در آيه شريفه 12 از سوره مباركه حجرات آمده است: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِيمٌ» - «اى كسانى كه ايمان آوردهايد، از بسيارى از گمانها، گمانهاى بد دور باشيد زيرا برخى از گمانها گناه است. در احوال و عيبهاى پنهان مردم كاوش مكنيد و از پس يكديگر بدگويى و غيبت مكنيد. آيا يكى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ بىگمان آن را ناخوش و ناپسند مىداريد و از خداى پروا كنيد كه خدا توبهپذير و مهربان است. غيبت از گناهان كبيره است و در آيات، روايات و احاديث زيادي از آن نوشته و ياد شده است.»
امام صادق (ع) در اين باره ميفرمايد: «الْغِيبَةُ حَرَامٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ، الْغِيبَةُ تَأْكُلُ الْحَسَنَاتِ كَمَا تَأْكُلُ النَّارُ الْحَطَبَ» - «غيبت بر هر مسلماني حرام است. غيبت نيكيها را از بين ميبرد همچنان كه آتش هيزم را از بين ميبرد.» غيبت از گناهان بسيار بزرگ و در زمره زير پا نهادن حقالناس محسوب ميشود. در اسلام حقوق به دو دسته كلي تقسيم ميشود؛ يكي حق و حقوقي كه براي خداوند متعال است و از آن به عنوان حقالله يا همان حق خدا ياد ميكنند و ما نيز موظف هستيم كه آنها را انجام دهيم، مثل: نماز، روزه، خمس و زكات.
ديگري حقالناس يا همان حق مردم است و در اين موارد تا مردم رضايت ندهند اين حق از گردن بقيه افراد ساقط نميشود، از جمله اين حقوق غيبت كردن پشت سر مردم است. غيبت كردن جزو حقوق مرتبط با مردم يا همان حقالناس است و تا زماني كه شخص غيبتشونده رضايت خود را اعلام نكند اين شخص ضامن حرفي است كه به او زده است و عقاب و عذاب الهي را در پيش خواهد داشت. پس حتي قدم گذاشتن در اين راه و پيروي از آن حرام بوده و موجب كفر نعمت و قهر الهي ميشود.
انواع و اقسام غيبت
در روايتي از امام صادق(ع) آمده است: و وجوه الغيبة تقع بذكر عيب في الخلق و الخلق، و الفعل و المعاملة، و المذهب و الجهل و أشباهه: واقع مىشود غيبت به ذكر كردن معايب كسى در خلقت، مثل آن كه فلان كس بد تركيب است يا بد دندان است و مثل اينها. غيبت آن است كه انسان عيوب برادر مسلمان خود را در مورد اندام، اعمال، معاشرت و رفتار و مذهب و... براي ديگران بازگو كند.
عيوب بدني و اندامي مانند عيبهاي مربوط به ظاهر. مثلاً بگويي كه فلاني چشمش كج است يا كور است، سرش مو ندارد، قدش بيش از حد دراز يا كوتوله است، رنگش خيلي سياه يا زرد است و به طور كلي مواردي كه به اعضاي بدن انسان مربوط ميشود. عيوب نسبي مثلاً بگوييم: پدر فلاني بسيار بداخلاق، عصباني يا ترسو است، پسرش نانجيب است و در كل موارد، شغلها و كارهاي تحقيرآميزي كه به پدر يا فرزند كسي نسبت دهند كه اگر به گوش او برسد قطعاً ناراحت خواهد شد.
عيوبي كه در اعمال، افعال و كارهايي كه از منظر دين حرام است مثل نسبت دادن دزدي، دروغگويي، خيانت يا بدگويي.
عيوب متعلقاتي عيوبي است كه مربوط به وسايل افراد ميشود مثل لباس، خانه و ماشين و... فلاني آستين لباسش بلند است، لباسش چرك بود، ماشينش خيلي كثيف بود و در كل اين مورد به چيزهايي كه به افراد تعلق دارد منسوب ميشود.
