تلاش براي كاهش تنش با كشورهاي منطقهاي و فرامنطقهاي يكي از مهمترين اولويتهاي دستگاه سياست خارجه بوده به صورتي كه يكي از محورهاي مشترك سخنان مسئولان دستگاه ديپلماسي كشور در طول ماههاي اخير تأكيد بر همين موضوع بوده است.
هر چند كه به باور بسياري از كارشناسان، دولتمردان در پيشبرد سياست ياد شده هيچ گاه موفق عمل نكرده و نتوانستهاند شعارهاي تبليغاتي خود را جامه عمل بپوشانند اما نبايد غافل شد كه روابط جمهوري اسلامي ايران با برخي از كشورها در طول روي كارآمدن دولت يازدهم نه تنها رو به سوي تعاملات سازنده و بهتر هم نگذاشته بلكه چالشبرانگيزتر هم شده است. يكي از كشورهايي كه دولتمردان تلاش كردند تا با او از در دوستي و آشتي درآمده و روابط حسنهاي را با اين كشور رقم بزنند، عربستان سعودي است. عربستاني كه در طول 36سال اخير هيچگاه اراده و قصدي براي بهبود با جمهوري اسلامي ايران از خود نشان نداده و بلعكس تلاش كرده تا از قدرت نفوذ ايران در منطقه و جهان عرب هم جلوگيري كند. در اصل رهبران عربستاني هيچگاه به عنوان دوست به ايران نگاه نكرده و هماره جمهوري اسلامي ايران را يك رقيب پر قدرت كه منافع عربستان را در بسياري از حوزهها به مخاطره انداخته نگاه كرده بنابراين بايد به كمك كشورهاي غربي از يك سو از قدرت روزافزون جمهوري اسلامي ايران جلوگيري شود؛ آن هم با ابزاري نظير تحريم، تهديد و پايين نگه داشتن قيمت نفت- با توجه به اينكه ايران كشوري تك محصولي است و كاهش قيمت نفت ميتواند تأثيرات مستقيمي بر اقتصاد و سياست ايران بگذارد- .
از سوي ديگر با تخريب وجهه ايران در بين افكار عمومي جهان و به صورت ويژه در بين مسلمانان، از رشد گفتمان انقلاب اسلامي در اذهان عمومي هم جلوگيري شود. به همين دليل است كه بخش قابل توجهي از درآمدهاي نفتي و بودجه عربستان به صورت مستقيم و غيرمستقيم به تضعيف و تخريب كشورمان تعلق گرفته است. از كلكسيون اقدامات بيشمار تلافيجويانه و معاندانه عربستان عليه ايران ميتوان آخرين اقدام اين كشور را پايين نگه داشتن قيمت نفت در طول هفتههاي اخير دانست، اقدامي كه ميتواند در كنار ابزارهاي فشار ديگر قدرت چانهزني ايران در موضوع هستهاي را كاهش داده و مذاكرهكنندگان كشورمان را به امتيازدهي بيشتر سوق دهد. تحرك عربستان در اين زمينه واكنشهاي بينالملل متعددي را به همراه داشت، ولاديمير پوتين رئيسجمهور روسيه در اين باه ميگويد: «همه ما شاهد كاهش قيمت نفت هستيم. گفتوگوهاي بسياري در مورد علتهاي آن صورت گرفته است و ميتوان از آن به عنوان توافق بين عربستان سعودي و امريكا براي مجازات ايران و تحت تاثير قرار دادن اقتصادهاي روسيه و ونزوئلا ياد كرد.» اما همانطور كه اشاره شد اقدامات توطئهآميز عربستان عليه ايران تنها به اين مورد ختم نميشود به شكلي كه ميتوان تنها چند مورد از اينگونه تحركات را به اختصار يادآوري كرد.
دور نگه داشتن چين از ايرانهمسويي چين با ايران در طول سالهاي اخير باعث شد كه ْامريكا به كمك كشورهاي همپيمان منطقهاي خود از جمله عربستان تلاش كند با اتخاذ سياستهايي چين را از جمهوري اسلامي ايران دور كرده و زمينه فشارها به ايران را مهيا كند. از سال 89 به بعد امريكا با كمك عربستان به صورت ملموستري تلاش كردند نفت مورد نيازي را كه چين به آن محتاج است، تأمين كند تا در اين راستا چين به نفت ايران احتياج نداشته باشد و به راحتي دولت پكن براي دادن رأي مثبت به تحريمهاي جديد عليه ايران متقاعد شود.
