هماكنون دانشجو در دانشگاه عادي دولتي، حقوق و جايگاه خاص خود را دارد. همين دانشجو اگر وارد دانشگاه شبانه دولتي يا غيرانتفاعي شود يا اگر گذرش به دانشگاه آزاد بيفتد، با انواع برخوردهاي مختلف مواجه ميشود؛ برخوردهايي كه هيچ شباهتي به يكديگر ندارند مگر در اين مورد كه حقوق دانشجو، در اولويت نخست آنها نيست و عملاً هيچ استانداردي در اين زمينه اعمال نميشود!
اينكه دانشجو حقوق متناسب با نيازهاي آموزشي و صنفي خود را دارد، امري بديهي است اما هرگز مشخص نشده است كه حقوق قانوني دانشجويان، شامل كدام يك از اين نيازها ميشود و اصولاً چه تضميني براي ايفاي حقوق دانشجو از سوي استادان و دانشگاه وجود دارد؟ همچنين سازوكار مشخصي وجود دارد تا اگر استادان دانشگاه سهواً يا عمداً وظايف خود در برابر دانشجو را عملي نكنند، دانشجو از كدام مجرا ميتواند حق از دست رفته خود را مطالبه كند؟
سلف و خوابگاه مهمتر است يا استاد؟
امكانات رفاهي مانند سلف، رستوران و بوفه، امكانات مناسب و امن و ايمن جهت رفتوآمد، خوابگاه و موارد ديگري از اين دست، هركدام ممكن است در زمره مطالبات دانشجويان قرار بگيرد اما يكي از معضلات كمتر ديده شده دانشجويان، عدم اجراي وظايف استادان در كلاسهاي درس است. شايد براي ريشهيابي اين مشكل نياز باشد تا نظام آموزش عالي كشور را به چالش بكشيم اما يك راه كوتاهتر نيز وجود دارد. كافيست مشاهدات ميداني خود از دانشگاهها و دوران تحصيل را مرور كنيم تا دستكم ابعاد مسئله مورد اشاره مشخص شود. مقاطع مختلف تحصيلي، رشتههاي گوناگون دانشگاهي و دانشگاههاي متفاوت هر كدام شرايط خاص خود را داشته و طبيعتاً ميتوانند تجربيات متفاوتي از تعامل استاد و دانشجو را در معرض قضاوت قرار دهند.
اندر مصايب شيوه تدريس و جزوههاي رنگ و رو رفته!
بخشي از معضلات دوران دانشجويي به ناهماهنگي در شيوه تدريس و گوناگوني در تعاملات استادان با دانشجويان مربوط ميشود. اين ناهمگونيها گاه چنان بهچشم ميآيد كه اصل انگيزه دانشجويان براي حضور در دانشگاه را زير سؤال برده و به چالش ميكشد.
كمنيستند دانشجوهاي نخبه و فعالي كه تنها با هدف حضور در يك دانشگاه معتبر، سالها زحمتكشيده و با عبور از سد كنكور، وارد فضاي مورد نظر خود شدهاند. يقيناً انگيزه اصلي اين طيف، تنها استفاده از بعضي امكانات حداقلي نبوده و نيست بلكه با هدف حضور در فضاي علممحور و فعاليتهاي پژوهشي وارد عرصه علمآموزي و دانشجويي شدهاند.
براي اين دانشجويان بسيار سخت و ويرانكننده است اگر با فضايي در كلاس درس مواجه شوند كه نه تنها خلاقيت دانشجو را پرورش نميدهد بلكه نابودكننده اين نعمت خدادادي است، چراكه قرار است علم از دل جزوههاي رنگ ورو رفته استخراج شود.
تعطيلي و بينظمي كلاس، حق استاد است؟
تعطيل شدن كلاس در دوران مدرسه هميشه يكي از آرزوهاي دانشآموزان محسوب شده و يك خاطره شيرين ميشود! اما در دوره دانشگاه، قضايا به شكلي ديگر رقم ميخورد.
دانشجويي كه ممكن است در دهه چهارم يا پنجم زندگي خود باشد و از محل كار خود مرخصي گرفته يا صدها كيلومتر راه را براي رسيدن به كلاس طي كرده يا دستكم سختي چند ساعت راه رفت و برگشت را به جان خريده است، قطعاً چندان راغب نيست تا با نوشته چاپ شده با حروف درشت روي تابلو گروه درسي مربوطه خود مواجه شده و ناگهان متوجه شود كه: «به دليل بروز فلان اتفاق پيشبيني نشده، اين هفته كلاس درس فلان استاد محترم برگزار نميشود.»
