ممكن است تا سالها هم اگر حتي يكديگر را نبينيم باز هم نسبت به يكديگر احساس بدي داشته باشيم و اين زخم رفته رفته عميقتر شود. نماز اول وقت ميخوانيم، روزه قضا نداريم، حج عمره كه سهل است حج واجب ميرويم، مشهد و كربلا را هم در برنامههايمان داريم كه دل خدا را بيشتر به دست آوريم اما غافل از اين هستيم كه خود خدا ميگويد: من از حق خودم كه نماز، روزه، خمس، زكات و... است ميگذرم اما از حق بنده ام نه. با بدگويي كردن از ديگران زبانمان را آلوده ميكنيم و با زيرآب زدن همكارمان در پي افزايش درآمد هستيم. حجت الاسلام و المسلمين حميد قربانپور، كارشناس مسائل ديني و استاد دانشگاه درباره حقالناس حرفهايي دارد كه در ادامه ميخوانيد.
حق مردم، حق خدا و حقالنفس سه حقي است كه در آموزههاي ديني از آنها نام برده شده و هر كدام در جايگاه خود همچون حلقههاي زنجير به هم پيوسته و مرتبط هستند. حق در اين سه واژه مردم، نفس و خدا مشترك است. نخستين حقي كه در متون و منابع اسلامي مطرح شده حق خدا است. حق خدا مسائلي مانند روزه و نماز و زكات و... است كه انجام دادن آن بر كسي كه به سن تكليف رسيده واجب است. حق خدا حقي كاملاً مطلق است كه در آن بندگان حقي نسبت به پروردگار ندارند. خداوند متعال حق و حقوق زيادي بر بندگانش دارد. اعتقاد به باري تعالي و ايمان آوردن به او و پيروي از دستوراتش بخشي از حقوق خداوند متعال بر آدميان است.
مردم نسبت به يكديگر حق و حقوق مشخص و معيني دارند. مطالب زيادي درباره حق مردم در كتب فقهي مختلف وجود دارد. بايد دقت داشته باشيم كه اساس اسلام هم بر حقيقت حق مردم بسيار تأكيد دارد. حق مردم از مسائل حقوقي است كه مربوط به انسان با ديگران است مانند حفظ آبرو و پرهيز از تهمت، غيبت و... . موضوع حق مردم از اهميت بسيار بالايي برخوردار بوده و در جاهاي مختلفي هم مطرح شده است. موضوعاتي همچون حق و حقوق پدر و مادر نسبت به يكديگر، حق فرزند نسبت به پدر و مادر، حقوق مرد و زن، حق و حقوق خانوادگي، آداب همسايهداري و بسياري از موارد مرتبط ديگر. گاهي اوقات حقوق جنبه فقهي دارد و گاهي هم جنبه اخلاقي و تربيتي كه اين جنبه مؤثر و آموزنده است. با اينكه واجب نيست اما اين حقوق سريعاً بايد ادا شود.
اما بحث ديگري كه نياز به پرداختن مختصر و مفيد دارد حقالنفس است. حقالنفس كه رعايت كردن آن ضروري است به نفس و جان آدمي مربوط ميشود. امام سجاد (ع) ميفرمايند: «حَقُّ نَفْسِك عَلَيك أَنْ تَسْتَعْمِلَهَا بِطَاعَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل » - «حق نفس تو اين است كه او را در راه اطاعت خداوند به كار گيري. » در اين حديث از امام سجاد(ع) مقصود از حق نفس جنبه جسماني فرد نيست با اينكه حقالنفس نيز نوعي از حقوق انساني باشد، بلكه منظور اين است كه آدميزاد از وجود و اعضا و جوارح خود بايد براي عبادت خداوند عز و جل استفاده كند. اين نوع حقوق هم به اين معنا است كه اگر آدميزاد به آن توجهي نداشته باشد، در واقع به وجود خودش ظلم كرده و ضررش را هم خودش ميبيند.
