اولاد آدم يك برچسب خريده است كه هنوز روي يك كالا نصب نشده است. همه استانداردهاي لازم را هم دارد. فقط بايد حواسم باشد برچسب را به جاي قوطي روغننباتي روي شيشه الكل صنعتي نزنم. البته تاريخش مهم است. خورده است 2020. به ميلادي هم زدهاند. پنج سال هم وقت دارد لاكردار! اولاد آدم فكر ميكرد فقط بليت هواپيما را خارجي ميزنند و ميدهند دست آدم تا احساس تشخص كند. اما حالا آب معدني همين تپههاي اطراف را هم فرنگي تاريخ ميزنند. آبمان را هم به هواي خارجي بودن نوش جان ميكنيم. يك فكري به حال هوا هم بكنند ممنون ميشويم. مثلاً بگويند فردا بياييد در بام تهران، سفارش دادهايم هواي كاروليناي شمالي را باد بياورد. وروديه هم بگيرند و...
بگذريم! خبر را بدهم و بروم دنبال هواخوري خودم. معاون سازمان حمايت مصرفكنندگان و توليدكنندگان بيشترين تخلفات واحدهاي صنفي در بخش كالا را گرانفروشي اعلام كرد و گفت: با توجه به نصب برچسب قيمت جديد يا تاريخ مصرف جعلي روي برخي كالاها، كارشناساني در زمينه شناسايي اين تخلفات آموزش ديدهاند. . . يكي از رويكردهاي جديد وزارت صنعت، معدن و تجارت و سازمان حمايت مصرفكنندگان و توليدكنندگان تقدير از واحدهاي صحيحالعمل است كه عملكرد مثبتي دارند و واحدهاي خردهفروشي نيز بايد بدانند كه بازرسان، رويكردشان سلبي و برخوردي نيست. دو رويكرد عمده در حوزه بازرسي داريم كه يكي بحث پيشگيري از تخلفات است و ديگري تقدير از واحدهايي است كه عملكردشان مثبت است.
وي اما نگفت چگونه پيشگيري از تخلف صورت ميگيرد يا چگونه تقدير ميشوند؟ البته راه كشف متخلف از غير متخلف هم آشكار نشد! اولاد آدم از آنجايي كه به تجربههاي مديريتي جديد ايمان دارد، اعلام ميدارد كه استفاده از شگردهاي معاصر را در صدر توجه سازمان حمايت بايد قرار داد. ميپرسيد يعني چه؟ مثلاً يعني (بنده به پيشگيري كار ندارم) براي كشف كسي كه تخلف نميكند، برويم و آمار متخلفان را در بياوريم. يارانه كه مد نظرتان هست. اصلا هرچي! اولاد آدم معتقد است، حالا كه تخلف صورت ميپذيرد و كارشناسان خبره آموزش ديدهاند و دارند كار خودشان را ميكنند و البته كارشان زيرپوستي است و ديده نميشود، چه كاري كه برويم به غير متخلفها كادو بدهيم؟ مثلاً آن نانوايي كه نان ارزان ميداد، جايزهاش شد تعطيلي! بعد گفتند جايزه سنگين بود همه دارند به ما ميخندند، رفتند استمالت و دلجويي و حتي معاون وزير را بردند دستبوس شاطر!
بله داشتم ميگفتم قبلا رسم بود سر بوقلمون و ماهي را ميگذاشتند پشت در خانهشان كه همسايهها فكر كنند عجب سور و ساتي است هرشب ! حالا سطل خالي ماست را ميگذارند. حتي هنوز تاريخ توليدش نرسيده، چه برسد به اينكه تاريخ مصرفش گذشته باشد! آنوقت همسايهها شاكي ميشوند كه چه زد و بندي كردهاي كه قبل از توليد، توليد را بلعيدهاي و از هضم رابعت هم رد كردهاي! حتماً يارانه توليد را هم مينويسند به پايت!. . . بله! منظور اولاد آدم اين بود كه يك وقت قوز بالا قوز نشود. بزنيم چشمش را هم كور كنيم، كافه را به هم بريزيم و بشود قوزياش نخورده و دهن تاولزده. لابد ميگوييد كدام قوز؟ كدام كافه؟ كدام آش؟ خاله من كجاست؟. . .
و من ميگويم هنگامي كه يك نفر گرفتار مصيبتي شده و روي ندانمكاري مصيبت تازهاي هم براي خودش فراهم ميكند، ميگويند قوز بالا قوز! قصهاش را هم برايتان مينويسم كه در اعمال سياستهاي تشويقي و بستههاي پيشنهادي و سبد كالا و. . . مد نظر قرار بگيرد:فردي به خاطر قوزي كه بر پشتش بود خيلي غصه ميخورد. يك شب مهتابي از خواب بيدار شد خيال كرد سحر شده، بلند شد رفت حمام. از سر آتشدان حمام كه رد شد صداي ساز و آواز به گوشش خورد. اعتنا نكرد و رفت تو. سر بينه كه داشت لخت ميشد حمامي را خوب نگاه نكرد و ملتفت نشد كه سر بينه نشسته. وارد گرمخانه كه شد ديد جماعتي بزن و بكوب دارند و مثل اينكه عروسي داشته باشند ميزنند و ميرقصند. او هم بنا كرد به آواز خواندن و رقصيدن و خوشحالي كردن. درضمن اينكه ميرقصيد ديد پاهاي آنها سم دارد. آن وقت بود فهميد كه آنها از ما بهتران هستند. اگرچه خيلي ترسيد اما خودش را به خدا سپرد و به روي آنها هم نياورد.
از ما بهتران هم كه داشتند ميزدند و ميرقصيدند فهميدند كه او از خودشان نيست ولي از رفتارش خوششان آمد و قوزش را برداشتند. فردا رفيقش كه او هم قوزي بر پشتش داشت، از او پرسيد: «تو چكار كردي كه قوزت صاف شد؟» او هم ماوقع آن شب را تعريف كرد. چند شب بعد رفيقش رفت حمام. ديد باز حضرات آنجا جمع شدهاند خيال كرد كه همين كه برقصد از ما بهتران خوششان ميآيد. وقتي كه او شروع كرد به رقصيدن و آواز خواندن و خوشحالي كردن، از ما بهتران كه آن شب عزادار بودند اوقاتشان تلخ شد. قوز آن بابا را آوردند، گذاشتند بالاي قوزش آن وقت بود كه فهميد كار بيمورد كرده، گفت: «اي واي ديدي كه چه به روزم شد ـ قوزي بالاي قوزم شد!»
مؤخره: معاون بازرسي و نظارت سازمان حمايت مصرفكنندگان و توليدكنندگان همچنين در رابطه با تخلفات مرتبط با داروهاي تاريخ مصرف گذشته يا گرانفروشي بعضي از داروها اظهار كرد: بازرسي و نظارت بر كليه مباحث دارو توسط سازمان غذا و دارو و دانشگاه علوم پزشكي انجام ميشود و بازرسان اتاق اصناف موظف هستند در سطح خردهفروشي البته به غير از داروخانهها ورود كنند.
اولاد آدم مانده است منظور از خردهفروشي دارو به غير از داروخانهها چيست؟ مجوزش را كه صادر كرده؟ كجا ميفروشند؟ چرا ميفروشند؟ به كه ميفروشند؟ فروشنده از كجا آورده است؟ خريدار را كدام دكتر فرستاده است؟ نكند طرح سلامت همين است؟ مرحله چندم طرح است؟ گيم اُوِر نشويم يك وقت. داروست. شوخي كه ندارد...