کد خبر: 696777
تاریخ انتشار: ۲۰ دی ۱۳۹۳ - ۱۶:۲۷
به بهانه فرارسيدن سالروز قيام شكوهمند 19 دي مردم قم
اهميت كنوني قم در تاريخ سياسي و مذهبي ايران را مي‌توان تجديد حيات اين شهر در تاريخ شيعه دانست.
علي احمدي فراهاني

در حدود سال 92 ق. وقتي اعراب اشعري كه از مسلمانان معتقد و شيعه كوفه بودند، با دولت اموي اختلاف پيدا كردند، از كوفه حركت كردند و به سمت ايران مركزي آمدند و پس از استقبال مردم قم در كنار مزارع اطراف مستقر شدند. زمين‌هايي براي كشاورزي آنها اختصاص يافت و همين موضوع بر تعداد مهاجرين افزود. پذيرش دين اسلام به وسيله اهالي بومي قم روابط گرمي بين مهاجرين و اهالي بومي پديد آورد و كم‌كم شهر در مجاورت ده باستاني ممجان ـ يكي از روستاها در مركز طسوج سراجه كه بعدها در مركز شهر قرار گرفت ـ شكل گرفت.

حضرت معصومه(س) و حضور تاريخ‌ساز در قم

با شهرت قم به نام شهري شيعي و پس از دفن حضرت فاطمه معصومه(س) در 201ق. به زودي آن را شهري مستقل از منطقه جبال حكومت عباسي شناختند و با ظهور محدثان و عالمان بسيار، قم به مركز علمي و فقهي بزرگ شيعه در جهان اسلام درآمد. اختلافات مذهبي و سياسي اهل قم با حكومت عباسي و درگيري با فرستادن حكومت همواره وجود داشته است، به همين دليل اولين مسجد جامع شهر به اين دليل كه مردم نماينده خليفه را به شهر راه ندادند، در بيرون دروازه شهر احداث شد، ولي بعدها كه خليفه واليان شيعه را به قم مي‌فرستاد، تا اندازه‌اي رابطه مردم با حكومت ترميم شد و مسجد جامع بزرگي در كنار هسته مركزي شهر ساخته شد كه همين مسجد جامع فعلي در منطقه دروازه ري است.

قم در دوره حكومت آل‌بويه

قم در دوره آل‌بويه به دليل گرايش ساكنان آن به تشيع مورد توجه قرار گرفت و به دليل اهميت روزافزون اين شهر بعضي مقامات سلجوقي در عمران آن كوشيدند. كتاب تاريخ قم به وسيله استاد ابوعلي حسن بن محمد بن الحسن قمي در سال 387ق. نوشته شد. اين كتاب اطلاعات ارزشمندي درباره قم در اختيار ما قرار مي‌دهد. مسجد جامع قم و اولين بناي رفيع ساخته شده بر مرقد مطهر حضرت فاطمه معصومه(س) به وسيله ميرابوالفضل عراقي، وزير طغرل سلجوقي در سال 447ق. احداث شد. قم در جريان حمله مغول غارت شد و سال‌ها طول كشيد تا خرابي‌هاي آن مرمت شود. قم در قرن هشتم هجري قمري توسط حاكمان محلي مقتدري به نام خاندان آل‌صفي اداره مي‌شد. آثار به جا مانده از اين دوره نشان‌دهنده همت والاي حاكمان و آرامش قم در اين زمان است. خاندان آل‌صفي با ايجاد ارتباط با دولت‌هاي بزرگ قدرت خويش را در اين شهر حفظ مي‌كردند.

