انتخاب موضوع و تصويب آن توسط استاد، اصليترين و مهمترين مرحله در نوشتن پاياننامه است؛ موضوعي كه انتخاب آن گاه در سر در گميهاي دانشجويان تا ماهها به طول ميكشد و به نظر ميرسد كه راهنمايي استادان در اين زمينه ميتواند كمك بزرگي به دانشجويان كند و پيچيدگيهاي مسئله را برايش آسانتر.
سپهر خانپور، فارغالتحصيل مقطع كارشناسي ارشد رشته حقوق تجاري - اقتصادي بينالمللي از دانشكده حقوق دانشگاه تهران كه در پاياننامهاش به بررسي حقوقي مسئله نمايندگي در نهادهاي مالي فعال در بازار سرمايه پرداخته است، با اشاره به اينكه انتخاب موضوع عموماً بر عهده خود دانشجو است، ميگويد: «اگر دانشجو براي انتخاب موضوع نياز به راهنمايي و مشاوره استاد داشته باشد، معمولاً اكثر استادان با توجه به دغدغههاي ذهني خود كمك ميكنند و از كمك و مشاوره فكري دريغ نميكنند ولي عمدتاً روال بر اين است كه خود دانشجو با كمك استاد موضوع پاياننامه را انتخاب كند.»
كاربردي بودن موضوعات نيز نكته قابل اهميتي در انتخاب موضوع پاياننامه است، كه بعضاً ديده ميشود پاياننامهاي كه با طي مراحل سخت و ماهها تلاش دانشجو به نتيجه ميرسد يا دوبارهكاري است يا غير كاربردي و نوشتن آن صرفاً رفع تكليفي بوده براي گذراندن آن واحد و گرفتن نمره.
خانپور ميگويد: «حداقل از اين نظر وضعيت در دانشكده حقوق دانشگاه تهران خوب بود چون معمولاً موضوعات پاياننامهها با نگاه كاربردي انتخاب ميشود و به خصوص به جديد بودن موضوع بسيار دقت نظر ميشود و موضوعات تكراري تصويب نميشود. در دانشكده ما موضوعات صرفاً تئوري و بدون كاربرد معمولاً تصويب نميشود.»
مهدي ملارمضاني، فارغالتحصيل رشته عمران در مقطع كارشناسي ارشد از دانشكده فني دانشگاه تهران نيز ميگويد: «در دانشگاه ما معمولاً موضوعات غير كاربردي تصويب نميشد و موضوعات بيشتر پاياننامهها يا جديد و كاربردي بودند يا ادامه دهنده كار افراد ديگري بوده كه روي اين موضوع تا مقطعي مشخص كار كردند تا كار را نوينتر و به روزتر كنند و مسائلي را ضمن نوشتن پاياننامه در نظر بگيرند كه در كارهاي قبلي نبوده است. اكثر دانشجويان پاياننامه را با دقت و توجه به موضوع كاربردي بودن آن انتخاب ميكنند. ضمن اينكه استادان هر هفته در دانشگاه جلسهاي به مدت ۳۰ دقيقه تا يك ساعت تشكيل ميدهند و موضوعات را مورد بررسي قرار ميدهند و پيشرفت كار را در نظر ميگيرند. موضوع پاياننامهها در اكثر موارد براي استادان اهميت دارد مخصوصاً اينكه بتوانند مقالهاي از آن استخراج كنند تا براي ژورنالهاي خارجي يا مجلات داخلي استفاده شود.»
سميه صفايي، فارغالتحصيل رشته زبان انگليسي از دانشگاه علوم تحقيقات كه موضوع پايان نامهاش به «تأثير تلفيق مهارت خواندن و نوشتن در درس روش تدريس، بر عملكرد دانشجويان» اختصاص يافته، اما در اين بين نظر ديگري دارد و معتقد است پاياننامهها در اغلب موارد رفع تكليف و گرفتن نمره است: «حتي اگر موضوع پاياننامه بسيار جالب و جديد باشد بعد از اتمام كار كسي به صورت كاربردي به موضوع نگاه نميكند و همين، انگيزه را براي ارائه كاري خوب از دانشجو ميگيرد و او به پاياننامهاش صرفاً نگاه رفع تكليف دارد.»
وي به اين نكته هم اشاره ميكند كه: «اكثر دانشجويان از پيدا كردن موضوع پاياننامه عاجزند، در اين ميان استادان راهنما بسيار نقش كليدي و مهمي دارند و ميتوانند با راهنمايي و مشاوره به دانشجو او را در انتخاب موضوعي مناسب كمك كنند؛ هر چند در اغلب موارد اينگونه نيست و دانشجو خود بايد به تنهايي مسير انتخاب موضوع را طي كند.»
