
به گزارش خبرنگار ما، نماينده دادستان تهران در شرح كيفرخواست به قضات شعبه 71 دادگاه كيفري گفت: «مرد 36سالهاي كه مأموران بدرقه او را از زندان به دادگاه منتقل كردهاند جمشيد نام دارد. اين مرد از 17 ارديبهشتماه سال گذشته از سوي كارآگاهان پليس آگاهي تهران بازداشت شد. تحقيقات نشان داده بود كه بين جمشيد و جسد دختري كه اطراف تهران كشف شده است، رابطهاي وجود دارد. او در بازجوييها به قتل الهام اقرار كرد و گفت: هر دوي ما كارمند يكي از سازمانهاي فرهنگي بوديم. در محل كارمان به هم علاقهمند شديم. من متأهل بودم و نميتوانستم با الهام ازدواج كنم. او اصرار كرد همسرم را طلاق دهم تا با هم ازدواج كنيم. روز حادثه سر همين موضوع با هم مشاجره كرديم و او را به قتل رساندم.»
نماينده دادستان تهران گفت: « اتهامهاي جمشيد قتل عمد و زنا ميباشد و براي او درخواست صدور مجازات قانوني دارم.»
سپس مادر مقتول به عنوان تنها وليدم در جايگاه قرار گرفت و گفت خواستهاش قصاص متهم است. او توضيح داد: من ميدانستم كه جمشيد همكار دخترم است اما نميدانستم كه بين آنها رابطهاي وجود دارد. دخترم چند سال بود كه در آن اداره كار ميكرد و درباره روابطش با من حرف نميزد. بعد از حادثه بود كه از ماجرا با خبر شدم. پس از آن جمشيد به درخواست قاضي عزيزمحمدي در جايگاه قرار گرفت و گفت: اتهام قتل را قبول دارم اما مرتكب زنا نشدهام. رابطه من و الهام رابطه كاري بود. قاضي گفت: عكسهايي در پرونده موجود است كه شما را در حال كشيدن قليان در يكي از سفرهخانهها نشان ميدهد. اين رابطه نميتواند صرفاً كاري باشد. متهم سكوت كرد.
او در توضيح حادثه گفت: مدتي بود كه با الهام ارتباط داشتم تا اينكه همسرم از رابطه ما باخبر شد و به حالت قهر خانه را ترك كرد و به خانه مادرش رفت. در اين مدت الهام اصرار داشت همسرم را طلاق دهم تا بتوانيم با هم ازدواج كنيم اما بعد از مدتي با همسرم آشتي كردم. الهام وقتي از ماجراي آشتي ما با خبر شد تماس گرفت و خواست هم را ملاقات كنيم. وقتي با خودروي خودم به دنبالش رفتم خيلي عصباني بود. سوار ماشين شد و سعي كردم آرامش كنم اما فايدهاي نداشت. در حالي كه حرف ميزديم به طرف خارج از شهر رانندگي كردم. او تهديد كرد كه خودكشي ميكند و بطري آبي را كه همراهش بود، سر كشيد. لحظاتي كه گذشت حالش بد شد. من قدرت تصميمگيري نداشتم. كنار جاده توقف كردم. از رفتارش عصباني شدم و شال سورمهاي رنگي را كه همراهش بود، به دور گردنش پيچيدم و آنقدر فشار دادم تا فوت شد. براي اطمينان با دستهايم گلويش را هم فشار دادم. بعد به محل خلوتي رفتم و جسد را داخل گودالي انداختم و به خانه رفتم. متهم بعد از دفاعيات وكيلش بار ديگر در جايگاه قرار گرفت و در آخرين دفاع گفت: من خيلي زود از كاري كه كردم پشيمان شدم، چراكه با اين رفتارم زندگي خودم را تباه كردم.
قاضي عزيزمحمدي بعد از ختم جلسه با اعضاي دادگاه وارد شور شد و جمشيد را به خاطر قتل به قصاص و به خاطر رابطه نامشروع به تحمل 99 ضربه شلاق محكوم كرد.