روزي خداوند به قول معروف، دير و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد. از طرف ديگر بركتش هم زياد است. ممكن است كسي از طريق غير شرعي مال بيشتري به دست آورد اما اين مال بركت نداشته يا اينكه در راه مريضي و گرفتاريهاي ناخواسته صرف شود. پس بايد در تلاش باشيم تا از ميان همه حقوق، حق خدا را در اولويت قرار دهيم يعني دستورات او را رعايت كنيم و در اين رعايت، اخلاص هم داشته باشيم، يعني كسي جز خود او را در نظر نگيريم بلكه تنها براي خود او و به خاطر خود او، حقش را رعايت كنيم. به گفته حجتالاسلام والمسلمين دكتر جمال سروش اينكه بسياري از مردم ما حقوق خدا و خلق خدا را رعايت نميكنند قطعاً دلايلي دارد. شايد به خاطر ناآگاهي است و شايد هم به خاطر تعارض با منافعشان. پس ابتدا بايد حقوقي كه افراد مختلف جامعه نسبت به خداوند و همچنين نسبت به يكديگر دارند را به طور كامل بررسي كرد و مردم را نسبت به آن آگاه ساخت. گفتههاي اين پژوهشگر مسائل ديني و فرهنگي را در ادامه ميخوانيم. وي با استناد به رساله حقوق امام سجاد (ع) به اين موضوع پرداخته است.
آگاه كردن مردم از حقوق ديگران از اهداف اصلي دين اسلام است و يكي از بهترين منابع در اين زمينه رساله حقوق حضرت سجاد (ع) است. حق همواره ملازم با تكليف است يعني هر جا براي فردي حقي اثبات ميشود براي طرف مقابل آن فرد هم تكليفي ايجاد ميشود. مثلاً اگر ميگويند زن حق دارد از نفقه شوهر بهرهمند شود بدين معناست كه شوهر مكلف است كه نفقه او را بپردازد. در بسياري از موارد حق و تكليف دو طرفه هم هستند. يعني اگر براي زن حق نفقه و براي مرد تكليف تأمين آن را قائل شدند، متقابلاً براي مرد حق تمكين و براي زن تكليف در برابر اين حق را هم قائل شدهاند.
سعادت دنيا و آخرت در رعايت حق
اولين حقي كه رساله حضرت زين العابدين (ع) در رساله خود متذكر ميشوند حق خداوند متعال است. ايشان ميفرمايند: «پس حق خداوند كه بزرگترين حـق است، بر گردن تو آن است كه فقط بنده او باشي و در عبادت و بندگي شرك نورزي، پس وقتي كه چنين بودي و بنده مخلص او شدي، خداوند نيز بر خود واجب ميكند كه دنيا و آخرت تو را كفايت كرده و آنچه را كه از دنيا و آخرت دوست ميداري براي تو حفظ كند.»
چقدر اين كلام نوراني و پرفايده است! چون در عمق جان انسان مينشيند نوراني است و از آن جهت پر فايده است كه با رعايت كردن همين حق، انسان ميتواند سعادت دنيا و آخرت خود را تضمين كند. اما غفلت گاهي كار ما را به جايي ميرساند كه از كوچكترين حق انسانها تشكر ميكنيم، اما از كنار بزرگترين نعمتهايي كه خداوند به رايگان در اختيار ما گذاشته سبكسرانه ميگذريم.اي كاش خداوند را حاضر و ناظر بر اعمال و نيات خود ميدانستيم.
دروغ ميگوييم تا سود كنيم!
در توضيح اين فراز، توجه به اين نكته لازم است كه برخي از ما خيال ميكنيم در زندگي خود هيچ شريكي براي خدا قائل نيستيم و موحد به معناي واقعي كلمهايم، در حالي كه اگر دقت كنيم ميبينيم به جاي خدا دنبال هواهاي نفساني خود هستيم و خدا را تا آنجا ميپرستيم كه منافاتي با منافع شخصي و خواستههاي ما نداشته باشد. به عنوان مثال وقتي در مسائل اقتصادي كمي عرصه بر ما تنگ ميشود اگر احتمال دهيم كه با يك دروغ منفعت بيشتري عايدمان ميشود دروغ ميگوييم و ابايي نداريم كه آلوده به رشوه و ربا شويم.
دروغ براي كسب روزي!
