همچنين خيلي اوقات انديشه و انتخاب افراد تابع نوع رفتارهاي روزمره آنهاست. قبلاً چنين باوري وجود نداشت و خيلي روي معاني، مقاصد و رفتارهاي خاص سياسي، اقتصادي و حقوقي تكيه ميكردند، اما بعد متوجه شدند كه اتفاقاً طرز خوردن و خوابيدن و راهرفتن انسانها بر انديشههاي آنها اثر بسياري ميگذارد. به نوعي ميتوان گفت اگرچه اين رفتارها ميتواند برآمده از انديشه باشد، اما ميتواند انديشه را هم بسازد. البته در نگرش اسلامي اين امري شناختهشده بود؛ همانطور كه قرآن كريم بيان ميكند: «وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذينَ يمْشُونَ عَلَي الأرضِ هَوْناً » كسي كه نه قدش اندازه اين كوههاست و نه ميتواند زمين را بشكافد، پس به عنوان بنده خدا روي زمين متواضعانه راه ميرود. يعني انديشه بر رفتار اثر ميگذارد. البته از آن طرف هم اگر اين آيه را در سياق امر بخوانيم، وقتي رفتار متواضعانه انجام ميدهيم، بهتدريج حقيقت تواضع و بندگي بيشتر در مؤمن رسوخ ميكند. يعني هم تأثير است و هم تأثّر. به عبارتي شما تفكري داريد، از تفكر شما رفتارتان و از رفتار شما تفكرتان دائماً توليد و بازتوليد ميشود. دنياي غرب روي اين كار كرد و متوجه شد كه براي تأثيرگذاري ميتواند از همين نوعِ ساده رفتار روزمره استفاده كند تا عقايد و افكار و ايدئولوژي و نهايتاً طريقه زندگي و عمل مردم را تحت كنترل خود درآورد.
چرايي توجه به مفهوم سبك زندگيزندگي روزمره و عادي مردم در نيم قرن گذشته بسيار مورد توجه جدي جامعهشناسان و انديشمندان حوزه فرهنگ قرار گرفته است. قبلاً به نظر ميآمد كه رفتارهاي عادتي و معمول مردم اهميت چنداني ندارد و معمولاً به دنبال بزنگاهها و نقاط عطف زندگي نخبگان و برجستگيهاي فرهنگي اقوام بودند، اما در دهههاي اخير به اين مسئله توجه ويژهاي شد كه جريان زندگي عمومي مردم بسياري از رفتارها و اتفاقات را در فضاي سياسي و اقتصادي جوامع رقم ميزند. چالشي كه جوامع اسلامي و به ويژه ايران درگير آن است، اين است كه به علت غفلت از تهاجمات فرهنگي صورتگرفته و از آن مهمتر نوپايي فرهنگ شيعي در عرصه اجتماعي و در مقابل، تلاش براي توسعه جامعه بر اساس مباني مدرنيزاسيون غربي، سطوحي از فرهنگ نظام رفتاري و سبك زندگي جامعه تحتتأثير فرهنگ غربي قرار گرفته و تغيير كرده است.
ماهيت سبك زندگيبراي پي بردن به ماهيت سبك زندگي بايد به سراغ عنصر تشكيلدهنده آن يعني انسان برويم، زيرا سبك زندگي چيزي نيست جز اعمال و رفتارهاي انسان؛ پس ميتوان گفت كه ماهيت سبك زندگي، ماهيتي انساني دارد. در واقع براي پي بردن به ماهيت اصلي سبك زندگي بايد به مطالعه تنها تفاوت انسان با ساير موجودات يعني همان «قدرت انتخاب بر اساس تعقل» پرداخت. سبك زندگي نيز ماهيتي انتخابي و سپس متمايزگونه دارد.
مردم بسياري از رفتارها را بر حسب اجبار يا عادت انجام ميدهند، اما بخشي از رفتارهايشان از سر انتخاب و ترجيح است. اين انتخابها به باورها و سليقههاي افراد برميگردد و در نتيجه با هم تناسب و ربط دارد. يا حداقل هر دسته از رفتارهاي ناشي از ترجيحات در حوزه خود با هم تناسب دارد و از اين مناسبات ميشود الگو يا الگوهايي استخراج كرد. اين مناسبات يا الگومندي همان سبك زندگي است. اگر مقصد خدا باشد و مقصود خداگون شدن، بهترين نقشه راه نيز همان است كه او خود براي انسان ترسيم نموده است. «اسلام ناب» ي كه اهل بيت تبيين كردهاند. كساني كه خود خداگونههاي مجسم روي زمين و اسوههاي انسان كامل هستند. در يك كلام برترين سبك زندگي، مجموعه تعاليم دين مبين اسلام و عمل به آنهاست؛ تعاليمي كه هيچ عرصه از حيات و زندگي انسان را از قلم نينداخته و براي كوچكترين نياز او نيز برنامه دارد. زماني كه يك انسان به يگانگي خداوند و فرستادهاش شهادت ميدهد، تمام وجوه زندگي او داخل در احكام ديني ميشود. در واقع، دين روح حاكم بر زندگي يك انسان مسلمان واقعي ميشود. بدين معنا نميتوان گفت كه سبك زندگي او يك چيز است و دين او چيز ديگري است بلكه اينگونه است كه دين او سبك زندگي اوست و سبك زندگي او دين آن انسان است، اين دو در هم تنيده هستند نه جدا از هم. با مطالعه «نظريههاي سبك زندگي» به اين نتيجه ميرسيم كه انديشمندان غربي نقش دين را در زندگي فردي و اجتماعي جداي از ديگر عناصر و مؤلفهها ميدانند. اين برداشت به اين خاطر است كه دين مورد نظر آنها برنامه و دستورهاي عملي براي تمام زندگي پيروان خود ندارد و آنها را به حال خود رها كرده است.
در اين نوع از سبك زندگي فقط زندگي دنيايي انسانها (فردي و اجتماعي) مد نظر قرار گرفته است و توجهي به حيات پس از مرگ ندارند. حال آنكه انسان موجودي مركب از شئون مختلف است؛ بدين معني كه مركب از جسم مادي و جان مجرد است. اين دو در زندگي اين دنيا به يكديگر پيوسته هستند تا هنگام مرگ كه روح از بدن جدا و به پيشگاه پروردگار عالم بازگردد. پس در تبيين سبك زندگي اسلامي اصل بر پرورش روح انسانها براي حيات اخروي است كه از مسير زندگي اين دنيا ميگذرد.