قم پس از رسميت يافتن شيعه در ايران

اگرچه شهر قم و بارگاه مقدس حضرت معصومه(س) در قرن‌هاي هشتم و نهم نيز مورد توجه پادشاهان آق‌قويونلو بود، اما با رسميت يافتن مذهب تشيع پس از استقرار دولت صفوي از اهميت بسياري برخوردار شد. صفويان در توسعه حرم مطهر و تجديد بناي گنبد آن اقدامات بسياري انجام دادند. ايوان زيباي شمالي و درب ورودي صحن شمالي حرم متعلق به نيمه اول قرن دهم هجري قمري است. پادشاهان صفوي بسيار به زيارت قم مي‌آمدند و تعدادي از آنها نيز در جوار حرم مطهر به خاك سپرده شدند. در زمان فتنه افغان‌ها و روي كار آمدن دولت قاجار نيز خسارات بسياري به قم وارد آمد. حاكم قم كه از ياران كريم‌خان زند بود، حاضر نشد به ولي‌نعمت خويش خيانت كند و دروازه‌هاي شهر را به روي خان قاجار نگشود و همين امر موجب شد وقتي خان قاجار بر شهر تسلط يافت، آسيب‌هاي بسياري به شهر قم و مردم وارد آورد. فتحعلي‌شاه و ديگر پادشاهان قاجار به جبران خسارات آغا محمدخان در عمران و آبادي قم و بارگاه حضرت معصومه(س) كوشيدند كه آثاري كه هم اكنون موجود است كه مي‌توان از طلاكاري گنبد ايوان شمالي، توسعه مدرسه دارالشفا، احداث ايوان غربي معروف به ايوان آينه و صحن جديد نام برد.

قم در نهضت مشروطه

در جريان نهضت مشروطه نيز دو بار قم محل تحصن معترضين قرار گرفت. پايتخت شدن تهران به وسيله قاجار و موقعيت مذهبي و جغرافيايي قم و قرار گرفتن آن در مسير راه‌هاي اصلي مراسلاتي كشور باعث شد تا در اواخر دولت قاجار طوايف زيادي به قم مهاجرت كنند و تركيب جمعيت شهر را تغيير دهند. در سال 1340ق. آيت‌الله حائري يزدي به تأسيس حوزه علميه در قم اقدام كرد و دوره تازه‌اي از حيات سياسي و مذهبي در اين شهر پديد آمد و همين امر موجب شد تا دوره جديد را دوره تجديد حيات علمي قم قلمداد كنند، زيرا مجدداً قم به مركزيت علمي شيعه در جهان اسلام درآمد.

حوزه علميه قم تا زمان آيت‌الله بروجردي به لحاظ توسعه مدارس، مساجد و كتابخانه رشد چشمگيري كرد و روابط مسالمت‌آميزي نيز بين علما و حكومت برقرار بود. پس از شكست نهضت ملي و سركوب مليون، مردم گرايش بيشتري به سمت مرجعيت شيعه يافتند.

قم در نهضت امام‌خميني(ره)

پس از رحلت آيت‌الله بروجردي در سال 1340ق. تجربيات تلخ مردم و حكومت مانند كودتاي رضاخان، كشف حجاب، شهريور 1320، كودتاي 28 مرداد 1332، سركوب دولت مصدق و نهضت ملي شدن نفت موجب شد مردم در اطراف آيت‌الله العظمي حاج آقا روح‌الله خميني كه گفتمان انتقادي‌تري نسبت به حكومت داشت، جمع شوند. وقتي آيت‌الله خميني در سال‌هاي 1341 و 1342 طي سخنراني‌هاي شديداللحني به حكومت حمله كرد و رژيم به سركوب روحانيت، مردم و سپس تبعيد امام‌خميني(ره) اقدام كرد، گام جدي در جدايي مردم و حكومت برداشته شد و قم كه صحنه اصلي اعتراضات و سركوب 15 خرداد بود، اهميت سياسي بسياري يافت. حوادث 15 خرداد نشان‌دهنده رابطه عميق بين مرجعيت شيعه و مردم قم و نقش تاريخي آنها در نهضتي است كه بعدها انقلاب اسلامي نام گرفت.

بين سال‌هاي 1343 تا شروع انقلاب اسلامي در 1356، سكوتي سنگين بر جو اجتماعي حاكم بود و اگر چه اعتراضات دانشگاهي و حوزوي در جريان بود، اما به جنبش اجتماعي بدل نشد. با مرگ مشكوك دكتر علي شريعتي در خرداد 56 و انتشار كتب او با نام‌هاي مستعار سبزواري، مزيناني و... انديشه‌هاي شيعي دستمايه اعتراضات قرار گرفت و بين رفتار انقلابي و انديشه شيعي تعامل بي‌نظيري در افكار جوانان پديد آمد و هر روز آتش انقلاب در ذهن و دل جوانان برافروخته‌تر مي‌شد. در مراسم عاشوراي حسيني سال 56 دسته‌هاي عزاداري در كنترل مأمورين ساواك بود، اما بعضي از اين دسته‌هاي كوچك كه بيشتر سينه‌زن و از جوانان بودند، شعارهاي تندي سر مي‌دادند، اما مأمورين متوجه شدند و آنها را متفرق كردند و برخي از آنها دستگير شدند.

