
اين بار ايرانيها آرزوي طلسم شدهشان را در استراليا جستجو ميكنند، آرزوي قهرماني در جام ملتها، آرزويي كه 39 سال است به دنبال تكرار آن هستند. آخرين بار در ورزشگاه آزادي تهران بود كه علي پروين كاپ قهرماني آسيا را با گلي كه به كويت زد بالاي سر برد. از آن روز ديگر هيچ كاپيتان ايراني موفق به بالا بردن جام نشده است و حالا در آستانه آغاز جام ملتها در استراليا، ايرانيها ميخواهند يك پاي فينال 7 بهمن در ورزشگاه استراليا باشند. اين مأموريت سنگيني است كه روي دوش كرش سرمربي پرتغالي ايران و بازيكنانش گذاشته است، آن هم تيمي كه با حاشيههاي فراواني به استراليا رفته است اما پس از بازيهاي اميدواركننده در تابستان گذشته در برزيل، حالا كرش و شاگردانش اين بار برابر حريفان آسياييشان ميخواهند خودي نشان دهند، مأموريتي كه از يكشنبه آينده يعني 21 دي برابر بحرين آغاز ميشود، مقابل حريفي كه مانع صعود ايران به جام جهاني 2002 شد.
تيمي كه كرش به استراليا برده است را ميتوان يكي از كم ستارهترين تيمهاي تاريخ فوتبال ايران دانست كه در جام ملتها به ميدان ميرود. البته اين روندي است كه از چند سال گذشته در تيم ملي آغاز شده و هر سال تيم خاليتر از ستارهها ميشود و تنها ميتوان چند بازيكن انگشت شمار پيدا كرد كه لقب ستاره و بازيكن بزرگ برازنده آنها باشد. اين دردسرهاي كرش را در جام ملتها بيشتر از مربياني خواهد كرد كه در دورههاي گذشته روي نيمكت ايران نشسته بودند و حداقل دلشان به حضور چند برگ برنده و بازيكن بزرگ كه ميتوانستند در زمان كوتاهي ورق را برگردانند خوش بود. اما سرمربي پرتغالي دستش خاليتر از بقيه مربيان ملي در سالهاي اخير است و اگر حضور بازيكنان دو مليتي ايراني كه در كشورهاي خارجي زندگي ميكنند نبود، الان كرش بايد يك تيم معمولي كه هيچ هيجاني را بر نميانگيزد را در استراليا به ميدان ميفرستاد.
در روزهايي كه جواد نكونام ديگر سايهاي از آن بازيكن سالهاي پيش نيست و اين روزها هواداران فوتبال را به ياد علي دايي در جام جهاني 2006 مياندازد كه به هر قيمتي ميخواست در زمين باشد و برانكو هم حاضر به تعويض او نبود. آندو هم با بازي هايي كه در فصل جديد ليگ برتر داشته، فاصله زيادي با آندوي جنگنده جام جهاني دارد و تنها ميتوان دلخوش به رضا قوچان نژاد و اشكان دژاگه بود؛ دو بازيكني كه شايد كرش بتواند روي آنها به عنوان ستاره تيمش حساب باز كند.
البته خالي بودن تيم از بازيكنان بزرگ سبب شده تا كرش تصميم بگيرد به جوانان بيشتري كه انگيزه زيادي براي خودنمايي دارند فرصت بدهد و اين ميتواند يك خبر خوب براي آينده فوتبال ايران باشد، اينكه در استراليا چند جوان جوياي نام تبديل به مهرههاي شانس ايران شوند و بتوانند معادلات را به هم بزنند. به همين خاطر كرش در روزهاي قحطي بازيكن بزرگ در فوتبال ايران، ترجيح داده تيم جوان تري را آماده جامملتها كند و اصرار او به حضور بازيكنان جواني مانند سروش رفيعي كه مشكلات خدمت سربازي داشتند را هم ميتوان در اين راستا ديد. البته به جز رفيعي تيم ملي كم بازيكن جوان و آيندهدار ندارد كه نشان دادهاند در صورتي كه فرصتي به آنها داده شود ميتوانند عصاي دست ايران در استراليا باشند، يكي از اين بازيكنان سردار آزمون است؛ بازيكن جواني كه در دو بازي آخر تداركاتي تيم ملي ايران پيش از شروع جام ملتها، ستاره اصلي تيم كرش بوده و دو گل پيروزي بخش ايران مقابل كرهجنوبي و عراق را به ثمر رسانده است تا جوان ايراني روبين كازان نشان دهد كه كرش از اعتماد به او ضرر نميكند. از عليرضا جهانبخش هم ميتوان به عنوان يكي از مليپوشان جوان ايران كه ميتواند در استراليا بدرخشد نام برد، مهاجمي كه در سال اخير در نايخمن هلند پيشرفت چشمگيري داشت، هر چند در جام جهاني به او فرصت كمي براي بازي رسيد اما به نظر ميرسد در جامملتها او ميتواند يكي از خوبهاي ايران باشد.
