
با توجه به گمانهزنيهايي كه درباره حضور عليرضا تابش در سمت مديريت بنياد سينمايي فارابي وجود دارد، بايد گفت مديران فرهنگي نبايد با سياستهاي غلط و انتصابهاي بدون پشتوانه، سينما را عرصه تاختوتاز سياسيون كنند.
بنياد سينمايي فارابي يكي از سازمانهاي زيرمجموعه سازمان سينمايي بهشمار ميآيد كه از اهميت خاصي برخوردار است. از دو سال گذشته رئيس سازمان سينمايي تصميم به كوچكسازي و چابكسازي سازمان سينمايي كشور گرفت و صحبت از تغيير و تحولات در اين نهاد مهم به ميان آمد. براي كوچكسازي اين بنياد ابتدا حمايت از فيلمهاي اول از بنياد فارابي كه داراي شوراهاي تخصصي بود، گرفته شد و به عهده مركز گسترش سينماي مستند و تجربي گذاشته شد اما سيد محمدمهدي طباطبايينژاد، مدير عامل مركز گسترش در ديماه اعلام كرد: «از ابتداي سال ۹۴ توليد فيلمهاي اول به بنياد فارابي سپرده ميشود و بنياد فارابي متولي توليد مجموعه آثار داستاني در حوزه سينماي اكران و نمايش خانگي خواهد شد. سياست سازمان سينمايي تمركز توليدات داستاني در بنياد فارابي و تمركز فيلمهاي مستند و انيميشن در مركز گسترش است.»
با اين تصميم رئيس سازمان سينمايي و اعلام مدير عامل مركز گسترش سينماي مستند و تجربي درمييابيم بنياد سينمايي فارابي باز هم در روند توليد سينماي ايران تأثيرگذار خواهد بود و نقش اين بنياد در هدايت و حمايت از فيلمسازاني كه قرار است وارد سينماي حرفهاي شوند، پررنگتر خواهد بود؛ حمايتي كه اگر به درستي صورت نگيرد، ممكن است شاهد تولد فيلمسازاني باشيم كه توجهشان به جشنوارههاي غربي و دست مديران و سياستگذاران آن جشنوارهها خواهد بود. مديريت بنياد سينمايي فارابي از اهميت خاصي برخوردار است، اما گويا رئيس سازمان سينمايي قصد دارد «عليرضا تابش» را به اين سمت مهم بگمارد. اين خبر نشان از آن دارد كه اصلاحطلبان به صورت مستقيم و علني به سراغ حوزه سينما آمدهاند و اصلاحطلبان افراطي قصد دارند در اين عرصه قدم بگذارند. جالب اينجاست كه در سوابق كاري تابش هم كمترين ميزان تناسب با تصدي پست مدير عاملي فارابي ديده نميشود. وي دورهاي مدير كل حوزه وزارتي و روابطعمومي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بوده و آخرين سمت وي مدير هماهنگي امور يادمانهاي رؤساي جمهور در سازمان اسناد و كتابخانه ملي(!) بوده است. تابش همچنين مشاور رئيس موزه ملي قرآن كريم و نيز سمت مشاور رئيس كميسيون فرهنگي شوراي اسلامي شهر تهران را در كارنامه خود دارد. با اين توضيح مشخص نيست كه علت واقعي انتخاب وي غير از مقاصد سياسي و رانت شخصي چه بوده و افزايش گمانهزني در انتخاب عليرضا تابش نگرانيهاي عميقي را در ميان طيفهاي مختلف سينماگران به همراه داشته است.
سينماي ايران نحيف است، تاب و توان فشارهاي سياسي را ندارد. بهتر است مديران فرهنگي كشور بيش از آنكه به فكر سمتي براي تابش خواهرزاده محمد خاتمي باشند به فكر سينماي ايران كه با همت و تلاش فيلمسازان اين عرصه توانسته است نام و نشاني در جهان فراهم آورد، باشند. مديران فرهنگي نبايد با سياستهاي غلط و انتصابهاي بدون پشتوانه سينما را عرصه تاختوتاز سياسيون كنند.