کد خبر: 702782
تاریخ انتشار: ۲۰ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۰:۳۰
نقش بي‌بديل معلم در تربيت اخلاقي دانش‌آموز
تعليم و تربيت امري وقت‌گير، پر ثمر و در عين حال دشوار است كه در آن معلمان نقطه آغاز هر تحول آموزشي و پرورشي هستند. آموزش و پرورش نهادي است كه از معلمان و دانش‌آموزان و افراد ديگر تشكيل مي‌شود.
بهنام صدقي

اين نهاد ارزشمند كليد فتح آينده است و معلمان فاتح عرصه علم و تمدن‌اند كه لازم است به خوبي انتخاب و وارد مراكز تربيت شوند.

جامعه‌‌پذيري اوليه در نهاد خانواده و جامعه‌‌پذيري ثانويه در نهاد آموزش و پرورش شكل مي‌گيرد. پس انتخاب معلم و مدرسه در فرهنگ ‌پذيري كودك تأثير بسزايي دارد. معلم‌ها نقش اساسي در شكل‌‌گيري شخصيت كودك دارند، چون علاوه بر داشتن نقش معلمي، عهده‌دار انتقال ارزش‌ها و باورها و. . . از نسلي به نسل ديگر هستند.

مونا فلاح، پژوهشگر مسائل اجتماعي مي‌گويد: آموزش و پرورش نهادي است كه از طريق آن ارزش‌ها به اعضاي جامعه منتقل شده و در آنها دروني مي‌شوند، از اين لحاظ آموزش و پرورش داراي ماهيت اخلاقي است. وي نقش معلم را در تربيت اخلاقي دانش‌آموزان بسيار مهم توصيف مي‌كند. در ادامه اين نوشتار تبيين ابعاد نقش معلم در تربيت اخلاقي دانش‌آموز را از زبان وي مي‌خوانيم:
 
قلمروهاي دانش و مهارت معلم

بدون شك اين معلمان هستند كه انتقال فرهنگي ارزش‌ها از نسلي به نسل ديگر را تضمين مي‌‌كنند. دانش معلم شامل دانش شناخت محتوا و يادگيري، دانش نحوه تدريس و داشتن برنامه درسي، دانش مربوط به زمينه و دانش معلم درباره خود است. دانش محتوايي منظور شناخت كامل معلم در مورد مطلبي است كه مي‌‌خواهد تدريس كند. معلم بايد آگاهي علمي بالايي در مورد درس داشته باشد. شايد دانش‌آموز سؤالي فراتر از درس پرسيد، پس معلم بايد آنقدر بر موضوع تسلط داشته باشد كه بتواند پاسخگو باشد.

دانش شناخت يادگيري شامل آگاهي از نظريه‌هاي يادگيري، رشد فيزيكي، اجتماعي و روانشناختي دانش‌‌آموزان است و نحوه تدريس مبني بر آگاهي معلم از شيوه تدريس خوب است. اينكه معلم بداند چطور بايد مفهوم را انتقال دهد فوق‌العاده مهم است. بايد بهترين روش‌هاي تدريس را انتخاب و با مديريت كلاس و برنامه‌ريزي صحيح تدريس كند.

دانش برنامه درسي شامل آگاهي معلم از برنامه‌هاي درسي در هر مقطع تحصيلي است. دانش در مورد زمينه همان علم و دانايي معلم درباره وضعيت و شرايطي است كه در آن چارچوب كار مي‌كند.

انتظارات معلم

معلم در مقابل كاري كه انجام مي‌دهد انتظاراتي دارد كه يك بخش از اين انتظارات از دانش‌آموزش و بخشي ديگر از سازمان است. معلم انتظار دارد دانش‌آموز درس را ياد بگيرد و هميشه آمادگي پاسخگويي به درس‌ها را داشته باشد و نتيجه خوبي بگيرد.

او همچنين دوست دارد به او احترام بگذارند و حرف‌هايش را بپذيرند. شايد معلم مهر مادري و پدري به شاگردانش نداشته باشد، اما كودك از خانواده خود براي مدتي جدا شده به مدرسه و معلم روي مي‌‌آورد. در واقع معلم را به عنوان دومين والدين خود به حساب مي‌‌آورد.