به مورد فوق بايد موارد ديگري را نيز اضافه كرد. مثلاً مواقعي كه استاد بدون هماهنگي سر كلاس نميآيد يا زماني كه ساعت كلاس بدون نظرخواهي از دانشجوها عوض ميشود و موارد گفتني و نگفتني ديگر. البته برخي از استادان ضمن بهرهگيري از فناوري روز، اينترنت، ايميل و خدمات شبكههاي اجتماعي مجازي را به خدمت گرفته و تعطيلي كلاسهاي خود را قبل از رسيدن دانشجو به دانشگاه به اطلاع وي ميرسانند؛ هرچند با اين شرايط نيز معمولاً حق اعتراض چنداني براي دانشجويان وجود ندارد.
استاد و دانشجو در جاده دو طرفه ادب و احترام
در فرهنگ ما اينگونه جا افتاده است كه «جور استاد به از مهر پدر» كه البته سخن بجا و درخور توجه است. اما شرايط مكتبخانههاي قديم با دانشگاههاي فعلي تفاوتي آشكار دارد. طبيعي است كه در دانشگاههاي امروز نه دانشجو در جايگاه شاگردان قرون گذشته است و نه استادان شباهتي به مدرسان آن دوره. اينكه دانشجو موظف به رعايت ادب در برابر استاد است، يك وظيفه بديهي بوده و هيچ عقل سليمي نميتواند آن را مردود بشمارد. در آن سوي امر نيز بايد به فكر حفظ شأن دانشجو نيازمند آن است كه بعضي از حداقلها رعايت شود؛ حداقلهايي كه گاه از اساس مورد توجه قرار نميگيرند.
رعايت احترام دانشجو چه در كلام و ادب و چه در رفتار، منش و تعاملات دانشگاهي، تكميلكننده جاده دو طرفه ادب و احترام ميان دانشجو و استاد است و توجه به اين حقيقت، ميتواند در حكم پيشگيري از وقوع برخوردهاي ناخوشايند ميان دانشجو و استاد باشد. ناگفته نماند كه اصولاً شأن اساتيد هم از سوي برخي دانشگاهها ناديده گرفته ميشود. از موضوع حقالتدريس گرفته تا دوندگي استادان براي عضويت در هيئت علمي و ساير مواردي كه گفتنش تنها تكرار مكررات است. ولي اين مشكلات هرگز نبايد دليلي براي برخوردهاي ناصحيح بعضي از استادان با دانشجويان باشد.
تحصيلات تكميلي و معني جور استاد!
شايد اوج جور استاد را بتوان در مقطع تحصيلات تكميلي يعني كارشناسي ارشد و دكتري كشيد! آنجا كه برگزاري جلسه دفاع از پاياننامه با دهها مشكل مترقبه و غيرمترقبه همراه است و مرارتهاي مختلف براي دسترسي به استادان بايد تجربه شود.
فرصتهاي مطالعاتي، مسافرتهاي اعلامنشده، فشردگي برنامهكاري، مشاغل غيردانشگاهي، مناصب دولتي و گاه جايگاههاي سياسي و غيرسياسي استادان در خارج از محيط دانشگاه، از مشكلات رايج براي دسترسي داشتن به استادان در مقاطع كارشناسي ارشد و دكتري محسوب ميشود. در اين شرايط است كه دانشجو روشهاي مختلفي مانند پيگيري تلفني، ارسال ايميل، مراجعه به دفاتر كاري خارج از دانشگاه و حتي التماس و خواهش را نيز مورد امتحان قرار ميدهد تا بتواند به استاد مورد نظر، دسترسي داشته باشد.
اي كاش دانشجويان هم به استاد نمره بدهند
شايد اين يك رؤياي بيفايده باشد اما اگر قرار شود روزي دانشجوها به استادان نمره بدهند، عموم دانشجوها كدام نمره را به استادان خواهند داد و كدام نمرهها را نخواهند داد؟
آيا آن دسته از استادان كه حقوق مسلم دانشجويان را ناديده ميانگارند، توانستهاند چهره عموم استادان دانشگاه را در ذهن دانشجويان مخدوش كنند؟ اين سؤالي است كه براي دانستن جوابش بايد پاي درددل دانشجوها نشست تا حقيقت امر را درك كرد.