در همان ايام بود كه اسناد افشا شده توسط سايت ويكيليكس نشان داد كه چگونه ديپلماتهاي امريكايي و عربستاني تلاش ميكنند چين را به دادن نظر مثبت در مورد اعمال تحريمهاي جديد عليه ايران متقاعد كنند. اين ديپلماتها در مورد اين موضوع تبادل نظر كردهاند كه چگونه افزايش چشمگير نفت صادراتي عربستان به چين ميتواند تا حدود زيادي دولت پكن را عليه ايران آماده كند. در يكي از اين اسناد فاش شده است كه مقامات امريكايي و عربستاني در اوت 2009 و مارس 2010 گفتوگوهاي جدي را براي اجرايي كردن طرحهايشان عليه ايران انجام دادند. حال اين سؤال مطرح است كه اقدامات امريكا- عربستان براي متقاعد كردن چين ميتواند مثمرثمر باشد يا خير؟ آنچه در اين ميان مشخص بود، ادامه تلاشهاي امريكا و عربستان براي نتيجه دادن اين طرح دوجانبه است. مقامات دو كشور معتقد بودند كه با اين طرح ميتوانند رضايت مقامات چيني را عليه ايران جلب كنند اما اين مقامات فراموش كرده بودند كه روابط اقتصادي- تجاري ميان ايران و چين فقط به نفت محدود نميشود. اين طرحهاي امريكا- عربستان عليه ايران كه از سال 2009 آغاز شد هنوز نتيجهبخش نبوده و مقامات چيني همچنان بر ادامه روابط با ايران تأكيد ميكنند.
بدتر شدن روابط ايران با عربستانهمانطور كه اشاره شد عاديسازي روابط با سعوديها براي دولتمردان يازدهم يك هدف راهبردي به حساب ميآمد اما هيچ كدام از ابزارهاي مقامات دولت براي پيشبرد اين سياست توفيق چنداني پيدا نكرده و در اين ايام برخي از دولتمردان در كنار رسانههاي زنجيرهاي دومخرداد تلاش كردند تا از نقش بيبديل هاشمي در گرهگشايي از روابط بين دو كشور سخن به ميان آورده و وجود وي را مهر پاياني بر سردي و حتي تخاصم روابط موجود القا كنند. حال سؤال اصلي اينجاست كه چگونه ممكن است 36سال درگيري و توطئه عربستانيها عليه ايران تنها با گوشه چشم هاشمي رفسنجاني پايان بپذيرد و آيا اين سادهانگاري در سياست خارجه به حساب نميآيد؟
هاشمي آلترناتيو!از مجموع تلاشهاي صورت گرفته جهت برجستهسازي شخصيت هاشمي اواخر پاييز طه هاشمي، معاون فرهنگي - اجتماعي دانشگاه آزاد اسلامي در صفحه شخصي خود نقل قولي از آيتالله وحيد خراساني درباره آيتالله هاشمي رفسنجاني را منتشر كرد كه در ديدار دكتر ميرزاده و همراهانشان با مراجع عظام قم بيان شده بود.
در بخشي از اين نوشته آمده بود: « حضرت آيتالله وحيدخراساني نكتهاي درباره عدمنتيجهگيري در مذاكرات هستهاي متذكر شدند و گفتند اسرائيل و سعودي از نتيجه مطلوب ممانعت كردند و راه قطعي اين است كه آقاي هاشمي به عربستان سفر كند. چند بار تأكيد كردند كه بايد اين سفر انجام شود چون تنها شخصيتي كه ميتواند عربستان را مجاب كند، آقاي هاشمي است؛ سفر او به نفع جهان اسلام و ايران است. روزنامههاي وابسته به طيف تجديدنظرطلب هم با حركتي هماهنگ اين اظهارات را در صفحات نخست خود برجسته كرده و تنها راه پايان زدوخوردهاي ايران و عربستان را شخص هاشمي وانمود كردند.
تغيير رويكرد نيازمند حضور هاشميروزنامه آرمان رسانه نزديك به خانواده هاشمي هم در مطلبي ديگر كه تيرماه امسال به چاپ رساند درباره لزوم ايفاي نقش هاشمي در حل مناقشات ايران با كشورهاي منطقهاي اينطور مينويسد: در ايران و كشورهاي عربي كسي نيست كه نداند تغيير اين رويكرد سياسي نيازمند حضور پير سياست و چهره محبوب عربها يعني آيتالله هاشمي است ولي گويا همانطور كه در هشت سال گذشته با انزواي تفكر ايشان در عرصه سياست خارجي و برخي اقدامات در روابط ايران و عربستان، زمينه تولّد و قدرتنمايي تندروها در صحنه كشورهاي عربي فراهم شد، همچنان خاورميانه از بازگشت آرامش در سايه تفكر مرد اعتدال ايران دورمانده است. آيتالله هاشمي در آخرين ديدارش با اعضاي هيئت پارلماني ايتاليا به روابط ايران و عربستان اشاره كرده و گفته بود: راهحل مسائل دو كشور با توجه به مشتركات منطقهاي و اسلامي و تجربه عملي گذشته كه يخهاي روابط را آب كرده بود، خيلي آسان است. مذاكره من و امير عبدالله در مقاطع برگزاري كنفرانس اسلامي در سنگال و سپس در سفر ايشان به ايران، اختلافات دو كشور درباره ميزان توليد نفت و روابط كشورهاي اسلامي را تبديل به همكاري و همدلي كرد.
