
اگرچه وزيران خارجه ايران و امريكا عصر روز جمعه در سرماي شديد مونيخ براي چندمين بار متوالي با يكديگر ديدار كردند تا از فرصت باقيمانده براي رسيدن به «توافق جامع» استفاده كنند اما برخي خبرها حكايت از آن دارند كه دو طرف به اين نتيجه رسيدهاند در روزهاي اخير به يك توافق كلي- سياسي برسند.
اين موضوع كه حجم قابلتوجهي از اخبار رسانهها را به خود اختصاص داده و هفته قبل توسط برخي از مقامات داخلي هم پيشگويي شده بود، ميرود تا مسير مذاكرات را به دور باطل كشانده؛ دور باطلي كه تنها خواستههاي طرف غربي را محقق كرده و اهداف جمهوري اسلامي ايران در آن ناديده گرفته خواهد شد.
موضوع از اين قرار است كه مذاكرهكننده كشورمان با طرف غربي بعد از ماهها همفكري و نشست و برخاست، بهدليل وجود «بنبست» در مذاكرات به اين نقطه تلاقي رسيده كه در دو مرحله نخست« توافق بر سر كليات» و بعد از آن «توافق بر سر جزئيات» قطار پرونده هستهاي را به ايستگاه پاياني برسانند.
اما – آنگونه كه در ادامه به آن خواهيم پرداخت- روند حركتي ديپلماتهاي كشورمان در اين مسير، نهتنها چشمانداز مثبتي براي كشور نخواهد داشت بلكه كاملاً پيادهسازي طرحي است كه ايالات متحده امريكا به دنبال آن است.
هدف نهايي امريكا از مذاكرات هستهاي با ايران چيست؟اما سؤال اصلي اينجاست كه هدف امريكاييها از مذاكره هستهاي با ايران چيست كه مذاكرهكننده كشورمان با حركت در مسير گذشته و موافقت با توافقنامه سياسي احتمالي، آن را محقق ميكند؟
براساس تحليل رفتاري غربيها در قبال پرونده هستهاي ايران – طي سالهاي 82 تاكنون - و همچنين مرور موضعگيري مقامات سياسي آنها در همين رابطه ميتوان تصريح كرد كه اولويت نظام سلطه «متوقفسازي روند رو به رشد توسعه صنعت هستهاي جمهوري اسلامي ايران» بوده و حركتهاي شطرنجگونه ايالات متحده طي ماههاي اخير هم به خوبي چنين مسئلهاي را تصديق ميكند.
تأكيد مقامات كاخ سفيد و كنگره طي هفتههاي اخير مبني بر آنكه، به هيچ عنوان تحريمها عليه ايران لغو نخواهد شد، گوياي چنين موضوعي است كه اساساً امريكا بنايي براي رسيدن به يك توافق جامع و نهايي با جمهوري اسلامي ايران نداشتهاند و تلاش ميكنند با بهكارگيري ابزارهاي مختلف در پوشش « تطويل مذاكرات هستهاي» روند متوقفسازي توسعه هستهاي ايران را كه در 16ماه گذشته اتفاق افتاده آرامآرام «استمرار» و سپس سال به سال «دامنهدارتر» كند.
هرچند كه يكي از تاكتيكهاي ديپلماتهاي دولت «سري نگهداشتن تمام فرآيند مذاكرات» بوده است؛ رفتاري كه غربيها دقيقاً مخالف آن عمل كرده و بسياري از جزئيات هر دور مذاكرات را در اختيار رسانههاي خود قرار داده، علياكبر صالحي در بر نامه زنده تلويزيوني برخلاف دولتمردان مطلع از فرآيند مذاكرات از طرح امريكاييها پردهبرداري ميكند. وي در اين گفتوگو تصريح ميكند: «بر اساس طرح غربيها ايران بايد 10 الي 20 سال اعتمادسازي كند.»
بررسي برخي مفاد توافقنامه ژنو 3 هم گوياي چنين هدفي است؛ آنجايي كه امريكا سطح غنيسازي ايران را از 20 درصد به 5 درصد ميرساند و پس از آن تلاش ميكند اين را به طرف ايراني ديكته كند كه غنيسازي زير 5 درصد هم نيازهاي ايران را برآورده ميكند.
به بيان بهتر بايد گفت امريكاييها با ترسيم زمانبندي تعليق تحريمها – و نه لغو- به مدت نزديك به 15 سال، به بهانه لزوم اثبات صلحآميز بودن فعاليتها هستهاي توسط جمهوري اسلامي ايران فعاليتهاي تحقيقاتي و صنعتي هستهاي ايران را تعطيل و از تبديل شدن جمهوري اسلامي ايران به قدرت هستهاي جلوگيري كنند.
