
نخستوزير اسرائيل در سال 1977 ادعا كرده بود كه اجداد اسرائيليها اهرام مصر را ساختهاند. اين دقيقاً همان چيزي است كه در فيلم «خروج: خدايان و شاهان» به تصوير كشيده ميشود؛ چيزي كه وزير فرهنگ مصر را آزرده خاطر كرده است. او حق دارد. منابع تاريخي ميگويند كه اهرام مشهور مصر در جيزه در فاصله قرنهاي 24 و 27 پيش از ميلاد ساخته شدهاند؛ يعني درست صدها سال قبل از آنكه حتي پاي يهوديها به مصر برسد! آيا با توجه به اين تحريفات تاريخي «خروج: خدايان و شاهان» سزاوار ممنوعيت جهاني نيست؟
هاليوود و چالش تحريف در فيلمهاي اقتباسي
چند هفته پيش مصر، نمايش فيلم پرهزينه«خروج: خدايان و شاهان» يا همان فيلم حضرت موسي را در سينماهايش ممنوع كرد. جابر عصفور وزير فرهنگ مصر گفت كه اين فيلم نگاه صهيونيستي به تاريخ دارد و شامل اشتباهات تاريخي است. سينماهاي موروكو هم از نمايش اين فيلم منع شدهاند. اصولاً فيلمهايي كه با شخصيتها و حوادث واقعي سر و كار دارند اغلب بحث برانگيز هستند. فيلم هاليوودي U- 571 محصول سال 2000 ميلادي درباره عمليات تسخير ماشين انيگما توسط نيروي دريايي سلطنتي انگليس در جنگ جهاني دوم است كه به اشتباه به اسم نيروي دريايي امريكا تمام شده است. حتي توني بلر هم در پارلمان انگليس به شدت از اين فيلم انتقاد كرده بود. فيلم «بلك هاك دان» يا «سقوط بلك هاك» نيز اثري ديگر به كارگرداني ريدلي اسكات در سال 2001 ميلادي است؛ همان كارگرداني كه حالا فيلم جنجال برانگيز «خروج: خدايان و شاهان» را ساخته است. اين فيلم نبرد موگاديشو را دراماتيزه كرده و آنقدر نيروهاي پاكستاني را تحقير ميكند كه پرويز مشرف، رئيسجمهور پاكستان در آن زمان نيز اين فيلم را محكوم كرده بود. اگر بخواهيم به زمان حال نزديكتر شويم به فيلم «بازي تقليد» ميرسيم كه اميد كسب جايزه اسكار در سال جاري ميلادي محسوب ميشود. اين فيلم هم مورد انتقاد شديد قرار گرفته آن هم به خاطر تجسم پرشك و شبهه شخصيتي چون آلن تورينگ كه قهرمان جنگ و پيشگام علم محاسبات است. ظاهراً او شخصيتي جذاب، شوخ و اجتماعي داشته اما فيلم او را به شكل مردي نشان ميدهد كه در نوع روابط اجتماعياش ناكارآمد است. اين فيلم همچنين او را به حلقه جاسوسي كمبريج ارتباط ميدهد و شهرت تاريخياش را خدشهدار ميكند. تورينگ هرگز در عمرش جان كرنكراس، جاسوس واقعي شوروري سابق را ملاقات نكرده بود اما در فيلم كرنكراس به عنوان يكي از نزديكترين همكاران تورينگ معرفي ميشود.
نارضايتي از نژادپرستي در فيلم اسكات
در عين حال فيلم «خروج: خدايان و شاهان» نيز حتي از مدتها قبل از اكرانش موجب رنجش خاطر مردم شده بود؛ مخصوصاً وقتي كه اعلام شد تمامي بازيگران آن سفيدپوست هستند و اين جاي تعجب داشت چراكه اين سفيدپوستها بايد نقش شخصيتهاي اهل خاورميانه و آفريقايي را در فيلم حضرت موسي ايفا ميكردند. ريدلي اسكات در پاسخ به اين انتقادات گفته بود: «نميتوانم فيلمي با اين بودجه عظيم را دستم بگيرم و بعد بيايم و بگويم بله نقش اصلي فيلم من را محمد ايفا ميكند و اين جور و آن جور... آن وقت هزينههاي اين فيلم را چه كسي تأمين ميكرد.» اين موضوع انعكاس دقيق تعصبات برخي سرمايهداران حوزه فيلمسازي در هاليوود است با اين حال اين جواب باز هم براي انتقادات عمومي به اين فيلم اقناعكننده نيست.
در برش نهايي فيلم، چهره بازيگران سفيدي كه به زور برنزه شدهاند مضحك به نظر ميرسد آن هم در حالي كه دور چشمهاي آبيشان به سبك مصريهاي باستان سرمه كشيده شده است. اين همه گاف به بيننده حس تماشاي فيلمهاي دهه 50 ميلادي را ميدهد.
