمعيت افزايش يابد بايد روي 12 ميليون جواني كه ازدواج نكردهاند، كار كنيم و آنان را به ازدواج و فرزندآوري ترغيب كنيم و در کنار آنها نیز خانوادههايي كه چهار يا پنج فرزند دارند را به بارداري مجدد تشويق كنيم.»