البته ايالات متحده امريكا موازي با چنين هدفي، ابزارهاي ديگري را هم بهكار خواهد گرفت تا «ايران همچنان در جايگاه متهم باقي مانده»، «قدرت چانه زنياش در برخورد با غرب كاهش يافته باقي مانده» و «تحريمها گستره و دامنه بيشتري به خود بگيرد». يكي از اين ابزارها تحريمهايي است كه بهزودي توسط نهادهاي بينالمللي به بهانه پرونده حقوق بشري ايران وضع خواهد شد. اين پرونده كه توسط برخي از فعالان جريانبرانداز در داخل براي اين مراكز، بهخصوص در ماههاي اخير، تدوين و گردآوري شده تلاش دارد حجم تحريمها عليه جمهوري اسلامي ايران را گسترش دهد تا مذاكرهكنندگان كشورمان در پيشبرد اهداف نظام در فضاي بينالمللي خلع سلاح و دستكم تضعيف موقعيت شوند.
ابهام در كسب نتيجه دلخواه توسط طرف ايرانيهمچنان كه بارها تأكيد شده دو اولويت اساسي دولت تدبير و اميد در قبال پرونده هستهاي نخست «لغو كامل تحريم ها» و دوم «گشايش در وضعيت معيشتي و اقتصادي مردم» بوده است، دو هدفي كه نهتنها تحقق پيدا نكرده بلكه طبق آمار و اسناد وضعيتي بدتر از گذشته هم پيدا كردهاند، به گونهاي كه طي 16ماه گذشته كنگره امريكا، اتحاديه اروپا، دولت اوباما و شوراي امنيت سازمان ملل چندين بار دامنه تحريمها عليه ايران را افزايش داده و در داخل وضعيت اقتصادي مردم تغييري محسوس و ملموس هم نداشته است.
به بنبست رسيدن چند باره مذاكرات هستهاي و همچنين محقق نشدن دو هدف مورد اشاره باعث شده دولتمردان چاره كار مذاكرات را در آن ببينند كه توافقي كلي يا سياسي را با 1+5 صورت دهند، توافقي كه ميتواند دستاوردهايي براي ديپلماتهاي دولت يازدهم به همراه داشته باشد.
دولتمردان معتقدند كه رسيدن به يك توافق سياسي تا قبل از عيد نوروز، ميتواند برد تبليغاتي فراواني را در داخل به همراه داشته باشد و ديپلماتهاي مذاكرهكننده ميتوانند بار ديگر پشت تريبون آمده و از موفقيت دستگاه ديپلماسي تعريف و تمجيد و از افزايش قيمتها و رشد تورم سالانه تا حدودي جلوگيري كنند.
در كنار اين دولتمردان به خوبي ميدانند كه كاسه صبر مردم لبريز شده و ديگر طاقت آن را ندارند باز از تلويزيون و راديو تمديد مذاكرات و موكول كردن جلسه بعدي در ژنو و مسقط را بشنوند بنابراين رسيدن به توافق سياسي ميتواند تا حدودي افكار عمومي داخلي را آرام كرده و به آرامشي نسبي برساند. هدف ديگري كه دولتمردان يازدهم به دنبال آن هستند اين موضوع است كه حجم انتقادات از رويكرد ديپلمات هستهاي كشورمان هر روز در حال افزايش بوده و اگر چه دولت توانسته در برخي از اوقات با برخورد چكشي و حتي پرخاشگرايانه سدي در مقابل آن ايجاد كند اما لازم است براي به انفعال كشاندن منتقدان چنين توافقي را به نتيجه برساند.
به عبارت ديگر جرياني در دولت بدين باور است كه برگ برنده دولت در آوردگاههاي سياسي آينده و تضمين قدرت در سالهاي آتي به سرانجام رسيدن - حداقل تبليغاتي- پرونده هستهاي ايران با1+5 است و چنانچه اين اتفاق نيفتد، دوران در دست داشتن قدرت خيلي زود فرا خواهد رسيد و جريان رقيب بر كرسي قوه مجريه تكيه خواهد زد، تمركز بيش از حد دولت روي پرونده هستهاي هم گوياي چنين موضوعي است.
دور باطلهمچنان كه اشاره شد رسيدن به توافق كلي يا سياسي طي روزهاي اخير نميتواند گرهي از مشكلات جمهوري اسلامي ايران باز كند و اهداف نظام در اين باره را محقق نخواهد كرد چراكه توافقنامه ژنو 3 هم كه آذرماه سال 93 صورت گرفت، تنها توافق بر سر كليات بود و ضعف در تنظيم آن باعث توسعه زيادهخواهيهاي طرف غربي در ميز مذاكرات شد و از سوي ديگر نتوانست دو طرف را بر سر جزئيات به توافق برساند، بنابراين رسيدن به «توافق كلي» كه همان ژنو 3 است ميتواند تكرار اشتباهات گذشته و به عبارتي بهتر، ايجاد دور باطل در موضوع هستهاي باشد؛ دور باطلي كه هدف غرب كه همان «متوقفسازي پيشرفت صنعت هستهاي» است را عينيت بيشتري بخشيده و اهداف جمهوري اسلامي ايران را همچنان ابتر نگه ميدارد.