زنجيرهاي به هم پيوسته و غيرگسستني
خداوند در قرآن كريم ميفرمايد: «وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ» - «و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد و پراكنده نشويد و نعمت خدا را بر خود ياد كنيد؛ آنگاه كه دشمنان يكديگر بوديد، پس ميان دلهاى شما الفت انداخت، تا به لطف او برادران هم شديد و بر كنار پرتگاه آتش بوديد كه شما را از آن رهانيد. اينگونه، خداوند نشانههاى خود را براى شما روشن ميكند، باشد كه شما راه يابيد.» از مضمون و مفهوم اين آيه شريفه كاملاً مشخص است كه خداوند در قرآن كريم سفارش و تأكيد زيادي بر اجتماعي بودن افراد و بالا بردن روابط عمومي آنها در جامعه دارد. خداوند متعال در اين آيه امر به معروف و نهي از منكر، تولي و تبري را نيز از جمله مباحث برجسته و مهم شمرده و به انجام آن از سوي مردم تأكيد ميكند. حق مردم، حق خدا و حقالنفس را ميتوان مانند يك زنجير به هم پيوسته و غيرگسستني دانست.
سه حلقه حق
به منظور ترسيم آيندهاي روشن، دنيايي پاك، آخرتي تضمين شده و همچنين رسيدن به كمال ابدي بايد به اين سه حلقه حق توجه داشت چراكه ارتباطي معنوي بين فرد با خود و خداي خودش وجود دارد. بيشك كسي كه به خود توجه ندارد در حقيقت به خدا و به خلق خدا هم توجه ندارد و كسي كه به خدا توجه ندارد قطعاً به ارزشهاي الهي، خدمت به خلق و خدا توجه ندارد. اينجاست كه رحمة للعالمين ميفرمايند: وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ: و همانا ما آدمى را آفريدهايم و آنچه را نفس او وسوسه مىكند مىدانيم و ما به او از رگ گردن نزديكتريم.
ارتباط حلقهها با نماز
حق مردم، حق خدا و حقالنفس، سه حلقهاي كه صبغه الهي گرفته و به رنگ حق و دوايري كه ناس و نفس و خداست درآمده است. اينها زماني روشن ميشود كه حقيقتاً به زنجير تبديل شده باشد. اگر يكي از حلقهها جدا باشد ديگر آن زنجير نخواهد بود. حق مردم زماني در جامعه به وضوح روشن است كه به حق خدا عمل كنيم و با نماز از فساد و فحشا دور شويم. مگر حق مردم دوري از نگاه بد، دوري از تجاوز و دوري از خيانت نيست؟ نماز حق خدا است. اما مرتبط به حق مردم است. كسي كه نماز ميخواند ميداند و از صميم قلب حس ميكند كه نماز تغذيه روح انسان است و به انسان اعتماد به نفس، بزرگي، تواضع، قدرشناسي و صلابت ميدهد. نماز در اصل شكرگزاري از نعمتهاي خداوند است و به انسان صفا، پاكي و طراوت ميبخشد و اين حقالنفس يعني نماز و اين حق خدا هم يعني نماز ولي اين حق مردم يعني تشكر كردن از مردم و قدرداني از آنها. با كمي تأمل ميفهميم كه ريشه تمامي آنها باز هم به نماز برميگردد. اين زنجيره ناس و نفس و خدا را بايد رعايت و از آن مراقبت كرد. هر وقت كسي حق مردم را رعايت كند شكي در آن نيست كه حق خدا را هم مراعات كرده و بيشك حقالنفس را نيكو داشته است. حق مردم مركز حقوق حق تعالي است. حق مردم جزئي از اين زنجيره محكم حقوق است، زنجيرهاي كه مرتبط با سه عنصر خدا، نفس و ناس است. به دليل مركزيت و فراگير و جامع بودنش با نگاه اينكه تمام هستي به مقام و منزلت انسان خلق شده، بسيار مهم است. فلذا همه انبياء الهي با هدف روشن كردن حقوق مردم و مبعوث شدن كتاب قرآن كه نام ديگر آن فرقان يا همان جداكننده حق از باطل است آمدهاند.