از اولاد آدم نخواهيد كه نبش قبر نكند. از او بخواهيد كه نبش قبر بكند. نبش قبر كردن خوب است. آدم را ميبرد به گذشته. آنوقت ميبيني كه چه كاشتهاي و چه درو كردهاي؟ ما آدم هاي فراموشكاري هستيم و براي همين احتياج داريم به يك نبش قبركننده حرفهاي! بله جاي درستي آمدهايد. اينجا با آخرين متد روز و دولت الكترونيك براي شما خدمات ارائه ميدهيم. البته كاري به اين نداريم كه طبق گزارشي كه تابستان سال جاري از سوي سازمان ملل در زمينه دولت الكترونيك منتشر شد، از ميان 193 كشور دنيا ايران رتبه ۱۰۵ را در اين زمينه به خود اختصاص داده است كه اين جايگاه پنج رتبه پايينتر از سال ۲۰۱۲ و سه رتبه كمتر از سال ۲۰۱۰ است. و كاري به اين نداريم كه طبق اين گزارش همچنين به لحاظ شاخص توسعه الكترونيك ايران در بين ۴۷ كشور آسيايي رتبه ۳۰ را دارد. اصلاً بدون دولت الكترونيك پيش ميرويم. مگر الان كه بدون دولت الكترونيك هي دارند زور ميزنند آن 10 ميليون را كه يارانه مفت ميگيرند پيدا كنند و نميتوانند، زمين به آسمان رفته، يا آسمان به زمين آمده، يا هر دو به سوي هم رفته و در افق محو شدهاند؟ ما چه كمتر از ربيعي و گروه پشتيبان داريم؟ (آخرين گفتههاي ربيعي وزير تعاون، كار و رفاه اجتماعي: بانك اطلاعات شناسايي وضعيت خانوادهها با همكاري دستگاههاي مختلف در حال تكميل است. بودجه لازم براي توزيع بسته امنيت غذايي تأمين شده است و در حال حاضر در حال شناسايي طبقات پايين درآمدي براي توزيع اين بستهها هستيم.) بلي! حالا كه كاهش قيمت نفت و كسري بودجه و تورم و ساير مسائل هم در روند شناسايي پولدارها و بيپولها، تعجيلي را بر ربيعي و مشاوران تحميل نميكنند، چه جاي نگراني براي اولاد آدم دارد كه عجله بكند و برود سراغ دولت الكترونيك. همان نبش قبر با شيوه سنتي عالي است! پس اولاد آدم به تنهايي ميرود سراغ نبش قبر! هيچكي مثل اولاد آدم نميتواند خوب نبش قبر كند.... اولاد آدم با مروري بر اعتبارات طرحهاي تملك داراييهاي سرمايهاي در بودجه كه محل تأمين منابع براي تكميل و به ثمر رساندن پروژههاي عمراني است كشف كرده كه پيشينه و سرآغاز برخي طرحها به سالهاي دهه 1350 نيز مربوط ميشود؛ پروژههايي كه به دليل فراواني، غير ضروري بودن، هزينههاي بالايي كه ارزش تأمين ندارد يا حتي ضروري هستند، اما بودجه لازم براي تكميل نداشتهاند در دهههاي 50، 70، 60، 80 و 90 شروع شده و اغلب مشخص نيست چه زماني به پايان ميرسند. اولاد آدم لازم نيست كشف كند كه برآوردها بيانگر آن است كه در حال حاضر حدود 3000 پروژه عمراني در كشور وجود دارد كه اگر قرار باشد براي تمامي آنها اعتبار پيشبيني كرد حداقل به 200 هزار ميليارد تومان پول احتياج دارد كه البته با توجه به اينكه تأمين مالي آنها به يكباره امكانپذير نيست نياز به يك دوره هشت تا 10 ساله دارند كه در اين حالت نيز با توجه به رشد هزينهها و ضريب تعديل اعتبار مورد نظر به 400 هزار ميليارد تومان افزايش مييابد؛ از اين رو بنا بر اعلام بودجهريزان حتي اگر هيچ طرح ديگري آغاز نشود به 400 هزار ميليارد تومان اعتبار نياز است تا طرحهاي موجود به پايان برسند. اولاد آدم ميداند كه بودجههاي عمراني همواره به طور قابل ملاحظهاي تحت تأثير بودجههاي جاري بودهاند يا حتي در دولتهاي مختلف به دليل عدم امكان تغيير در هزينههاي جاري كه بيش از 70 تا 80 درصد آن را حقوق و دستمزد تشكيل ميدهد در مواقع كاهش منابع اين بودجه بوده كه كسر شده و در بخش جاري هزينه شدهاست. (اولاد آدم تازه ميفهمد كه چرا نبايد نبش قبر كرد!) حالا فكرش را بكنيد كه الان ايران، چين ميبود. آنها كارهاي ناتمام سال هاي 1400 ما را هم تمام ميكردند. در زبان چيني ضرب المثل «كاري را ناتمام گذاشتن» كنايه از آن است كه تلاش انسان اگر مستمر نباشد، بينتيجه خواهد ماند و ثمري دربر نخواهد داشت. لابد ميگوييد قصهاش چيست اولاد آدم؟ به زبان فارسي برايمان ديلماجش كن! خب پس گوشهايتان را تيز كنيد: در روزگاران قديم در دوران سلسله كشورهاي جنگجوي چين، مردي به نام «يو يان جي» زندگي ميكرد. روزي از روزها، او در راه خود يك قطعه طلا پيدا كرد و بسيار خوشحال به خانه بازگشت و آن را به همسرش نشان داد. همسرش به طلا نگاهي كرد و گفت: شنيدهام كه كسي كه همت و آرزوي بلند دارد، نه يارانه و نه صدقه قبول نميكند. پس چه طور ميتوان اشياي گمشده ديگران را برداشت و اخلاق خود را لكهدار كرد؟ به نظر من بهتر است كه طلا را در همان محل قبلي بگذاري. «يو يان جي» با شنيدن حرف همسرش شرمسار شد و طلا را به محل قبلي برگرداند. چندي بعد، «يو يان جي» براي تحصيل، خانه و كاشانهاش را ترك گفت. اما پس از يك سال به خانه برگشت. همسرش پس از ديدن وي بسيار تعجب كرد و از او پرسيد: تنها يك سال سپري شده است. آيا در اين مدت درس شما به پايان رسيده است؟ «يو يان جي» پاسخ داد: يك سال است كه از تو دور بودهام و براي ديدنت به خانه بازگشتهام. همسرش پس از شنيدن اين سخنان، قيچي خود را برداشت و به پارچه روي دستگاه بافندگي اشاره كرد و گفت: نگاه كن. من از پيله كرم ابريشم، ابريشم تهيه و آن را به نخ تبديل كردهام و سپس با نخ اين پارچه را بافتهام. در يك سال گذشته، من به طور مداوم كار كرده و اين نخها را ريسيدهام. اما، اگر با اين قيچي آن را ببرم، هر چه رشتهام، پنبه خواهد شد. تحصيل شما در خارج از خانه همانند ريسيدن من در خانه است. بين قطع تحصيل شما و بريدن اين پارچهها چه تفاوتي است؟ بهتر است كه بيدرنگ تحصيل خود را از سر بگيريد. «يو يان جي» نصيحت همسرش را قبول كرد و راهي محل تحصيل شد. چندي نگذشت كه به خانه بازگشت و از سوي حكومت او به مقام ژنرالي رسيد.