نميدانم علت اينكه كارها را سر وقت انجام نميدهم چيست؟ چرا مردم اينگونه شدهاند؟ نه كارهاي خودشان و نه كارهاي مردم را به موقع انجام نميدهند. بچهها چرا اينطور شدهاند؟ ما كه مدام به آنها ميگوييم كارها را پشت گوش نيندازند... اينها نمونهاي از گفتههايي است كه هر يك از ما با انتقاد به زبان ميآوريم، ولي به آن عمل نميكنيم.
توجه، توجه، تمديد شد!به طور مكرر از رسانههاي جمعي تصويري، شنيداري، مكتوب، بيلبوردهاي تبليغاتي و روي در مغازهها اين پيام را دريافت ميكنيم كه: توجه، توجه، تمديد شد. مژده، مژده، تمديد شد. تا به حالا به اين مطلب فكر كردهايد كه اين پيام با تمام احساس خوشي كه با خود به همراه دارد چگونه به صورت نامحسوس در ناخودآگاه فرد و جامعه نهادينه ميشود و چه تأثيرات منفياي به جاي ميگذارد؟
تمديد زمان در هر زمينهاي مقبول نيستتمديد زمان در هر زمينه و موضوعي كه باشد جاي بحث دارد، اما در مجموع شركتها، بانكها و... فقط به فكر جلب سود و خواستار منفعت خود با سود بالا به هر قيمتي هستند، حتي اگر منجر به شكلگيري فرهنگي غلط در جامعه شود. شايد چنين شيوهاي را از سوي بخش خصوصي بتوان توجيه كرد اما به هيچ وجه از سوي نهادهاي دولتي قابل توجيه نيست.
نبود نگاه روانشناسانه در تمديد زمانبسياري از مديران دولتي براساس مديريت احساسي و بدون توجه به عواقب فرهنگي تصميماتي همچون تمديد زمان ميگيرند. آنها به راحتي و بدون هيچگونه نگاه مهندسي دست به چنين كارهايي ميزنند. تمديدي فارغ از نگاههاي روانشناسانه و نگاه فرهنگي به عواقب آن.
عدم تشخيص يا نبود آگاهي مديران؟آيا اين مشكل ناشي از عدم تشخيص در تعيين و تخمين زمان مناسب انجام كار توسط مردم است؟ به عنوان مثال ميتوان تعيين زمان تعويض كارت پايان خدمت را بيان كرد كه تمديد اين كار چندينبار به صورتهاي مختلف انجام شد.
اثرات مخرب رواني تمديداين تمديدها علاوه بر اينكه روحيه پشتهماندازي كارها را در مردم نهادينه و تشديد ميكند اثرات اجتماعي مخربتري نيز در بر دارد. مردم هميشه توقع تمديد دارند كه اين توقع براي اقتدار يك جامعه در درازمدت نميتواند مطلوب باشد. مسلماً مردم ميگويند: «عجله نكنيد تمديد ميكنند» و در نتيجه دوباره كارها به دقايق آخر و ازدحام و... ميانجامد. بدتر اينكه اگر تمديد هم نشود اعتراضها بالا ميگيرد كه چرا تمديد نكردند؟ پس براي جلوگيري از انتقال اين ناهنجاري به نسلهاي بعدي بايد تدبيري انديشيد.
حفظ و اجراي دو مقوله تنبيه و تشويقيكي از اقدامات ميتواند وضع قانون توسط مجلس به منظور عدم اجازه تمديدهاي بيمورد باشد. اينكه در موارد خاص اجازه گرفتن از نهاد خاصي با شرايط خاص ممكن است، در مواردي هم كه موضوع دولتي است اگر در انجام كار اهمال كردند، براي آنها جريمه در نظر گرفته شود. همچنين براي افرادي كه به موقع اقدام ميكنند، تشويق و اولويت در نظر گرفته شود. بهتر است براي شركتهاي خصوصي كه با تمديدهاي بيمورد خود فرهنگ عمومي و نظم جامعه را به هم ميريزند به گونه ديگري رفتار شود و كنترل و نظارتي جدي بر عملكردشان صورت گيرد. علاوه بر اثرات مخرب رواني و تأثيرات اجتماعي موضوع، همچنين ازدحام و تراكم جمعيتي كه در زمان تمديد رخ ميدهد به نارضايتيها دامن ميزند و مؤسسات مربوطه را زير سؤال ميبرد. در موردي كه يكي از مؤسسات براي اولينبار جايزهاي با مبلغي بالا براي شركتكنندگان در سپردهگذاري قرار داده باشد، زماني كه فرصت را تمديد ميكند ساعتها قبل از شروع كار صفهاي طولاني در مقابل تمام شعب آن تشكيل ميشود و چنين صحنههايي علاوه بر اختلال در نظم اجتماعي موجب ترويج روحيه دنياطلبي ميشود.