اي اولاد آدم يا تو بايد بروي امريكا يا بايد آدامس بفروشي! اينطوري صاحب ماشين ميشوي. آنوقت ميتواني با ماشينت بروي و بوق بزني. ترمز بزني. اصلاً هر كاري كه دلت خواست بكني! بلي! راه از اين آسانتر؟ آدم يا ميرود آنور و آدامس ميتركاند يا همينور آدامس ميفروشد براي تركاندن ديگران. اين به آن در. در به در. بيدر. هرچي. . . موضوع ماشيندار شدنت بود. يعني يا بايد ماشين ارزان شود كه در اينجا از اين خبرها نيست و اين خبرها مال امريكاست يا اينكه ماشين گران شود و تو پولدراتر شوي و بروي ماشينت را در همينجا بخري! نگوييد كه حرف حساب من، حاليتان نميشود! اين روزها، هر چه ميگويم، هيچكس تحويل نميگيرد! يا آدمها كر شدهاند! يا من صدايم نارسا شده! يا نوشتههايم فلسفيتر شده! يا اصلا هميشه همينطوري بوده و طبع من نازك نارنجيتر شده است! هر چه باشد بايد عزمم را جزم كنم و ميان دو روش فوق يكي را انتخاب كنم و با كوشش و ممارست كه لازمه رسيدن به مراتب عالي در اين مملكت است، بار خودم را ببندم. چه در اين مملكت، چه در آن مملكت! حالا كه اينطور شد من دو تا خبر را برايتان نقل ميكنم و شما هم به من مشورت دهيد كه كداميك براي ماشيندار شدن اولاد آدم راه مناسبتري است؛ اينكه گيوههايم را بكشم بالا و زيرآبي بروم تا امريكا يا اينكه همينجا بمانم و براي مردم خوبم آدامس قاچاق كنم تا بجوند و بجوند و بجوند! و اينك اين شما و مراسم كلنگزني مركز تحقيقات استراتژيك تكنولوژي و نوآوري لوازمخانگي! ببخشيد اشتباه گفتم، مراسم رونمايي از مرورگر بومي «پارسيجو»! ببخشيد، دو تا خبر ميخواهم بدهم، مراسم ديگر نميخواهد. مراسم را موقع بوق زدن همانطور سرپايي انجام ميدهم، ماشين نو و بوق نو و مراسم. . . خبر اول: بازار خودرو زنده شد. فروش سه خودروساز امريكايي در ژانويه تحت تأثير قيمتهاي پايين بنزين و تسهيلات اعتباري مناسب كه به فروش شاسي بلندها و پيكاپهاي بزرگ كمك كرد، بالاتر از ميزان مورد پيشبيني تحليلگران افزايش يافت. هر كسي ماشين ارزان شاسي بلند ميخواهد بايد برود امريكا. خبر دوم: محمدحسين برخوردار عضو هيئت نمايندگان اتاق بازرگاني ايران خاطرنشان كرد: آدامس كه كالاي چندان اساسي نيست 70 تن در كشور مصرف ميشود كه فقط 20 تن آن در داخل توليدي است و بخش عمده آن يعني 50 تن به صورت قاچاق وارد كشور ميشود. پس هر كه ميخواهد جيبش پر پول شود و با آن برود و ماشين شاسي بلند بخرد و برود بوق بزند و مراسم بگيرد بايد آدامسي شود. خب خوانندگان گرامي، البته واضح و مبرهن است كه علم بهتر از ثروت است اما براي اينكه اولاد آدم با داشتن دو تا مدرك دكتري، آرزوي ماشين سواري خريدن را به گور نبرد، شما كداميك را پيشنهاد ميكنيد؟ رفتن به امريكا(اسمش هم خوب است: فرار مغزها) يا قاچاق آدامس(اسم اين هم خوب است: واردكننده نمونه)؟
اولاد آدم از آنجايي كه اهل شبههافكني نيست، با يك تذكر آئيننامهاي كه از همين تريبون قرائت ميشود، در خصوص يكي از مباحث مطروحه خود را موظف ميداند كه روشنگري نموده تا راه را بر هرگونه خلاف و رانتخواري مسدود كرده و شرايط مناسب و يكساني را براي همه خوانندگان بهوجود آورد تا تصميم مناسب اتخاذ گرديده و به سمع اولاد آدم رسانيده شود. بلي! موضوع كلنگزني و رونمايي و ماشين ارزان امريكايي و قاچاق آدامس نيست! چراكه اينها اظهرمنالشمس است. موضوع، نكته غامضي است كه اولاد آدم با نهايت زيبايي در لابهلاي گفتار خود در لفافه پيچيده و به خورد خلايق داده است! او شبههافكني كرده كه علم بهتر است از ثروت. لذا در همينجا، آخرين يافته و مستندات علمي در اين خصوص را اعلام كرده تا از مواضع تهمت دوري جسته و خاطر كسي را مكدر نسازد: اگر حروف ثروت كه به ترتيب:(ث:پنجمين)، (ر: دوازدهمين)، (و: سيامين)، (ت: چهارمين) حرف الفبا هستند را با هم جمع كنيم 51 ميشود و چون جمع حروف علم (ع: بيست و يكمين- ل:بيست و هفتمين- م:بيست و هشتمين) 76 ميشود و بزرگتر از 51 است نتيجه ميگيريم علم بهتر از ثروت است.