
به گزارش خبرنگار ما، صبح روز 25 اسفند سال گذشته مأموران پليس از درگيري بين سرنشينان دو خودرو مقابل شهرك خاوران با خبر و در محل حاضر شدند. بررسيها نشان داد كه چند نفر در جريان حادثه دچار سوختگي و به بيمارستان منتقل شدهاند. كمال كه در جريان حادثه از ناحيه صورت و دستها دچار سوختگي شده بود به مأموران گفت: با وانت پيكان در حال عبور بودم كه يك خودروي پيكان از عقب با خودروي من تصادف كرد. خودروي وانتم را تازه نقاشي كرده بودم به خاطر همين از حادثه ناراحت شدم. پياده شدم و به راننده پيكان اعتراض كردم. گفتم مگه كوري وانت را تازه نقاشي كردهام. راننده پيكان پياده شد و فحاشي كرد. گفت اگر جرئت داري صبر كن تا برادرهايم را خبر كنم. گفتم جرئت دارم و صبر ميكنم. لحظاتي بعد مردي سالخورده از راه رسيد كه فهميدم پدرش است. وقتي ماجرا را برايش توضيح دادم، او هم به من فحاشي كرد. گفتم احترام سن و سالتان را دارم اما به من حمله كرد و با همدستي پسرش مرا كتك زد. من كه غافلگير شده بودم گالن بنزيني كه در خودرو داشتم برداشتم و به طرفشان پاشيدم. مقداري بنزين هم به روي خودم ريخت. نميدانم چه كسي كبريت كشيد كه هر سه آتش گرفتيم و رهگذران ما را به بيمارستان منتقل كردند.
كارآگاهان متوجه شدند كه مرد سالخورده به علت شدت سوختگي فوت شده است. آنها سپس از پسر او كه امير نام داشت، تحقيق كردند. او گفت: در حال عبور بودم كه با خودروي جلويي تصادف كردم. راننده از خودرواش پياده شد. چكش بزرگي در دست داشت و فحاشي كرد. من هم فحاشي كردم و خانوادهام را از حادثه با خبر كردم. لحظاتي بعد پدرم خودش را رساند و با كمال درگير شد. كمال هم گالن بنزيني از داخل ماشينش برداشت و به روي ما ريخت. بعد هم كبريت كشيد. هر سه دچار سوختگي شديم اما شدت سوختگي پدرم خيلي زياد بود و او فوت شد.
كمال در بازجوييهاي بيشتر هم حرفهايش را تكرار كرد و گفت: من نميدانم كه چه كسي كبريت را كشيد. او گفت من قصد كشتن پيرمرد را نداشتم و فقط به نحوه رانندگي پسرش اعتراض كرده بودم. اگر او به خاطر رفتاري كه داشت عذرخواهي كرده بود، اين حادثه اتفاق نميافتاد.
با كامل شدن تحقيقات، كمال صحنه جرم را بازسازي كرد و پرونده با صدور كيفرخواست به اتهام قتل عمد روي ميز هيئت قضايي شعبه 113 داداگاه كيفري استان تهران قرار گرفت. متهم به زودي پاي ميز محاكمه حاضر ميشود.