رفتار اين روزهاي علي كفاشيان به رفتار مديري ميماند كه به هر قيمتي ميخواهد بماند و در اين راه حتي نزديكترين مديرانش را هم حاضر است قرباني تا صندلي خودش را حفظ كند، همان مديراني كه در ششسال گذشته با آنها كار كرده و در كنارش بودهاند اما امروز بايد بروند تا رئيس صندلياش را از دست ندهد. او اين روزها براي اينكه دل وزارت ورزش را به دست بياورد و فاصلههايش را با گودرزي كمتر كند، چند روزي است كه در فدراسيون فوتبال دست به يك خانهتكاني زده است و از نايبرئيس گرفته تا دبيركل با حكم كفاشيان رفتني شدهاند تا اصلاحات مورد نظر وزارت ورزش در ساختمان سياه كوچه سوم سئول جنوبي موبهمو اجرا شود. البته اين اولينبار نيست كه كفاشيان با قرباني كردن مديران نزديك به خودش سعي دارد صندلياش را حفظ كند. او سه سال پيش هم وقتي دوباره به رياست فدراسيون فوتبال رسيد، عزيز محمدي و تاج را قرباني كرد و حالا امروز هم براي ماندن همين رويه را پيش گرفته است.
امروز شايد بهتر بتوان علي كفاشيان را تحليل كرد، مديري كه روزهاي اول حضورش در فدراسيون فوتبال با خندههايش سعي در ارائه يك چهره مقبول بين فوتباليها داشت اما رفتار او در سالهايي كه روي صندلي مديريت فدراسيون فوتبال مينشيند، حكايت ديگري دارد، حكايت مديري كه يك روز عنوان ميكند حتي براي يك ثانيه هم در فوتبال نميماند و از آن سو براي ماندن بيشتر دست به هر كاري ميزند، مانند امروز كه رئيس فدراسيون براي اينكه وزارت ورزش نتواند براي كنار گذاشتن او زمينهچيني كند، تغييرات گستردهاي را شروع كرده است تا خودش را از تيررس انتقادات دور كند و بهانهها را از وزارت براي بركنارياش بگيرد. البته مديران كنار گذاشته شده توسط كفاشيان، هر كدام با توجه به شنيدهها و پروندههايي كه دارند جاي دفاعي از خودشان باقي نگذاشتهاند و هم نبي و هم آيتاللهي با توجه به مديريت پرحاشيهاي كه در روزهاي حضورشان در ساختمان سياه فدراسيون فوتبال داشتهاند، همواره در معرض انتقادات زيادي بودهاند.
بحث بر سر بركناري يا ابقاي مديراني كه در روزهاي گذشته از فدراسيون رفتهاند، نيست. بحث بر سر اين است كه كفاشيان اين تغييرات را نه به خاطر حاشيهها و پروندههاي مديرانش، بلكه براي اينكه خودش در فدراسيون ماندني شود و فشارهاي وزارت ورزش از روي او برداشته شود، انجام داده است. وگرنه سالهاست منتقدان اصلي كفاشيان با اشاره به حاشيهها و سوءمديريتهاي نايب رئيس و دبير كل فدراسيون، از كفاشيان خواسته بودند تا مديراني اصلح را براي فدراسيون انتخاب كند. با اين وجود، كفاشيان همواره پشت نبي و آيتاللهي را خالي نكرد و با وجود شايعات زيادي كه درباره مديريتشان به گوش ميرسيد، حاضر به بركناري آنها نشد و از نبي و آيتاللهي همواره دفاع ميكرد، اين در حالي بود كه اهالي فوتبال عقيده داشتند فدراسيون با مديريت كفاشيان و مديران كنارياش در مسير درستي حركت نميكند و حمايتهاي كفاشيان از مجموعه پرحاشيه زير دستش در سالهاي اخير لطمات زيادي را متوجه فوتبال كشور كرده است.
در اين شرايط با شدت گرفتن فشارهاي وزارت ورزش، كفاشيان ناگهان مديراني را كه هميشه در سالهاي گذشته حامي شان بوده كنار ميگذارد تا خودش از گزند بركناري در امان بماند. اگر چه رفتن نبي و آيتاللهي به طور قطع به سود فوتبال ايران است اما رفتار كفاشيان در اين ماجرا بيشتر از آنكه نشاندهنده اقتدار رئيس فدراسيون باشد، نشان از دست و پا زدن براي ماندن است. اين در شرايطي است كه به نظر ميرسد تنها با رفتن نبي و آيتاللهي و مديران ديگر نبايد در انتظار تغييرات فراواني در مديريت فوتبال ايران بود و اين طور ميتوان گفت كه رفتن مديران نزديك به كفاشيان بيشتر به پاك كردن صورتمسئله ميماند تا حل مشكل فوتبال ايران. فوتبال براي رهايي از وضعيتي كه با آن درگير است نياز به يك خانه تكاني اساسي دارد، تغييراتي كه به جاي آنكه جنبه ايجاد حاشيه امنيت براي رئيس فدراسيون فوتبال داشته باشد، پيشرفت فوتبال را تضمين كند، حتي اگر اين تغيير، خداحافظي علي كفاشيان باشد!