البته مشكلات ايران براي آماده شدن جهت حضور استراليا محدود به نداشتن يك تيم پرستاره نبود و كرش براي برپايي اردوها و بازيهاي تداركاتي هم مشكلات زيادي داشت. همين مشكلات سبب شد تا او به طعنه پس از آخرين بازي تداركاتي ايران برابر عراق بگويد:«هر چند در رنكينگ برترين تيم آسيا اول هستيم، اما از نظر آمادهسازي تيم آخر آسيا هستيم!» تيم ملي ايران در حالي براي حضور در جام ملتها آماده شد كه لغو اردوهاي تداركاتي تيم ملي آن هم به خاطر بيپولي يكي از مشكلاتي بود كه كرش با آن روبهرو بود تا او بارها چهرهاي عصباني به خودش بگيرد و از مسئولان فدراسيون گلايه كند كه با اين وضعيت تيم ملي در جام ملتها به جايي نميرسد. هر چند او گفته است كه با تمام اين مشكلات، شاگردانش با تمام وجود خواهند جنگيد تا بهترين نتيجه را براي ايران در استراليا كسب كنند. با اين وجود نميتوان از مسابقات تداركاتي اندكي كه تيم ملي براي شركت در جام ملتها داشته گذشت. با كنار گذاشتن بازي با تيمهاي درجه دو باشگاهي پرتغالي و آفريقاي جنوبي كه اكثراً با تيمهاي دومشان برابر ايران به ميدان آمدند، تنها ميتوان گفت كه ايران براي حضور در استراليا تنها دو بازي تداركاتي بزرگ داشته است و كره جنوبي و عراق تنها حريفان قابل قبولي بودند كه ايران برابر آنها محك خورد. با اين وجود مشكلات تحريم، بيپولي و بدقولي برخي كشورها كه در دقيقه 90 بازي دوستانه با ايران را لغو كردند، سبب شد تا ايران تنها با دو بازي تداركاتي مناسب راهي استراليا شود.
البته ايران به جز اين موارد با حاشيههاي زيادي هم عازم استراليا شده است. پررنگترين حاشيهاي كه قبل از جامملتها با آن روبهرو بود ماجراي دو سرباز فراري و جاعل و همچنين قهر علي كريمي در پاي پرواز بود. اصرار كرش به استفاده از مهرداد پولادي و سروش رفيعي كه به خاطر جعل كارت پايان خدمت از حضور در تيم ملي محروم شده بودند سبب شد تا به رغم مخالفتهاي زيادي كه از سوي افكارعمومي براي صادر شدن مجوز بازي اين دو بازيكن وجود داشت، در نهايت ستاد كل نيروهايمسلح كوتاه آيد و براي پولادي و رفيعي مجوز صادر كند تا به قول خودشان كرش بهانهاي نداشته باشد و ناكامي احتمالي در جام ملتها را به گردن آنها نيندازد. حاشيه ديگر هم قهر علي كريمي قبل از پرواز بود. مربي جوان تيم ملي كه خيليها انتخابش از سوي كرش به عنوان دستيار را حساب شده و براي استفاده از نام اين بازيكن دانسته بودند، در دقيقه 90 و درست در روزي كه تيم ملي ميخواست به استراليا پرواز كند، اردوي تيم ملي را ترك كرد تا نشان دهد او هم مانند دستياران سابق ايراني آبشان با كرش توي يك جوي نميرود.
جدا از حاشيهها، نتايج ايران در جام ملتهاي آسيا ميتواند خيلي از معادلات فدراسيون فوتبال را حل كند يا آن را برهم بزند مانند ماندن يا نماندن كرش و كفاشيان كه به كارنامه ايران در استراليا گره خورده است. هر چند علي كفاشيان ادعا ميكند در صورت حذف تيم ملي هم استعفا نميدهد اما به نظر ميرسد با ناكامي ايران در جام ملتها، فشارهاي وزارت ورزش براي كنار گذاشتن رئيس فدراسيون بيشتر خواهد شد، هر چند يك نتيجه قابل قبول ميتواند رياست كفاشيان را محكمتر كند. درباره سرنوشت كرش هم گفته ميشود او در صورتي كه نتواند تيم ملي را به نيمه نهايي برساند بايد چمدانهايش را ببندد، اگر چه رئيس فدراسيون مدعي است اگر ايران حذف هم شود كرش ماندني است. البته نبايد حرفهاي كفاشيان را زياد جدي گرفت.