
طي روزهاي اخير بحث اهانت فرانسويان به پيامبر اكرم (ص) با موضوع پرونده هستهاي كشورمان ارتباطي ناخواسته پيدا كرده و از سوي ديگر موضعگيري به ظاهر متفاوت اعضاي تيم مذاكرهكننده كشورمان افكار عمومي را با سؤالات و ابهامات جدي روبهرو ساخته است.
زماني مجهولات جامعه گستره بيشتري به خود ميگيرد كه برخي از رسانههاي داخلي با نگاه حزبي به موضوع هستهاي نه تنها اطلاعات واقعي و صحيح به جامعه مخابره نميكنند بلكه با انتخاب تيترهايي جهتدار از يك سو به افكار عمومي توهين كرده و از سوي ديگر سردرگمي آنها نسبت به روند و آينده مذاكرات را با چالش بيشتري مواجه ميسازند.
براي تفكيك موضوعات عنوان شده، در ادامه ابتدا به واكنش نامناسب دستگاه سياست خارجه نسبت به اهانت به ساحت مقدس پيامبر اسلام ميپردازيم و سپس به رويكرد رسانههاي جماعت تجديدنظرطلب درباره موضوع هستهاي و اطلاعات غلط دادن به جامعه خواهيم پرداخت.
سكوت دستگاه سياست خارجه شامل توهين به پيامبر هم شدانتشار كاريكاتور حضرت محمد(ص) توسط يك نشريه فرانسوي به نام شارلي ابدو در طول روزهاي اخير واكنش سراسري مسلمانان دنيا را به همراه داشت و تجمع اعتراضي مردم كشورمان هم روز دوشنبه در مقابل سفارت فرانسه در خيابان نوفللوشاتو برگزار شد.
هر چند كه در اين تجمع بسياري از اقشار مختلف مردم حضور داشتند اما خبري از حضور مقامات ارشد دولت يازدهم به خصوص مسئولان دستگاه سياست خارجي نبود، آن هم در حالي كه آقاي ظريف و ديگر همكارانش ترجيح دادهاند باز هم موضع سكوت را در قبال توهينهاي غربيها –البته اين بار در سطحي حساستر – اتخاذ نمايند.
البته رئيس وزارت امور خارجه ترجيح داد به جاي حضور در تجمع مردمي روز دوشنبه يا اعلام موضع رسمي در قبال اين توهينها سفر با مترو در روز هواي پاك را تجربه كند، موضوعي كه شايد به زعم مقامات دستگاه ديپلماسي بهترين كار ممكن در روز تجمع مقابل سفارت فرانسه بود.
با اينكه مرتفع كردن مشكلات مربوط به هواي تهران جزو وظايف معصومه ابتكار معاون رئيسجمهور در سازمان حفاظت محيطزيست است اما مسئله روز ملي هواي پاك آنقدر براي رئيس دستگاه ديپلماسي كشورمان اهميت داشت كه صبح دوشنبه در برابر خبرنگاران و دوربينهاي خبري مختلف با مترو به ساختمان وزارت خارجه برود تا اهميت اين روز را براي مردم و افكار عمومي پررنگ كند. گفتني است هفته گذشته نيز در اوج ماجراي اهانت نشريه شارلي ابدو به پيامبر اكرم(ص) ، وزير خارجه كشورمان طي ديدار با فابيوس وزير خارجه فرانسه از بهبود روابط ايران و اين كشور ابراز رضايت كرده بود.
هفته گذشته هم بحث توهين به پيامبر(ص) داغ بود. آقاي ظريف در سفر اروپايي خود پس از قدم زدن همراه با كري در خيابانهاي وين در اقدامي تأملبرانگيز به كشور فرانسه سفر كرد و بدون در نظر گرفتن احساسات ميليونها مسلمان در سراسر دنيا به ديدار فابيوس فرانسوي رفت بدون آنكه كمترين اعتراضي نسبت به اقدام نشريه اين كشور و حمايتهاي سياستمداران اين كشور از اين توهين رسانهاي انجام دهد.
سخنان هزينهزااما انتظار افكار عمومي از وزير امور خارجه كشور اين است كه همان قدر كه وي براي مسئله آلودگي هوا كه البته تصميمگيري درباره آن جزو وظايف ايشان نيست، حساسيت به خرج داد، به موضوع توهين فرانسويها به پيامبر اكرم و مقدسات بيش از يك ميليارد مسلمان نيز حساسيت به خرج ميداد و با يك حركت «نمادين» حداقلي، ضمن حضور در برابر سفارت فرانسه، با هزاران نفر از مردم و دانشجويان پايتخت همراه ميشد. البته آقاي ظريف در طول ماههاي گذشته مواضع يا رفتارهاي بحثبرانگيز بسياري داشته كه به عنوان نمونه ميتوان به اظهارات وي در دانشگاه تهران اشاره كرد كه بيان ميكند:«امريكا ميتواند با يك بمب تمام سيستم دفاعي ايران را از كار بيندازد!»
وي در ادامه اين مواضع چالشبرانگيز خود در گفتوگو با تلويزيون يك و دو آلمان صراحتاً اعلام ميكند:«... ما از اين منطقه دور هستيم... اين وظيفه ما نيست كه اسرائيل را به رسميت بشناسيم يا نه، بلكه فلسطينيان بايد درباره اين موضوع تصميمگيري كنند.»
فريب مردمدر كنار اقدامات و رفتارهاي مقامات دستگاه سياست خارجه نميتوان از عملكرد برخي رسانههاي داخلي در اين باره چشمپوشي كرد، رسانههايي كه از يك سو سنگ منافع جامعه را بر سينه ميزنند و از سوي ديگر حاضر نيستند اطلاعات درست و واقعي را در موضوعات مختلف از جمله پرونده هستهاي به مردم انتقال دهند.
