در طول تاريخ معاصر ايران، از مشروطيت به بعد طي تمامي مقاطع و در روند اغلب رخدادهاي قابل اعتنا نهضتهاي چپگرا رد پايي نمايان و نقشي انكارناشدني از خود به جا گذاردهاند. از همين رو براي يك پژوهشگر تحقيق و مطالعه جامع درباره تاريخ معاصر اين سرزمين بدون بررسي سير تحولات جنبش چپ و حصول يك شناخت عميق از فراز و فرودهاي آن به منزله امري اجتنابناپذير رخ مينمايد. برجستهترين برهه پيشتازي جنبش چپ در ميهن ما هنگامه فعاليت «حزب توده ايران» است و اهميت نقش ويژهاي كه اين حزب در دگرديسيهاي سياسي و اجتماعي كشورمان ايفا كرده است، بر محرمان تاريخ معاصر به هيچ وجه پوشيده نيست، زيرا دارا بودن پتانسيل روشنفكري بالا و سر دادن شعارهاي پرطمطراق دموكراتيك در طول حيات اين حزب، همواره آن را در هيئت نيرومندترين تشكل جامعه ديروز ايران به منصه ظهور رسانده است. «حزب توده ايران» كه در شهريور 1320 به همت پارهاي افراد «53 نفر» و برخي كمونيستهاي سنتي بنيان نهاده شد، بعدها به عرصه حضور اغلب افراد «53 نفر» در كادر رهبرياش بدل شد. نگرش بر همين شالوده است كه تحليل و ارزيابي درباره تاريخچه حزب توده را بدون ژرفنگري در كم و كيف مرامها، آرمانها و مناسبات حاكم بر «53 نفر» امري محال جلوه ميدهد و محققان را واداشته است تا بكوشند از رهگذر تأليفات مبتني بر جستارهاي عديده به كنه اين پديده ناشناخته كه مبالغات فراواني را برانگيخته است راه يابند. مهمترين مصنفاتي كه در اين باب به زيور طبع آراسته شدهاند، مكنونات تعدادي از افراد «53 نفر» را در خود جاي دادهاند كه اندكي پس از شهريور 1320 يا ساليان متمادي پس از آن نگاشته شدهاند. طلايهدار اين كاروان و وزينترين اين فرآوردهها ميراث ماندگار «بزرگ علوي» نويسنده و داستاننويس پرآوازه ايران است كه خالق فقيدش نام «53 نفر» را براي آن برگزيد و ضمن ثبت و ارائه خاطرات رنگارنگش در صفحات آن براي نخستين بار مخاطب خود را به سفري خاطرهانگيز فرا خواند كه رهاوردش آشنايي با «53 نفر» است. اين مجلد كه در سالهاي پس از شهريور 1320 و در اثناي دوران رشد و شكوفايي پرشتاب «حزب توده ايران» فرصت انتشار يافته است، از آنجا كه نويسندهاش از افراد تأثيرگذار و شناخته شده حزب توده به شمار ميرود، حتيالمقدور از اعتبار بخشيدن به حزب توده و كادر رهبري آن دريغ نميورزد و بايد يك اثر جانبدارانه سياسي - تبليغي محسوب شود كه نميتواند بسان چشمهاي جوشان و بدون انحراف مسير عطش تشنگان كاوش در احوال «53 نفر» را سيراب سازد. غير از خاطراتي كه توسط معدودي از افراد «53 نفر» به رشته تحرير در آمدهاند، كتب و مقالاتي هم كه به اين موضوع پرداختهاند غالباً از قلم كساني تراوش يافته است كه خود از سنخ عناصر حزب توده يا تشكلهاي چپگراي همگن آن بودهاند، اما به جز چند استثنا چارچوب كليشهوار قابل مشاهده در عموم آثار مزبور اين مطلب را به ذهن متبادر ميسازد كه الگوبرداري از خاطرات «53 نفر» اجازه تعمق و تفحص بيشتر را از اين طيف نويسندگان سلب كرده است و بدينسان طريق ناصوابي را براي حقيقتجويي برگزيدهاند. اما به راستي«53 نفر» چه بود؟ آيا تشكيلات و سازمان منسجمي بود؟ آيا ميتوان «53 نفر» را يك تشكيلات كمونيستي در مورد كمينتِرن (بينالمللي كمونيست) تلقي كرد؟ اينها پرسشهايي است كه بارها و بارها ذهن پويندگان حقيقت وجودي «53 نفر» را به خود معطوف كرده، اما متأسفانه كنكاش در اندك خاطرات بهجا مانده از «53 نفر» و ديگر منابع موجود نه تنها كمك شاياني به يافتن پاسخهاي درخور آنها نكرده، بلكه شايد بتوان گفت انديشه اين راستيجويان را آشفتهتر نيز ساخته است. خوانندگان اثر «ماجراي 53نفر» ضمن آشنا شدن با ديدگاههاي گوناگون موجود در خصوص آنان، جواب پرسشهاي مذكور را نيز خواهد يافت، اما مقصود راقم اين سطور در پاسخگويي به چنين سؤالات ديرينهاي خلاصه نميشود، زيرا بر اين باور است كه سازمان يا تشكيلاتي به نام «53 نفر» هرگز در تاريخ ايران زمين وجود خارجي نداشته است. افزون بر اين، كوشش شده است تا با استناد به قرائن و اسناد موجود ـ كه بسيار هم نيستند ـ اثبات كنم دكتر اراني و ديگر بازداشتشدگان پرونده «53 نفر» از سويي لگدمال شدگان برخي سياستهاي داخلي و بينالمللي رژيم رضاشاه و از سوي ديگر قربانيان مطامع استاليني در جهت برپاسازي تبليغات جهاني و تدارك و پايهگذاري يك آينده مشروع براي جنبش كمونيستي ايران بودهاند.