نيره دوخايي، فارغالتحصيل ديگري از دانشگاه علوم تحقيقات در رشته ادبيات فارسي است كه همين چند ماه پيش از پاياننامهاش با موضوع «ترجمه داستانهاي كودكان از دوران مشروطه تا انقلاب اسلامي» دفاع كرده است. او با انتقاد از اينكه موضوع پاياننامهها در اكثر موارد كارشناسي نشده است، ميگويد: «استادان معمولاً موضوعات كارشناسي نشده را به دانشجويان پيشنهاد ميدهند و مبنا و شاخص ثابتي براي انتخاب ندارد. به نظر ميرسد در بيشتر موارد دانشجويان در پي كسب نمره و استادان به فكر دانشجويان هستند تا هر چه زودتر از دغدغههاي پاياننامه خلاص شوند.»
او در خصوص نقش استادان در انتخاب موضوعات پاياننامهها به خبرنگار ما ميگويد: «در دانشگاه ما دانشجويان حتي حق انتخاب استاد راهنماي خود را ندارند، چه برسد به انتخاب موضوع توسط استادي خاص. معمولاً اين روند حاكم است كه يك موضوع فقط پيشنهاد ميشود و مدير گروه بر اساس دانش و سليقه خود آن را پذيرفته يا رد ميكند.»
باران مقربيان، فارغالتحصيل رشته مطالعات زنان از دانشگاه الزهرا، كه در حال حاضر دانشجوي مقطع دكتري است و در پاياننامه كارشناسي ارشد خود به بررسي موضوع «تجدد گرايي و همسرگزيني» پرداخته، نيز با اشاره به اينكه كمك و راهنمايي استادان در انتخاب موضوع به دانشجويان معمولاً خوب است يك دليل مهم براي اين سخن خود ميآورد: «اگر استادان در اين بخش به دانشجو كمك ميكنند صرفاً به خاطر ارتقاي علمي خودشان است و با اين هدف كه انتخاب موضوع ميتواند به جايگاه علمي آنها كمك كند دانشجو را راهنمايي ميكنند. با اين همه باز هم دانشجو خود بايد در انتخاب موضوع تلاش كند و گاهي از اين بابت اين قدر دانشجو تحت فشار روحي قرار ميگيرد كه انگار ميخواهد چه اتفاق عظيمي رخ دهد.»
بخشي از دريافت حقوق استادان در جايگاه استاد مشاور يا استاد راهنما در دانشگاهها مربوط به پيگيري آنها از روند تهيه و نگارش پاياننامههاي دانشجويان است، اما اينكه اين اتفاق در عمل چقدر روي ميدهد و دانشجويان چقدر ميتوانند روي كمك استادان راهنما و مشاور حساب كنند، سؤالي است كه دانشجويان با توجه به دانشگاههاي مختلف پاسخهاي متفاوتي براي آن دارند.
مقربيان در اين خصوص ميگويد:«اين موضوع كاملاً بستگي به استاد دارد. بعضي از استادان واقعاً دلسوزند و سعي در كمك به دانشجو دارند ولي به طور كلي اين اصل در ميان دانشجويان پذيرفته شده كه ميگويند از استاد انتظار كمك نداشته باشيد. استاد راهنماي من چهرهاي بسيار معروف و سرشناس بود كه نه تنها هيچ راهنمايياي نكرد بلكه حتي پايان نامهام را قبل از دفاع نخواند و گفت معلوم است كه خوب نوشتهاي! در اين شرايط دانشجو مجبور ميشود از استادان ديگري كمك بگيرد و كسان ديگر مگر چقدر ميتوانند به پاياننامه تو اشراف داشته باشند؟ ضمن اينكه معمولا در رشتههاي علوم انساني چون كار عملي چنداني در اين زمينه نشده است، استادان روي موضوعات و تعاريف مفاهيم اتفاق نظر ندارند و نظراتشان گاه كاملاً متفاوت با يكديگر است. مشكل مهمي كه در اين خصوص وجود دارد اين است كه ميان استاد راهنما و استاد مشاور هم در قالب موارد همدلي و اتفاق نظري وجود ندارد، انگار كه دشمن هم هستند و بعضا ديده ميشود كه استاد راهنما توصيه ميكند كه به حرف استاد مشاور گوش نده و اين دانشجو را سردرگم ميكند و جالب اينكه روز دفاع، خود در جلسه دانشجويشان حاضر نميشوند.»
او با اشاره به اينكه معمولا استادان راهنما سواد و دانش راهنمايي دانشجويان را ندارند، اضافه ميكند:«استاد راهنما و مشاوري كه خود سواد چنداني ندارد چطور ميتواند در مقام كمك و راهنمايي دانشجو بر آيد؟ برخي از استادان در اين زمينه همپاي دانشجو حركت ميكنند تا خودشان هم ياد بگيرند. اگر ما امروز نتوانستيم آن طور كه بايد توليد علم كنيم به اين دليل است كه استادان ما سواد لازم را ندارند و نميتوانند حرفي بزنند كه به درد دانشجو و جامعه بخورد.»