اگر انسان خداپرست واقعي باشد شكي ندارد كه روزياش دست خداست و گناه و حرام چيزي به آن اضافه نميكند و تنها نقشي كه ميتواند داشته باشد اين است كه روزي حلال خود را حرام ميكند. نقل ميكنند كه روزي مولاي متقيان امير مؤمنان (ع) قصد داشتند كه وارد مكاني شوند، مركب خود را به فردي سپردند و هنگام بازگشت مبلغي به ميزان دو درهم آماده كردند كه به فرد مراقب بدهند اما ايشان به طور ناگهاني مشاهده كردند كه آن فرد دهنه اسب را برده و اسب را رها كرده است. دو درهم را به غلام خود دادند كه برود بازار دهنه ديگري بخرد جالب اينكه غلام حضرت وقتي رفتند به سوي بازار ديدند كه همان دهنه را آن فرد به بازار آورده و فروخته است. بنابراين همان را خريدند و دوباره به دهان اسب بستند. پس از اينكه حضرت از اين جريان مطلع شدند، فرمودند: خداوند متعال دو درهم حلال، روزي اين فرد قرار داده بود اما وي به خاطر عجله و نداشتن صبر اين دو درهم روزي حلال خود را حرام كرد. حكايت بعضي انسانها هم همين طور است. برخي خيال ميكنند كه اگر دروغ نگويند يا حلال را حرام نكنند خداوند روزي آنها را نميدهد. مسلماً اين افراد سخت در اشتباهند و ايمان آنها ضعيف و توكل و صبرشان كم است.
پاداش رعايت حق
طبق فرمايش حضرت سجاد (ع) نتيجه رعايت كردن چنين حقي (عبادت مخلصانه) دو چيز است. اينكه خداوند دنيا و آخرت ما را تضمين و آنچه را كه دوست داريم حفظ ميكند. آيا چنين نتيجهاي پاداش كمي است؟ مگر چيزي خارج از دنيا و آخرت هست كه انسان آن را آرزو كند؟ هر چه هست يا در دنيا است يا در آخرت. مطمئناً خداوند هم دنيا و آخرت ما را تضمين و هم هر آنچه كه از دنيا و آخرت براي ما مهم است را حفظ ميكند. شايد تفاوت اين دو در اين باشد كه اولي (تضمين دنيا و آخرت) تضمين حقيقي، واقعبينانه و از ديد الهي است و دومي (حفظ آنچه از دنيا و آخرت كه ما دوست داريم) تضمين ذهنيات ما است. چه بسا كه دايرهاش كوچكتر و كمتر از قبلي باشد. خداوند هم به علايق و سلايق ما توجه دارد و هم به آنچه واقعاً خير و سعادت ماست اما متأسفانه ما از آن غافل هستيم. بهتر است با خداي خود عهد كنيم كه حقش را كه بالاترين حقهاست رعايت كنيم. بدون شك هر مقدار كه در اين عهد پايبندتر باشيم خود خداوند و لطفش را در زندگي و حيات دنيوي و اخروي چه در بعد مادي و معنوي و چه در بعد جسمي و روحي بيشتر مييابيم.
حق دوم، حق نفس
حق دوم حق نفس است. امام زين العابدين(ع) در دومين حق از رساله حقوقشان به حق نفس اشاره كرده و ميفرمايند: «و اما حق نفس خودت بر تو اين است كه او را به تمامى به فرمانبردارى خدا گمارى و به زبانت، حقش را بپردازى و به گوش خود، حقش را بدهى و به چشمت، حقش را بسپارى و به دستت حقش را واگذارى.» اعمال ما بايد در چارچوب قوانين الهي باشد. نفس انسان حقيقتي است كه در زير چتر آن اعضاي بسياري قرار ميگيرند و رعايت حق نفس به رعايت حقوق آن اعضا تحليل ميشود. اطاعت و فرمانبرداري نفس و اعضا (زبان، گوش، چشم، دست، پا) از خداوند و هر آنچه ممكن است، بايد در چارچوب قوانين الهي به آن عمل شود. اگر كمي دقت كنيم متوجه ميشويم كه ما انسانها در طول روز و در زندگي روزمره با همين چند عضو سر و كار داريم، با زبان سخن ميگوييم و با گوش به سخن ديگران توجه ميكنيم، با چشم ميبينيم و با دست اشيا را جابهجا ميكنيم با پا حركت ميكنيم، آيات، روايات و فرازهايي نوراني از فرمايشات ائمه و معصومين (ع) آمده است تا در گام اول ما را متوجه نعمتهاي الهي كند و مقدمهاي باشد براي درست به كار بردن آنها و شكر كردن اين نعمات.