موج جديد نهضت اسلامي از قم

در مراسم رحلت مشكوك آيت‌الله حاج آقا مصطفي خميني به علت خفقان فضاي موجود، سخنرانان از او به عنوان سيد‌مصطفي موسوي نام بردند، زيرا ذكر نام خميني ممنوع بود، ولي رشد انديشه‌هاي انقلابي چنان سرعت داشت كه در مراسم چهلم او در تاريخ دهم آذر ماه 56 در مسجد اعظم شبستان و حيات مملو از جمعيت بود و براي اولين بار نام امام خميني بر سر منبر برده شد و با صلوات انبوه جمعيت متشكل از روحانيون و اقشار مختلف مردم قم، خصوصاً جوانان دانشجو و دانش‌آموزان همراه شد. درست 40 روز بعد وقتي رژيم در روزنامه اطلاعات به مناسبت 17 دي ماه، سالگرد كشف حجاب به امام اهانت كرد، طلاب جوان و دانشجويان به ميدان آمدند و قم در كانون توجه ايران و جهان قرار گرفت. طلاب و اقشار مختلف مردم جهت اعتراض به منزل علماي عظام مراجعه كردند و به سخنان آنان گوش دادند. آيات عظام مكارم شيرازي، نوري همداني، وحيد خراساني و... انزجار خود را از اين اقدام رژيم اعلام كردند.

اولين درگيري‌ها در بعد از ظهر 19 دي ماه در ابتداي خيابان صفاييه و چهارراه بيمارستان قم به وقوع پيوست، زيرا عوامل رژيم براي ايجاد تشنج ابتدا شيشه بانك را شكستند و بعد به بهانه آن به جمعيت حمله كردند و جو ناآرام و درگيري آغاز شد. با شليك اولين گلوله‌ها مدارس اطراف متشنج و كلاس‌ها تعطيل شدند. به دستور ساواك در مدارس را بسته بودند تا از هجوم دانش‌آموزان به خيابان جلوگيري شود. دبيرستان حكيم نظامي در نزديكي مركز تظاهرات بود و دانش‌آموزان به سمت در هجوم بردند و آن را شكستند و به خيابان ريختند. انقلابيون سر كوچه‌هاي منتهي به خيابان‌هاي صفائيه، ارم، چهارراه بيمارستان، مدرسه و پل حجتيه ضمن شعار دادن به سوي نيروهاي امنيتي سنگ‌پراني مي‌كردند و براي اولين بار شعار مرگ بر شاه و درود بر خميني در فضا طنين‌انداز شد. در حوادث 19 دي ماه نزديك به 20 نفر زخمي شدند كه شش نفرشان به شهادت رسيدند. اگر چه براي مدت كوتاهي جو و فضاي شهر آرام شد، اما به زودي در چهلم شهداي قم دو باره درگيري‌هايي آغاز شد. در مراسم سالگرد شهيد محمدرضا فاطمي و محمدعلي موحدي كه از دانشجويان مبارز قمي بودند كه به دستور رژيم اعدام شده بودند، در مسجد امام حسن، سخنران با لحن شديدي به رژيم حمله كرد. مأموران به فرماندهي افاضلي، عضو ارشد نيروهاي امنيتي قم مردم عادي را از مسجد خارج كرد و با بستن درهاي مسجد با چوب و باتوم به جان انقلابيون افتادند و عده‌اي را نيز دستگير كردند. مدرسه فيضيه كه در تاريخ 15 خرداد 54 پس از درگيري‌هاي شديد پيش آمده بين روحانيون و نيروهاي امنيتي به مناسبت سالگرد 15 خرداد و چند روز به طول انجاميد و انعكاس بسياري يافت، بسته شده بود، در روز 12 فروردين 57 در حين مراسم تشييع جنازه آيت‌الله ميرزا ابوالفضل زاهدي قمي در موقعي كه جمعيت به سوي حرم در حركت بودند، جلوي مدرسه فيضيه تجمع كردند و با فشار در مدرسه را گشودند.