آيا همان طور كه وزير فرهنگ مصر گفته است فيلم حضرت موسي از نظر تاريخي نادرست است؟ در وهله اول بايد گفت كه بسياري از مورخان هرگز به كتاب «خروج» كه فيلم بر اساس آن ساخته شده است به عنوان يك منبع تحتاللفظي قابل اعتماد نمينگرند. نكته ديگر اين است كه كتب مقدس به طور مشخص نام فرعون قصه حضرت موسي را ذكر نكردهاند. فيلم از فرعون رامسس نام ميبرد در حالي كه بيش از شش گزينه تاريخي ديگر به جاي رامسس مطرح است كه از جمله آنها ميتوان به اهمسه يكم، توتمس دوم، توتمس سوم، آمنهوتپ دوم و آخناتون اشاره كرد.
فيلم «خروج: خدايان و شاهان» مانند فيلمهايي چون «ده فرمان» محصول سال 1956 و «شاهزاده مصر» محصول سال 1998 كه درباره حضرت موسي ساخته شدهاند رامسس دوم را به عنوان فرعون هم عصر حضرت موسي معرفي ميكند. حتي اگر اين موضوع را بپذيريم اما پذيرفتن و كنار آمدن با اين قضيه سخت است كه نقش اين فرعون مصري را جوئل ادگورتون، بازيگر استراليايي ايفا كند آن هم در حالي كه در مشتي از لباسهاي ابريشمين طلاكوب غرق شده است. اما اينطور نيست كه اين موضوع فقط درباره رامسس اتفاق افتاده باشد. جان تورتورو ديگر بازيگر سفيدپوست هاليوودي است كه نقش ستي اول پدر رامسس را ايفا ميكند و چهرهاش به عنوان يك مصري سلطنتي به هيچ وجه در اين نقشباور پذير نيست. سيگورني ويور هم نقش تويا، مادر رامسس را ايفا ميكند؛ او خشك بازي ميكند و در صورتش خم به ابرو نميآورد؛ انگار در اين فيلم هيچكس از ژست، گريم و لباس و نقشي كه در آن بازي ميكند راضي نيست. دست كم مخاطبان اين حس را از تماشاي فيلم برداشت ميكنند.
نبرد قادش و گاف انتساب اهرام مصر به يهوديها
فيلم با بازسازي قابل توجه صحنههاي نبرد قادش كه در حدود 1247 سال پيش از ميلاد مسيح به وقوع پيوسته است سوابق تاريخي را زير سؤال ميبرد. قادش نبردي است كه در آن مصريها عليه هيتيها در مكاني كه سوريه كنوني است ميجنگند. گاه از جنگ قادش به عنوان بزرگترين جنگ ارابهاي تاريخ ياد ميشود. هر دو طرف جنگ هزاران ارابه را براي مبارزه به كار گرفتند. فرعون رامسس دوم واقعي در اين جنگ فرماندهي نيروهاي مصري را بر عهده داشت؛ هيچ سند و مدركي در كتب مقدس وجود ندارد كه اثبات كند اين نبرد همزمان با دوره حضرت موسي بوده است. در فيلم اما حضرت موسي كه نقشش را كريستين بيل ايفا ميكند برادرخوانده رامسس معرفي شده و شاهزاده و فرماندهاي است كه درست در مركز نبرد قادش قرار ميگيرد تا دنيا را نجات دهد.
بعد از قادش، موسي به مصر باز ميگردد جايي كه در آن بردههاي يهودي در حال كار كردن روي تعدادي بنا، مجسمه عظيم و يك هرم هستند. اين يك مسئله حساسيت برانگيز براي مصريها است به خصوص كه مناخيم بگين، نخستوزير اسرائيل در سال 1977 ادعا كرده بود كه اجداد اسرائيليها اهرام مصر را ساختهاند. اين همان چيزي است كه وزير فرهنگ مصر را آزرده خاطر كرده است. او حق دارد. نكته جالب توجه درباره تحريفات تاريخي فيلم حضرت موسي اين است اهرام مشهور مصر در جيزه اعم از ساكارا، ابوسر و ديگر مكانهاي مهم باستاني مصر اكثراً در فاصله قرنهاي 24 و 27 پيش از ميلاد ساخته شدهاند؛ يعني درست صدها سال قبل از آنكه حتي پاي يهوديها به مصر برسد!
تخمين زده ميشود كه حضرت موسي در محدوده قرنهاي 13 و 14 پيش از ميلاد زندگي ميكرده است. كتاب مقدس ادعا ميكند كه بردههاي اسرائيلي دو شهر را ساختهاند نه اهرام را؛ نكته ديگر اين است كه امروزه بسياري از مورخان و باستانشناسان بر سر اين مسئله بحث ميكنند كه احتمالاً حتي اهرام مصر را بردهها نساختهاند بلكه ساخت اين مجموعه عظيم زير دست كارگران مزد بگير صورت گرفته است. شواهدي كه از مقبرهها به دست آمده نيز نشان ميدهد كه كارگران حقوق دريافت ميكردند، به خوبي تغذيه ميشدند و با افتخار به خاك سپرده ميشدند. حتي اين فرضيه وجود دارد كه سازندگان اهرام مصر، صنعتگراني ماهر بودهاند تا بردگان بينوا!