غيبت مختص به زبان نيست
اين نكته بسيار مهم است كه غيبت كردن تنها مختص به زبان نيست بلكه به هر صورتي كه اين نقصها و عيوب بيان و فهمانده شود نيز حكم غيبت را دارد، خواه با رمز و اشاره باشد خواه با چشمك زدن و ابرو بالاانداختن، گاهي هم ميتوان به صورت نوشتن يا هر حركت ديگري كه اين مقصود و مفهوم را ميرساند باشد. استفاده از تكنولوژي و همچنين وسايل ارتباط جمعي نظير ايميل، چت، پيامك و... نيز به نوعي ميتواند آلوده به غيبت شود.
گوش فرا دادن به غيبت
گوش فرادادن به غيبت نيز به نوعي با خود غيبت كردن به يك معنا و برابر است. احكام اسلام چه خوب و موشكافانه مسائل ريز و درشت را بررسي و بيان كرده و هيچ راهي را براي شكستن حقوق ديگران نگذاشته است. لذا در مورد غيبت نيز حتي اجازه نميدهد كه افراد به بدگويي در مورد ديگران گوش دهند و بيتفاوت باشند. در اينجا روايتي از رسول گرامي اسلام (ص) آمده است: «يا معشر من آمن بلسانه و لم يؤمن بقلبه لاتغتابوا المسلمين» - «اى گروهى كه به زبان ايمان آوردهايد، اما دلهاى شما ايمان نياورده است، از مسلمانان غيبت نكنيد.» رسول خدا (ص) با صراحت ابراز مى دارد كه غيبتكننده، فاقد ايمان قلبى است زيرا فردى كه با زبان به وحدانيت خداوند و رسالت پيامبر اقرار كند مسلمان است ولى اگر وابستگى قلبى يعنى ايمان نداشته باشد و از مسلمانان غيبت كند بعد معنوىاش ضعيف مىشود بنابراين مسلمان واقعى كسى است كه قلب و زبانش هر دو معتقد و از غيبت به دور باشند.
مولاي متقيان علي (ع) نيز فرمودهاند: «شنونده غيبت يكي از دو طرف غيبتكننده است. پس شنونده غيبت، از گناه غيبت بركنار نيست مگر اينكه با زبان آن را رد كند».
گاهي انسان از روي رضايت و رغبت به غيبت گوش ميكند و علتش هم اين است كه كسي كه به غيبت گوش ميكند در رضايت داشتن به گناه شريك غيبتكننده است و هر دو در دل افكار آلودهكننده و قلبي بيمار دارند. اگرچه يكي حرف ميزند و ديگري تنها شنونده است اما به هر حال در اين گناه شريك است. حال يكي با زبانش گناه ميكند و ديگري با گوش دادن به سخنان گفته شده و بدتر اينكه شخص غيبتكننده را تشويق و حرفهايش را تأييد ميكند. لذا در اينجا شخص شنونده بايد دو عمل را انجام دهد، ابتدا بايد از آبرو و شرف برادر مؤمنش دفاع كند. در اين باره پيامبر گرامي اسلام (ص) ميفرمايند: «من رد عن عرض اخيه بالغيب كان حقا على الله ان يعتقه من النار» - «كسى كه بدگويي را از برادر مؤمنش در غياب او دور كند، سزاوار است خداوند او را از آتش برهاند.» حضرت محمد (ص) به سرزنش كسى كه به يارى غيبتشونده اقدام نكند پرداخته و به اميرمؤمنان على (ع) مىفرمايند: «يا على من اغتيب عنده اخوه المسلم فاستطاع نصره فلم ينصره خذله الله فى الدنيا و الاخره» - «اى على كسى كه پيش او از برادر مسلمانش غيبت شود و بتواند آن برادر مسلمان را يارى كند ولى كمك نكند، خداوند او را در دنيا و آخرت خوار مىكند.»