از 19 دي ماه 56 تا آخر تابستان 57 حوادث مشابهي با افت و خيز بسيار در قم در جريان بود، اما كم‌كم خيابان چهار‌مردان قم به كانون اصلي درگيري‌ها تبديل شد، زيرا كوچه‌هاي باريك و بي‌انتهاي آن راه فرار مناسبي براي معترضين بود. رژيم هيچگاه حتي در شب‌هاي حكومت نظامي قادر به كنترل آنجا و برقراري سكوت در اين محلات نشد و همواره مي‌شد آخرين اعلاميه‌ها و اخبار را روي ديوارهاي اين كوچه‌ها مشاهده كرد. در چهلم شهداي يزد در 19 ارديبهشت 1357 درگيري‌ها شدت بيشتري يافت، به حدي كه خيابان‌هاي خاكفرج، نيروگاه، اراك و... صحنه تظاهرات پراكنده و درگيري بود و دست‌كم چهار نفر در اين حوادث به شهادت رسيدند. خبر اين درگيري‌ها كه با پرتاب بمب‌هاي دست‌ساز آتش‌زا و سنگ به مراكز دولتي همراه بود، بازتاب گسترده‌اي در رسانه‌هاي داخلي و خارجي داشت. دولت نيز طي اطلاعيه‌اي كه از رسانه‌ها پخش شد، به آن اشاره كرد و از سركوب‌هاي بيشتري خبر داد. بيشتر اين تظاهرات با به آتش كشيدن بانك‌ها و بعضي مراكز مهم دولتي همراه بود.

در روز 13 شهريور 57 در پايان مراسم نماز عيد فطر بين مردم و كماندوها در ابتداي خيابان چهارمردان درگيري‌هاي پراكنده‌اي به وقوع پيوست. نزديك ساعت 11 صبح شيخ علي اوسطي معروف به «شيخ سنگ قلاب» كه در روزهاي اخير با صورت پوشيده با پرتاب سنگ چند نيروي امنيتي را زخمي كرده بود با گلوله مأمورين به شهادت رسيد.

واقعه 17 شهريور تهران فصل تازه‌اي در انقلاب اسلامي آغاز كرد، زيرا پس از 9 ماه موج اعتراضات خياباني به تهران رسيد و باعث شد تا توجه رژيم از قم و مناطق ديگر كشور به تهران جلب شود. از اين تاريخ قم دوران نسبتاً آرامي را گذراند. طي پاييز و زمستان 57 حوادث انقلاب شامل تظاهرات عمومي بود كه به آرامي برگزار مي‌شد و حملات انقلابيون شامل پرتاب سه راهي، كوكتل مولوتوف و تيراندازي به عوامل رژيم بود كه هر روز ابعاد بيشتري مي‌يافت. در بعضي از اين حوادث چند تن از نيروهاي امنيتي كشته يا مجروح شدند. مهم‌ترين تظاهرات عمومي كه معمولاً به سمت ميدان امام خميني يا قبرستان بقيع ـ كه تعدادي از شهداي اخير را در آنجا به خاك سپرده بودند ـ انجام مي‌شد، عبارت بود از راهپيمايي جامعه پزشكي، كشاورزان و اهالي روستاهاي اطراف قم در حمايت از انقلاب اسلامي و روز تاسوعا و عاشورا در 20 آذر 57 كه صحنه‌هاي منحصر به فردي را در حوادث مختلف انقلاب اسلامي رقم زد.

در اين روزها رژيم عوامل خود را از سطح شهر جمع مي‌كرد تا درگيري پيش نيايد. حتي در چند مورد وقتي تظاهرات از جلوي تانك‌هاي مستقر در نقاط حساس شهر عبور مي‌كردند، شخصي بالاي تانك مي‌رفت و ضمن ديده‌بوسي با نظاميان براي مردم صحبت مي‌كرد. در ماه‌هاي منتهي به پيروزي انقلاب اسلامي اكثر حوادث و اخبار در تهران جريان داشت و بسياري از انقلابيون براي تظاهرات به تهران مي‌رفتند و قم دوران آرامي را مي‌گذراند. در 12 بهمن 57 بسياري از مردم قم به همراه اقشار مختلف مردم براي استقبال از امام در تهران به سر مي‌بردند. پيروزي انقلاب در 22 بهمن 57 ايران را يكپارچه غرق در شادي كرد.

اين پيروزي براي مردم قم كه از سال 42 بيش از شهرهاي ديگر تحت فشار و دوران طولاني جنگ و گريز را با حاكميت تجربه كرده بودند، با لذت بيشتري همراه بود. قم استقبال تاريخي ديگري را نيز در حافظه خود به ياد دارد و آن زماني بود كه امام خميني پس از 15 سال در روز دهم اسفند به قم بازگشت.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها