ميگويند ما توليد ميكنيم، خارجيها سودش را ميبرند. يعني ما بكاريم ديگران بخورند. يعني خارجيها كه قبلاً نكاشته بودند تا ما بخوريم! پس اين معادله چند مجهولي چيست كه افتاده است در سرم؟ اصلاً چرا بايد اين شعر يا ضربالمثل فارسي هميشه جواب بدهد؟ مگر آن مورد كه ميگفت هنر نزد ايرانيان است و بس! را باز نكرده پس نفرستاده بود ترانه خوانش! نگوييد كه اولاد آدم دارد شما را ميپيچاند تا باز بار چند نفر، درشت كند! كف دست اولاد آدم را ببينيد! چه؟ ميگوييد مو ندارد!.... نه منظورم اين بود كه صاف و صادقم با شما....
بلي! ناقلان اصناف ميگويند فروش برخي اجناس و كالاهاي توليد ايران يا با مواد اوليه ايراني با برندهاي خارجي در كشورهاي ديگر اين روزها به امري طبيعي بدل شده كه البته به صورت غيرمستقيم ضرر زيادي را متوجه كشورمان كرده است. اصلاً من ذليلمرده اين ضررهاي غيرمستقيم شدهام. يادتان است خاكمان را ميبردند كاشي ميكردند اسپانيش! زعفرانمان را ميبردند بستهبندي ميكردند مامانيش! پستهمان. آخ پسته! باغ باغ كاشتيم و ديگران بلعيدند. حاجي واشينگتن كجايي كه يادت بخير! آن زمان مگر امريكاييها ميدانستند پسته چيست؟ حالا ميگويند پستههاي شما خوب نيست! فرشمان را نگو. عرشمان را...
حالا به گفته حسنزاده دلير، رئيس انجمن صنايع چرم ايران ميزان پوست گوسفندي يا سالامبور در كشور ما بسيار زياد است اما بخش اعظمي از آن به صورت فرآوري نشده و بدون عوارض از كشور صادر ميشود. به اين ترتيب پوست گوسفندي به راحتي از كشور خارج و در كشورهاي خارجي توليد شده و با نام چرمهاي خارجي به فروش ميرسد. به دليل نداشتن سيستم فرآوري، تركيه، ايتاليا، اسپانيا، پاكستان و هند چرم ايراني را پس از فرآوري به ايران يا ديگر كشورها ميفروشند. ما هم همان چرم را ميبريم و ميدوزيم و عشق و حال كه خارجي است. گاوهايشان به جاي ماغ كشيدن ايراني، ماااااغ خارجي كشيدهاند و كلاسشان، علمي كاربردي نبوده و در ted شركت كردهاند!
حالا دبير انجمن صنايع چيني ايران از ساخت چيني ايراني در كشورهاي ديگر و توزيع آن با برندهاي خارجي خبر داد و گفت: برخي از صنعتگران ايراني در امارات اقدام به ايجاد كارخانه كردهاند، جنس سفيد را از ايران ميگيرند و با مارك آنها اقدام به توليد ميكنند. در برخي كشورهاي اروپايي توليدكنندگان ايراني جنس سفيد را از ايران ميگيرند و با برندهاي كشورهاي اروپايي چيني را توليد ميكنند. بعد شما راحت پرف را مياندازيد و ميشكنيد؟ ابر و باد و مه و خورشيد و فلك رفتهاند امارات و آلمان و فرنگستان تا چيني سفيد شما را لعاب دهند و شما با كوچكترين دعواي زناشويي، چيني ميشكنيد؟
حالا شيرازي، رئيس اتحاديه پوشاك ميگويد اگرچه بسياري از توليدكنندگان ايراني قابليت برند شدن را دارند اما از آنجايي كه اين امر مغفول مانده و سازمانهايي مانند تعزيرات، بازرسي و ماليات بر سر اين گونه توليدكنندگان هجوم ميآورند، همه ترجيح ميدهند در سايه كار كنند تا حدي كه كالاي توليد داخل را با نام خارجي ميفروشند. شيرازي يك طوري ميگويد كه انگار همه دارند اين كار را ميكنند! حتي خودش!
حالا خالد رويينتن، رئيس سنديكاي توليدكنندگان سرنگ و سر سوزن با بيان اينكه توليدات سرنگ در داخل كشور بسيار بيشتر از نياز داخلي است، اظهار كرد: ظرفيت توليد سرنگ در داخل بيش از دو برابر نياز كشور است. اما سرنگ چيني در بازار ارزانتر است لابد...
حالا. . . . بلي! اين است حكايت ما! ما با خود چه كرديم كه ديگران با ما اين ميكنند؟ ديگران با ما چه ميكنند كه ما نميتوانيم با خود بكنيم؟ اصلا چرا ما ميرويم براي ديگران كار ميكنيم و بعد كارمان را به اسم ديگران ميآوريم و در چشم خودمان فرو ميكنيم؟ اگر اينطوري ادامه بدهيم چرا هيچكس مكدر نميشود؟ آيا نميشود براي مكدر شدن همه، يك همهپرسي وارداتي بگذاريم؟ بپرسيم واردات خوب است يا نيست؟ بعد همه بگويند خوب نيست. بعد بگوييم: ممنون به دانستههايمان افزوده شد! راستي مگر مردي كه خوب وارد ميكرد، چند سالي نيست كه رفته؟
جداي از شوخي! يعني واقعاً در مورد سياستهاي اقتصادي وارداتي و صادراتي، فكر ميكنيد دولت، فكر هم ميكند؟ يعني كارشناس دارد؟ يعني تحليل ميكند؟ يعني راهكار دارد؟ يعني دلش ميسوزد؟ يعني ميخواهد كاري بكند؟ يعني.... موضوع براي اولاد آدم غامض افتاده. بروم قدري با خود خلوت كنم. شايد همه اين كارها را دولت به قصد كرده! شايد اين قسمتي از يك پروسه است! پروسهاي بيهمهپرسي. پروسهاي براي صنعت و اقتصاد مملكت.....