كليد حل مشكلات تهران- رياض در دستان هاشمي رفسنجاني! اين روزنامه همچنين روز دوشنبه 16 دي ماه، در سلسله مطالب خود مبني بر ضرورت ايفاي نقش هاشمي در بهبود روابط ايران- عربستان مطلب جالبتوجهي را چاپ كرد.
اين رسانه كه مدعي است چشمهاي ناظران سياسي به تصميم آقاي هاشمي رفسنجاني براي ترميم روابط حاكم ميان تهران- رياض است، نوشت: «سفر آيتالله هاشمي به عربستان به معمايي براي اصولگرايان تبديلشده است؛ معمايي كه براي ميانهروها و اصلاحطلبان حل شده اما برخي اصولگرايان كه با برنامه هرازچندگاهي اين موضوع را مطرح ميكنند، درصددند به اغراض خود برسند. يكي از اهداف آنها كه نميتوان آن را اخلاقي و مثبت دانست تأكيد بر اين ماجراست كه آيتالله هاشمي ديگر جايگاه سالهاي دور در عربستان را ندارد چراكه اگر داشت، به اين كشور دعوت ميشد يا حداقل حاكمان عربستان به نامه او مبني بر توقف حكم اعدام شيخ نمر توجه ميكردند. اين موضوعات علاوه بر اينكه نشاندهنده كمآگاهي منتقدان است، برنامهاي نخنما شده براي هجمه به شخصيتي است كه اعتدالش به معناي شكست تندروهاست. فارغ از فضاسازيهاي كاذب تندروهاي اصولگرا، هيچ منصفي نميتواند منكر جايگاه آيت الله هاشمي نزد مسئولان كشور عربستان و تمام كشورهاي منطقه شود. اين رسانه نزديك به هاشمي در ادامه بدون در نظر گرفتن پيشينه روابط دو كشور و اقدامات توطئهآميز اين كشور در مواجهه با كشورمان و البته با بياني اغراقآميز و غيرعقلايي اينگونه مينويسد: نقش آيتالله هاشمي در معادلات بينالمللي و منطقهاي چنان است كه در بسياري از مقاطع گرههايي هستند كه تنها با انديشه او قابلحل است، از همين رو است كه در موضوع كاهش قيمت نفت نگاهها بار ديگر به سمت او رفت. شايد آيتالله هاشمي از رواج شايعه و دروغ در مورد خود دلخوش نباشد اما همگان ميدانند زماني كه پاي منافع و مصالح ملي در ميان باشد. او نامهربانيها را فراموش و به سمت خواست و رفاه مردم حركت ميكند.»
لزوم عقلانيت در نگاه به موضوعات بينالملليآن طور كه بارها عنوان شده است جماعت وابسته به جماعت تجديدنظرطلب در موضوعات كلان بينالمللي دچار سادهلوحي سياسي يا خوشبيني مفرط شدهاند آنگونه كه قبل از روي كار آمدن حسن روحاني تنها راه علاج اقتصاد و سياست را مذاكره با امريكا عنوان ميكرده و دست دادن كري- ظريف، گفتوگوي تلفني روحاني- اوباما يا ديدار رودرروي روحاني –كامرون را به عنوان اتفاقات بزرگ تاريخي ثبت كرده، آن هم در شرايطي كه هيچ كدام از مشكلات ما با دنياي غرب حل نشد، بلكه دامنهدارتر هم شد. در شرايط فعلي هم كه عربستان اقدامات توطئهآميز را در دستور كار قرار داده به جاي ايجاد مطالبه از مسئولان دولتي مبني بر مواجهه كارساز و سودمند دستگاه سياست خارجه با عربستان به دنبال ارائه تصويري غيرواقعي و احساسي از شخصيت هاشمي رفسنجاني هستند. نكته ديگري كه بايد اضافه كرد آنست كه آيا دولت خواهد پذيرفت هاشمي رفسنجاني به عنوان نماينده رسمي مأمور ترميم روابط ايران و عربستان شود؟ آيا اين موضوع اعتراف به ناتواني دستگاه ديپلماسي تعبير نخواهد شد؟