
به گزارش خبرنگار ما، شانزدهم فروردين ماه سال گذشته زن جواني به نام ريحانه به مأموران پليس شهريار خبر داد كه شوهرش گم شده است. او توضيح داد: شوهرم راننده بيل مكانيكي بود. پنجم اسفندماه بود كه وسايلش را جمع كرد و گفت ميخواهد براي كار به عسلويه برود. بعد از خداحافظي خانه را ترك كرد و ديگر خبري از او نشد. هر وقت كه با تلفن همراهش تماس ميگيرم، گوشي او خاموش است به خاطر همين تصميم به شكايت گرفتم.
بعد از اينكه مشخصات صابر در سيستم پليس ثبت شد، مأموران پليس آگاهي دست به تحقيق زدند تا اينكه دو روز بعد مأموران كلانتري 28 آدران جسد مرد ناشناسي را در جاده چالوس كشف كردند. بررسيهاي اوليه نشان داد كه هيچ اوراق هويتي همراه جسد نيست و مرد ميانسال در حالي كه دستوپايش با طناب بسته شده در محل ديگري براثر اصابت جسم سختي به سرش كشته شده و بعد جسد به اين مكان منتقل شده است. كارآگاهان همچنين در بررسي صحنه جرم، رد لاستيكهاي خودروي پرايد را كشف كردند و مطمئن شدند كه جسد با خودروي پرايد منتقل شده است. از آنجا كه مشخصات جسد با نشانيهايي كه ريحانه درباره شوهرش به پليس گزارش داده بود مطابقت داشت، زن جوان به پزشكي قانوني دعوت شد. ريحانه بعد از ديدن جسد دچار تهوع شد و گفت كه جسد متعلق به شوهرش نيست. بنابراين جسد با عنوان ناشناس دفن شد و تحقيقات براي پيدا كردن صابر ادامه پيدا كرد.
در شاخه ديگري از بررسيها كارآگاهان متوجه شدند كه ريحانه محل زندگياش را تغيير داده است. همچنين مشخص شد او و شوهرش از سالها قبل با هم اختلاف داشتند. صابر به مواد مخدر اعتياد شديد داشت و بر سر همين موضوع بارها همسرش را كتك زده بود. بعد از به دست آمدن اين اطلاعات، ريحانه مقابل بازپرس قرار گرفت و بار ديگر تحقيق شد. او اين بار به قتل شوهرش اقرار كرد و گفت: سالها بود كه صابر به مصرف مواد اعتياد پيدا كرده بود. ما سه بچه داشتيم كه صابر هميشه ما را كتك ميزد. هرچه براي نجات او تلاش كردم فايده نداشت. پزشك برايش قرصهاي آرامبخش هم تجويز كرده بود اما او قرصهايش را هم مصرف نميكرد و به جاي آن من و بچهها را كتك ميزد. چندبار درخواست طلاق دادم تا خودم و بچهها را نجات دهم، اما برادرش ميانجي شد و تعهد داد كه صابر رفتارش را اصلاح كند اما اين طور نشد.
ريحانه در توضيح روز حادثه گفت: آن روز وقتي از خواب بيدار شدم ديدم كه صابر ساكش را بسته است. علت را كه پرسيدم اول فحاشي كرد و بعد گفت ميخواهد براي كار به عسلويه برود. مدام در خانه راه ميرفت و حرفهاي زشت ميزد. چند روزي بود كه قرصهايش را مصرف نميكرد. به اتاق دخترم سمانه رفت و شروع به كتك زدن او كرد. وقتي دخالت كردم، سمانه را در اتاق حبس كرد. به آشپزخانه رفت و چاقويي برداشت. گفت ميكشت. به طرف من آمد تا ضربه بزند. به اطرافم نگاه كردم. ميله بارفيكس را برداشتم و قبل از اينكه ضربه را بزند، اولين ضربه را به او زدم كه روي زمين افتاد. بعد ضربات بعدي را زدم كه بيهوش شد. خيلي زود طنابي آوردم و دستو پايش را بستم تا مبادا بلند شود و مرا بزند. دخترم را از اتاق بيرون آوردم. هر دو ترسيده بوديم و قدرت تصميمگيري نداشتيم. اول خواستيم به پليس و اورژانس زنگ بزنيم اما وقتي به ياد رفتارهاي گذشتهاش افتاديم منصرف شديم. تصميم گرفتيم جسد را از خانه خارج كنيم. جسد را در پتو گذاشتيم و به پاركينگ منتقل كرديم. پس از آن به سختي جسد و ساك مسافرتي شوهرم را داخل صندوق عقب گذاشتيم. سمانه پشت فرمان نشست و به طرف جاده جالوس حركت كرديم. در محل خلوتي جسد را داخل درهاي انداختيم. در راه برگشت هم ساك و مداركش را كنار جاده انداختيم و به خانه برگشتيم.
متهم درباره علت تغيير خانهاش گفت: اعتياد شوهرم زندگي ما را تباه كرد. هر شب كابوس ميديدم. هرجاي خانه كه ميرفتم صورت شوهرم جلوي چشمهايم بود به خاطر همين بود كه تصميم گرفتم خانه را تغيير دهم.
سمانه هم وقتي مورد تحقيق قرار گرفت حرفهاي مادرش را تأييد كرد. او گفت: پدرم هميشه مواد مصرف ميكرد و ما را كتك ميزد. روز حادثه من و مادرم در خانه تنها بوديم. من داشتم در اتاقم درس ميخواندم كه پدر وارد شد. كتابهايم را پاره كرد و گفت ديگر نميخواهد به مدرسه بروي. به همه چيز بدگمان بود. موهايم را كشيد و مرا به گوشهاي انداخت. وقتي مادرم دخالت كرد او را هم كتك زد. بعد من را در اتاق حبس كرد. از داخل پذيرايي صداي درگيري پدر و مادرم را ميشنيدم اما نديدم كه مادرم مرتكب قتل شده باشد. وقتي مادرم در اتاق را باز كرد حادثه اتفاق افتاده بود. سمانه گفت من فقط در انتقال جسد به مادرم كمك كردم.
در حالي كه تحقيقات بيشتر ادامه داشت اوليايدم با حضور در دادسرا بدون قيد و شرط از مادر و دختر اعلام گذشت كردند. بعد از كامل شدن بررسيها بازپرس ريحانه را به اتهام قتل عمد و سمانه را به اتهام پنهان كردن ادله جرم مجرم شناخت و كيفرخواست عليه آنها صادر شد. دو متهم به زودي در شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران از جنبه عمومي جرم محاكمه ميشوند.