اصرار به شبههپراكني در ارتباط موسي و خدا
اين اتهامزني فيلم كه به نفع يهوديها تمام ميشود پايه و اساس نكتهاي است كه وزير فرهنگ مصر نيز به آن اشاره كرده است؛ اينكه اين فيلم نگاهي صهيونيستي به تاريخ دارد چراكه بيشتر بخشهاي اين فيلم به شكلي حيرتانگيز در خدمت يهوديت قرار گرفته است. فيلم تولد حضرت موسي را نشان ميدهد آن هم با اين تأكيد كه او يهودي است؛ حضرت موسي از كوهي مقدس بالا ميرود. ناگهان بهمن ميآيد، موسي سقوط ميكند، سرش چندين بار به سنگ ميخورد و گيج شده و در گل و لاي غوطهور ميشود كه در آن حالت خدا را ميبيند؛ در فيلم خدا به شكل پسري 11 ساله تجسم ميشود.
فيلم «خروج: خدايان و شاهان» بارها و بارها اصرار دارد كه نشان دهد حضرت موسي، ارتباطش با خدا را توهم ميپندارد و نيز خدايي كه او در توهماتش ميبيند چندان هم خوب به نظر نميرسد. توليدكنندگان اين فيلم ميدانند كه اكثر مخاطبان فيلم حضرت موسي را افراد دين مدار و مذهبي تشكيل ميدهند؛ در اين بين پخش كردن بذر شك و شبهه در باور به خدا در خلال اين فيلم يك سياست بحث برانگيز و مشكوك است. كتاب «خروج» مملو از حوادث ماوراي طبيعي است كه تحت فرمان الهي رخ ميدهند؛ عصاها به مار تبديل ميشوند؛ رودخانهها تبديل به جويي از خون ميشوند؛ كودكان با واسطه قرباني شدن برهاي نجات پيدا ميكنند؛ ستونهاي آتش شب كوير را روشن ميسازد؛ دريا به دو نصف تبديل ميشود و غيره.
در بخشي از فيلم حضرت موسي به رامسس ميگويد كه بردهها را آزاد كند و رامسس هم مثل يك مدير حسابداري كه لباس بالماسكه به تن كرده جواب ميدهد: «فقط از نقطه نظر اقتصادي بگويم، اين چيزي كه از من ميخواهي مشكل ساز است.»
روي صفحه نمايش موسي جنگ چريكي عليه مصريها به راه مياندازد؛ انبارها و كشتيها را در صحنههايي تماشايي اما غير موثق از نظر تاريخي به آتش ميكشد و اينجا است كه بينندگان با تعجب از خود ميپرسند: اين فيلم ميخواهد بگويد كه موسي يك تروريست بود؟
در عين حال فيلم «خروج: خدايان و شاهان» به هيچ وجه تكليف خود را با مسائل مرتبط با سحر و جادو و معجزه روشن نميكند. بلكه آن را خيلي راحت به كنار ميزند. بلايا در فيلم به كمك جلوههاي بصري به خوبي به تصوير كشيده ميشود اما در ادامه يكي از دوستان رامسس در صدد ارائه توضيحي منطقي و خستهكننده براي آنها بر ميآيد و درياي سرخ هم خيلي همين طوري براي خودش از وسط دو نصف ميشود.
اين فيلم زود به فراموشي سپرده ميشود
يكي از مشكلات براي كساني كه بر نمايش اين قبيل فيلمها مهر ممنوعيت ميزنند اين است كه كنجكاوي براي ديدن اين فيلمها با اين قبيل اقدامات معمولاً دو چندان ميشود؛ مثالش فيلم اخير «مصاحبه» است كه درباره كيم جونگ اون، پادشاه كره شمالي ساخته شد و با حواشي كه برايش شكل گرفت به فروش آنلاين 15 ميليون دلاري آن هم در هفته اول نمايش آنلاينش دست يافت. فيلم «خروج: خدايان و شاهان» تا كنون فروش متوسطي داشته است. اين فيلم هرچند در رتبه اول گيشه سينماهاي امريكا ايستاد اما با فروش 5/24 ميليون دلاري در هفته اول خود هنوز در مقايسه با ساير آثار سينمايي برگرفته از كتب مقدس همچون «وسوسه مسيح» و «نوح» كه به ترتيب 8/83 ميليون دلار و 7/43 ميليون دلار فروختند در رتبه پايينتري قرار دارد. شايد سازندگان اين فيلم كماكان اميد داشته باشند كه جنجال و حواشي بتواند بودجه 140 ميليون دلاري ساخت آن را جبران كند اما در بهترين شرايط، اين اقتباس پر شعار و احمقانه از تاريخ كتاب مقدس تنها ممكن است كه كمي زودتر از زمان معمول به فراموشي سپرده شود.