آخرين اقدام رسانههاي زنجيرهاي منتسب به جريان اصلاحات در اين باره را بايد در صفحه نخست آنها در روز گذشته مشاهده كرد، آنجايي كه باز هم زنجيرهايها يك موضوع را به شكل هدفمند و مشترك جهت مانور تبليغاتي استفاده كرده بودند.
به عنوان نمونه روزنامه اعتماد تيتر يك خود را به موضوع هستهاي اختصاص داد و نوشت: «ظريف در مترو خبر داد: امكان توافق هستهاي در بهمن ماه» يا روزنامه شرق گزارهاي مشابه با عنوان «توافق در سالگرد پيروزي انقلاب» را مورد توجه قرار داد و همچنين ابتكار تيتر زد: « ظريف در مترو: آمادگي براي توافق در 22 بهمن»، مردم سالاري هم در اقدامي جالب زمان توافق را بسيار ديرتر از روزنامههاي ديگر جماعت تجديدنظرطلب ! عنوان كرد و نوشت: « توافق سياسي هستهاي تا نيمه اول فروردين 94.»
هر چند كه باز هم روز گذشته جماعت اصلاحات تلاش كردند كه با ابزارهاي رواني- رسانهاي خوشبيني به غرب را در پوشش هستهاي به جامعه تزريق كنند اما عباس عراقچي درست همان زماني كه ظريف در پله برقيهاي مترو مشغول خوش و بش با برخي از شهروندان بود اظهارات متفاوتي را بيان كرد، وي در اظهاراتي كه كمتر ميشد روحيه محافظهكاري را در آن ديد در گفتوگو با تسنيم صراحتاً از شكاف عميق ميان ايران و 5+1 سخن به ميان ميآورد:«روند مذاكرات به كندي در حال طي شدن است و شايد كندتر از آني كه تصور ميشد يا خيليها تصور ميكنند باشد. علت آن نيز مشخص است؛ ما مذاكرات سخت و پيچيدهاي داريم، موضوعات بسيار متنوعي مطرح است كه هر كدام به شاخههاي مختلفي تقسيم ميشود و هر كدام از سابقه طولاني برخوردار است و هنوز با اختلافات عميقي روبهرو هستيم.»
عراقچي تأكيد ميكند: «ما هيچ ابايي نداريم كه در صورت افزايش فشارها ميز مذاكره را ترك كنيم و هيچ ابايي نداريم كه در مقابل زبان تهديد با زبان متقابل صحبت كنيم و ما در مقابل هرگونه فشاري به صورت متقابل پاسخگو بودهايم و هيچگاه اجازه نداديم كه كسي بخواهد عزت و احترام ملت ايران را در طول مذاكره خدشهدار كند؛ اين منش ما بوده است و در طول مذاكره نيز همين گونه ادامه خواهيم داد.»
هر چند اين اولين باري است كه پس از حدود 14ماه ايران با طرف غربي كه نفر دوم تيم مذاكرهكننده از عبارت «ترك ميز مذاكره» صحبت ميكند اما رسانههاي جريان تجديدنظر طلب ترجيح دادند سخنان شايد تا حدودي محافظه كارانه ظريف را مورد توجه قرار داده و ضمن تزريق روحيه مثبت انديشي نسبت به نظام سلطه، جامعه را از كسب اطلاعات واقعي محروم ميكنند.
خوشبيني به غرب؛ دشمنشناسي ضعيف يا دلدادگي به فرهنگ غربي؟طي ماههاي گذشته بارها عنوان شده كه جريان مذكور در بسياري از موضوعات كلان بينالمللي دچار خوشبيني مفرط شده و امروز همان مسير و راه براي اين جريان ادامه دارد بدون آنكه از اقدامات يك سالونيم اخير نظام سلطه و خلف وعدههاي مكرر آنها پند و درسي بگيرند و نسبت به تغيير نگرشهاي خود دست به كار شوند.
اين نكته را هم بايد ذكر كرد كه خوشبيني مفرطي كه امروز گريبانگير تجديدنظرطلبان شده را بايد در نوع نگرش آنها به غرب جستوجو كرد. آنجايي كه غالب نظريهپردازان و متفكرين اين گروه سياسي، غرب را خانه آمال خود دانسته، «رابطه منفعلانه» با سلطهگران را گزينه لاينفك توسعه كشور پنداشته و البته هدف خود را با راهبرد نظام سلطه كه همان«براندازي نظام» است يكي دانستهاند.
حربه سانسور وقايع، همچنان براي تجديدنظرطلبان كارساز استاما آنچه در اين ميان مهم است اين موضوع است كه جريان تجديدنظرطلب تلاش كرد تجمع پرشور مردم در مقابل سفارت فرانسه را سانسور كرده يا حداقل به صورت خيلي كمرنگ خبر مربوط به اين تجمع را پوشش رسانهاي دهد.
آن هم در شرايطي كه اين روزنامههاي چند روز قبل پيادهروي آقاي ظريف و كري را با آب و تاب فراوان پوشش دادند و تلاش كردند آن را يك ابتكار! از سوي مقامات سياسي كشورمان عنوان كنند؛ اقدامي كه مشابه آن در روابط سران كشورها با هم بسيار يافت ميشود.
به هر سوي پرداختن احساسي و همراه با ذوقزدگي نسبت به پيادهروي و در مقابل تلاش براي كوچك انگاشتن تجمع مردمي مقابل سفارت فرانسه اصلاً قابل قبول نيست.