ملك عبدالله پادشاه 91 ساله عربستان از اوايل اين هفته به بيمارستان نظامي رياض منتقل شده است. با توجه به اينكه وي از چند سال پيش تحت درمان بوده تا جايي كه منزل و محل كار او به انواع تجهيزات پزشكي مجهز بوده، لذا انتقال پادشاه عربستان به بيمارستان به منزله وخامت بيماري وي تعبير شده است. با اين حال مقامات عربستان سعي ميكنند روند درمان وي رو به پيشرفت معرفي كنند و اوضاع را عادي نشان دهند. به همين منظور دربار سعودي كوشيد ازهمان ابتدا ابتكارعمل رسانهاي را در خصوص روند درمان وي را در دست بگيرند و بدين ترتيب جلوي هر گونه شايعه را بگيرند. اين اقدام و التزام عموم رسانههاي غربي به آن هرچند تا حدودي نتيجهبخش بود اما خودداري رسانههاي سعودي از نشان دادن تصوير ملك عبدالله و تمركز آن به عيادت شاهزادهها و مقامات سعودي از وي در بيمارستان به شبهات ديگري دامن زده است. به هر حال با وجود اينكه بيماري ملك عبدالله پادشاه عربستان تازگي ندارد و در سالهاي گذشته بارها تحت عمل جراحي موفقيتآميز قرار گرفته است و حتي دولت سعودي بارها بحران جانشيني را پشت سرگذاشته است اما چند عامل موجب شده كه اينبار مسئله تا حدود زيادي بغرنجتر از گذشته باشد.
نخست اينكه در گذشته بين حاكميت سياسي و حاكميت ديني (كه دو ستون اصلي نظام سنتي اين كشور را تشكيل ميدهند) تعارض چنداني مشاهده نميشد و اگر هم بود خيلي علني و آشكار نبود. اما اكنون در پرتو ظهور داعش در منطقه و گسترش دامنه آن به داخل عربستان و همچنين التزام دولت اين كشور به مقابله با تفكر داعشي (كه اكنون موجوديت شاهزادههاي سعودي را تهديد ميكند) در مجموع شرايطي را رقم زده است كه اصطكاك و تنش ميان دو نهاد سنتي سياسي و ديني را (كه يكي در انحصار دولت و ديگري در انحصار علماي وهابي بود) بيش از پيش دامن زده است. از اين ديد ميتوان گفت داعش براي هرگونه فرصتطلبي از عواقب و پيامدهاي داخلي وخامت بيماري ملك عبدالله به انتظار نشسته و حمله انتحاري اخير داعش به پست مرزي عربستان و عراق كاملاً هشداردهنده است. البته اين حمله ميتواند واكنشي به بازگشايي سفارت عربستان در عراق نيز باشد كه به منزله شناسايي دولت و نظام سياسي جديد عراق نيز محسوب ميشود. البته نبايد از اين واقعيت نيز غافل شد كه دولت عربستان تلاشهاي گستردهاي براي تغيير و براندازي دولت و نظام سياسي جديد عراق به عمل آورد و در اين راه به تقويت تكفيريها متوسل شد اما بعد آنكه خطر داعش را (در پي اعلام خلافت اسلامي در يك قدمي كاخ شاهزادههاي سعودي) احساس كرد ناچار به بازنگري در اين سياست شد و در چارچوب ائتلاف ضد داعش براي بازگشايي سفارت خود در بغداد دست به كار شد.
دوم اينكه هرچند ملك عبدالله با تعيين وليعهد (مقرن بن عبد العزيز69 ساله) براي وليعهد خود (سلمان بن عبد العزيز 77 ساله كه از بيماري آلزايمر رنج ميبرد) كوشيد بحران جانشيني بعد از خود را حل كند اما ظاهراً دو مشكل در اين زمينه باقي است: نخست اينكه طبق سنت و عرف رايج در عربستان انتخاب وليعهد از اختيارات پادشاه بوده و در صورتي كه سلمان بن عبد العزيز به مقام پادشاهي برسد هيچ التزامي براي ابقاي وليعهدي مقرن بن عبد العزيز نخواهد داشت. دوم اينكه در صورتي كه سلمان بن عبد العزيز فرد ديگري از جمله محمد بن سلمان فرزند خود را براي وليعهدي انتخاب كند در اين صورت مدعيان زيادي از سوي نسل دوم شاهزادههاي سعودي خواهد داشت. چنانكه به تازگي متعب بن عبدالله وزير گارد سلطنتي و محمد بن نايف وزير كشور عربستان در اقدامي رقابت جويانه براي جلب نظر مقامات امريكايي به اين كشور سفر كردند. اين شاخصها نشان ميدهد كه سايه جانشيني همچنان روي دوش نظام سياسي سنتي و كهن عربستان سنگيني ميكند. در اين ميان گسترش دامنه ارزانفروشي نفت به عربستان و ديگر كشورهاي عربي حوزه خليج فارس مضاف بر علت شده و با عواقبي چون: كسري بودجه، تشديد بيكاري، كاهش يارانههاي دولتي همراه شده كه از يكسو ميتواند فشارهاي اجتماعي را بر شاهزادگان سعودي افزايش دهد و از ديگر سو بستر رشد گرايشات داعشي را در اين كشور تقويت كند.