دانشجوياني هستند كه بدون زحمت پاياننامهشان را ظرف مدت زمان كوتاهي جمعوجور ميكنند و تحويل ميدهند. مقربيان ميگويد:«در ميان دوستان خود من كسي بود كه استاد مشاورش به او گفته بود كه براي نوشتن پاياننامهات بايد تعداد زيادي مقاله خارجي بخواني تا بتواني يك پروپوزال خوب ارائه دهي، اما دانشجوي ديگري را ميشناسم كه به من گفت طي دو شب پاياننامهاش را نوشته است! بنابراين نميشود همه مشكلات و ضعفهاي اين حوزه را متوجه استادان كرد و خود دانشجو در اين بين نقش عمده و مهمي ايفا ميكند.»
خانپور هم درباره اينكه هنگام نوشتن پاياننامه چقدر ميشود به كمك و راهنمايي استادان اميدوار بود، ميگويد:«استادان همه مثل هم نيستند با اين حال اكثر استادان وقتي كه براي مشاوره و راهنمايي دانشجو بايد بگذارند، ميگذارند. هر چند هستند استاداني كه بعضا كار لازمي كه بايد، انجام نميدهند و وقتي كه بايد بگذارند، نميگذارند اما به هر حال حقوق دريافت ميشود.»
ملارمضاني كه موضوع پاياننامهاش درباره «پيش بيني مصرف آب شهري با استفاده از شبكه بنزين» بوده است، نيز با تأكيد بر اينكه بعضي نكات مانند مرتبه علمي و سن استاد در اين خصوص قابل توجه است، ميافزايد: «استادان جوانتر بهتر كار ميكنند و براي راهنمايي و مشاوره پاياننامه وقت ميگذارند ولي استاداني كه در رشته عمران وارد حوزه صنعت كشور شدند، خيلي كمك و راهنمايي نميكنند و اكثر استادان در اين خصوص دانشجويان كارشناسي ارشد را با دانشجويان مقطع دكترا لينك ميكنند و به واسطه آنها كار را جلو ميبرند و خود تنها در مقام نظارت، كار راهنمايي پاياننامه را انجام ميدهند و خيلي براي مقطع ارشد اهميت قائل نيستند.»
دوخايي هم مشاوره و راهنمايي استادان را منوط به وجدان كاري آنها ميداند و معتقد است:«استاد دغدغهمند در هر شرايطي چه به عنوان استاد راهنما و چه مشاور به دانشجو كمك ميكند و بر عكس آن هم بسيار اتفاق ميافتد.»
اينكه تهيه پاياننامههاي دانشجويي كه با صرف زماني چند ماهه و مراحل سخت پژوهشي و تحقيقي به سرانجام ميرسد، چقدر براي استادان مهم است و جدي گرفته ميشود نكتهاي است كه پاسخهاي متفاوتي بسته به نوع دانشگاه محل تحصيل دانشجويان براي آن وجود دارد. مانند خانپور كه معتقد است در دانشكده حقوق دانشگاه تهران وضعيت از اين جهت خوب است و پايان نامهها كاملاً جدي گرفته ميشوند. ملارمضاني هم ميگويد:«بيشتر استادان پايان نامهها را جدي ميگيرند ولي در ميان آنها استاداني هستند كه با توجه به مشغله كاري مسئلهاي به اسم پاياننامه به خصوص در مقطع كارشناسي ارشد برايشان بياهميت است. به صورت درصدي بخواهم بگويم، استادان حدود ۸۰ درصد پاياننامهها را جدي ميگيرند.
به گفته صفايي نيز اكثر استادان براي پاياننامه براي دانشجويان خود وقت بسيار كمي قائل هستند، آن هم به يك دليل مهم: استادان يا در يك دانشگاه كلاسهاي زيادي دارند يا همزمان در چند دانشگاه ديگر تدريس ميكنند و فرصت پرداختن به پاياننامه را ندارند.
دوخايي هم با تأكيد بر همين نكته ميگويد:«براي اغلب استادان دوره كارشناسي ارشد، پاياننامه از اهميت زيادي برخوردار نيست و به رساله دكتري بيشتر اهميت ميدهند؛ بنابراين به جز روز دفاع، مسئله پاياننامه برايشان اهميت ندارد و گاهي حتي در روز دفاع نيز به دليل مشغلههاي بسيار كاري حاضر نميشوند.»
مقربيان نيز با انتقاد از اينكه استادان براي پاياننامههاي دانشجويان وقت كمي ميگذارند و خيلي آنها را جدي نميگيرند، اينطور انتقاد ميكند: «گاهي پيش ميآيد كه كار دانشجو يك ماه عقب ميافتد تنها به اين دليل كه استاد راهنما فرصت مطالعه پاياننامه را نداشته. معمولاً هم در همه رشتهها اوضاع به همين ترتيب است اما من استاد راهنمايي داشتم كه چون قرار بود اسمش پاي مقاله من بيايد هر هفته ميخواست كه روند كاري پژوهشم را ببيند. براي برخي از استادان هم كل نظري كه درباره محتواي يك پاياننامه ارائه ميدهند، صرفا در حد ويرايش متن است و بس و هيچ نظر علمي روي كار اعمال نميكنند.»