معلم از سازمان نيز اين توقع را دارد كه دستمزدش به موقع و با پاداش پرداخت شود، براي نقش معلمي ارزش بالايي قائل باشند و تسهيلات و امكاناتي براي آنها در نظر بگيرند.

معلم شايسته

كسي شايسته شغل معلمي و سزاوار داشتن واژه معلمي است كه رسم، سبك و سياق چگونه آموختن، چگونه انديشيدن و چگونه زيستن را به دانش‌آموزان خود بياموزد، معلم بايد خوب انتخاب و تربيت شود تا خوب تربيت كند و رسالت معلمي خود را به خوبي به جاي آورد.

معلمي كه از سواد علمي پاييني برخوردار است و حوصله خود و شاگردانش را ندارد، نمي‌توان عنوان معلم را روي او گذاشت. متأسفانه يكي از مشكلات آموزش و پرورش در ايران فقدان معلم دلسوز و علمي است. البته كم نيستند معلماني كه زبانزد خاص و عام هستند، اما كم هم نيستند معلماني كه رفتار مناسبي در شأن يك فرد علمي ندارند. برخي معلمان در مدارس به جاي فرهنگ‌سازي صحيح، فقط به فكر منافع خود هستند. آيا معلم وظيفه ندارد كودك را براي آينده پرورش دهد؟

به دانش‌آموز اجازه انتقاد بدهيد

برخي معلمان به بحث‌‌هايي غير درسي مي‌پردازند تا چيزهايي كه خود به آن معتقدند را به اجبار وارد ذهن كودك كنند، و اگر دانش‌آموزان غير از آن را بگويند توبيخ مي‌شوند؟ كودك در حساس‌‌ترين سن، ياد مي‌‌گيرد كه هميشه بترسد و چيزي را كه دوست ندارد به اجبار قبول كند.

آيا بهتر نيست به كودك اجازه داده شود تا در مورد خواسته‌ها و اعتقادات خود حرف بزند؟ اين رفتار كودك را فردي نترس و با اراده بار مي‌آورد و او ياد مي‌‌گيرد هميشه از حق خود دفاع كرده و نظرات خود را مطرح كند. به كودكان خود اجاز نمي‌‌دهيم در مورد يك موضوع نظر بدهند. حالا يا نظر او غلط است يا صحيح، به هر حال بايد با شخصيت دادن به كودك به او اجازه اظهار نظر داد و بعد اگر غلط بود او را راهنمايي كرد.

دومين نهاد مؤثر در جامعه‌پذيري

در فرايند جامعه‌پذيري كودكان دومين نهاد مؤثر نهاد آموزش و پرورش است. كودكان اگر در اين مرحله درست آموزش نبينند، نمي‌‌توانند فرهنگ مثبت را در خود نهادينه كنند. معلم به عنوان شخصيتي مهم در امر آموزش و فرهنگ‌سازي، وظيفه دارد فرهنگ مثبت و اصول اخلاقي را با رفتاري مناسب به كودك آموزش دهد. رفتار و برخورد معلم در پذيرش كودكان بسيار مؤثر است.

كودكي كه مي‌بيند معلم با او رفتاري خوش دارد و مورد تشويق قرار مي‌گيرد، به حرف معلم خود با اشتياق گوش مي‌دهد و سعي مي‌‌كند درخواست‌هاي معلم را با دقت دنبال كند. اگر معلمي باشد كه رفتار و خوي مناسبي نداشته باشد، كودك نه تنها به حرف‌هايش اعتنايي نمي‌‌كند بلكه از او دوري هم مي‌‌كند. اين باعث مي‌‌شود كودك منزوي و از فرهنگ‌پذيري مثبت به دور باشد.

آموزش و پرورش به عنوان يك نهاد مهم حداقل كاري كه مي‌تواند بكند، تخصصي كردن دانش معلمان، كنترل بر شيوه تدريس معلمان، كنترل بر نحوه برخورد معلمان با دانش‌آموزان و آموزش‌هاي روانشناسي به معلمان براي برقراري رابطه مناسب احساسي و عاطفي با دانش‌آموزان است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها