کد خبر: 694337
تاریخ انتشار: ۰۷ دی ۱۳۹۳ - ۱۷:۵۵
قيام مردم 3 روز پس از هتك حرمت عاشورا توسط فتنه‌گران
به پنجمين سالگرد حماسه ۹ دي نزديك مي‌شويم؛ حماسه‌اي كه پاياني بود بر هشت ماه جنگ نرم، مهر باطلي بود بر تازه‌ترين نسخه‌هاي براندازي جين شارپ و جرج سوروس؛ حماسه‌اي كه نمايانگر بصيرت مردمي بود و از آن پس بر جريده انقلاب ثبت شد و پنج سالي است كه خوش درخشيده است.
سعيد همتي
به پنجمين سالگرد حماسه ۹ دي نزديك مي‌شويم؛ حماسه‌اي كه پاياني بود بر هشت ماه جنگ نرم، مهر باطلي بود بر تازه‌ترين نسخه‌هاي براندازي جين شارپ و جرج سوروس؛ حماسه‌اي كه نمايانگر بصيرت مردمي بود و از آن پس بر جريده انقلاب ثبت شد و پنج سالي است كه خوش درخشيده است.
شايد يكي از دستاوردهاي اين قيام مردمي را كه كمتر به آن پرداخته شده است بايد در اين بعد گنجاند كه تلاش چند دهه ساله براي القاي جدايي دين از سياست به صورتي مشهود‌تر به بن‌بست رسيد.
بر همين اساس ۹‌دي ۸۸ را بايد تجلي سياست همراه ديانت به شمار آورد. بسياري طي اين سال‌ها همزمان با سالروز اين حركت عمومي، تفسير و تعبيرهاي متفاوتي در خصوص علل پيدايش اين حماسه دارند اما بايد توجه داشته باشيم كه اين حماسه موضوعي صرفاً سياسي نبوده و بيش از آنكه سياسي باشد ديني است. افرادي كه حضور در آن حركت مردمي را از نزديك درك كرده‌اند، نيك مي‌دانند كه چهارشنبه بعد از عاشوراي دي ماه ۸۸ خروش ديني امت ايران بود، خروشي كه با چشم‌هاي گريان، لباس‌هاي عزاداري همراه با حزن و اندوه قلبي براي سيد و سالار شهيدان توأم شده بود؛ اينها به خوبي نشان مي‌دهد كه حضور مردم حضوري ديني براي دفاع از ارزش‌هاي اصيل اسلام بود.
زماني كه تصاوير تأسف‌‌بار حمله به عزاداران سالار شهيدان‌(ع) از رسانه ملي پخش شد، نه تنها قلب شيعيان آن حضرت به درد آمد بلكه مسيحي، ارمني و سني و ديگر پيروان مذاهب الهي هم از رفتارهاي غيرانساني هتاكان آن روز ابراز ناراحتي كردند. به هر روي جسارت و هتك حرمت فتنه‌گران به دسته‌هاي عزاداري امام حسين(ع) در عاشوراي سال ۸۸ غيرت ديني ملت ايران را به جوش آورد و همين مسئله را نيز بايد اصلي‌ترين بستر رويش حماسه ۹ دي دانست و به همين دليل بود كه تمام اتفاقات آن حماسه تماماً رنگ و بويي عاشورايي داشت.
 
  بن‌بستي ديگر در نظريه جدايي دين از سياست
با مرور اتفاقات تاريخي صد سال اخير مي‌توان پي برد كه يك خط انحرافي سعي داشته است تا ديانت ما را غيرسياسي كند و سياست را از دين جدا سازد آن هم در شرايطي كه بسياري از نظريه‌پردازان اعتقاد داشتند، سياست دينى يعنى اداره جامعه بر اساس معيارها و ارزش‌هاى دينى تا تأمين‌كننده سعادت واقعى بشر باشد و هيچ مانع عقلى در تحقق «سياست دينى» وجود ندارد.
بر همين اساس بود كه حضرت امام خميني در فرازي از يكي از خطابه‌هاي خود كه در تاريخ 1343/1/21 مي‌فرمايد: «والله اسلام تمامش سياست است، اسلام را بد معرفي كرده‌اند... اسلام مكتبي است بر خلاف مكتب‌هاي غيرتوحيدي، در تمام شئون فردي، اجتماعي، مادي، معنوي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي، دخالت و نظارت دارد و از هيچ نكته‌اي ولو بسيار ناچيز... فروگذارنكرده است.» «اسلام ديني است كه احكام عبادي‌اش سياسي است، اين جمعه، اين خطبه‌هاي جمعه، آن عيد، آن خطبه‌هاي عيد، اين اجتماع، اين مكه، اين مشعر، اين منا، اين عرفات، همه‌اش مسائل سياسي است.» «نسبت اجتماعيات قرآن با آيات عبادي آن، نسبت صد به يك هم بيشتر است، از يك دوره كتاب حديث كه حدود 50 كتاب است و همه احكام اسلام را در بردارد، سه چهار كتاب مربوط به عبادات و وظايف انسان نسبت به پروردگار است، مقداري از احكام مربوط به اخلاقيات است، بقيه همه مربوط به اجتماعيات، اقتصاديات، حقوق، سياست و تدبير جامعه است.» «حكومت در نظر مجتهد واقعي، فلسفه و عملي تمامي فقه در تمامي زواياي زندگي بشريت است، حكومت نشان‌دهنده جنبه عملي فقه در برخورد با تمامي معضلات اجتماعي، سياسي، نظامي و فرهنگي است... هدف اساسي اين است كه ما چگونه مي‌خواهيم اصول محكم فقه را در عمل فرد و جامعه پياده كنيم؟! و براي معضلات جواب داشته باشيم؟ همه ترس استكبار از همين مسئله است كه فقه و اجتهاد جنبه عيني و عملي پيدا كند.»

   آفت‌هاي اين جداسازي
دشمنان اسلام حتي قبل از پيروزي انقلاب با طراحي‌هاي مختلف تلاش كردند مسلمانان را به اين باور برسانند كه هيچ ضرورت و توجيهي ندارد كه دين در رأس حاكميت باشد و حكومت به وسيله علماي ديني اداره شود اين تز فكري كه در دوران مشروطيت هم نمود فراواني داشت در زمان مبارزات حضرت امام خميني از دهه 40 به بعد هم تبليغ مي‌شد كه البته با واكنش‌هاي تبييني حضرت امام هم مواجه مي‌شد، به عنوان نمونه ايشان در يكي از سخنراني‌هاي خود مي‌فرمايند: «چپاولگران حيله‌گر كوشش كردند به دست عمال به اصطلاح روشنفكر خود، اسلام را همچون مسيحيت منحرف به انزوا كشانند و علما را در چارچوب مسائل عبادي محبوس كنند و ائمه جماعات را در مساجد و محافل عقد و ازدواج منزوي و مقدسين از توده را سرگرم ذكر و دعا و جوانان عزيز را سرگرم عيش و نوش، از صحنه امور سياسي و اجتماعي و اهتمام به امور مسلمين و گرفتاري بلاد اسلامي خارج نمايند و در اين امر توفيق بسزايي پيدا كردند و از اين جهالت و غفلت ما سوء‌استفاده كردند و بلاد مسلمين را يا مستعمره خويش نمودند يا به استثمار كشيدند و بسياري از سلاطين و حكام مسلمين را استخدام نموده و با دست آنان ملت‌ها را به استضعاف و استثمار كشاندند و وابستگي و فقر و فاقه و پيامدهاي آنها گريبانگير توده‌هاي دربند گرديد.» (صحيفه امام، ج 18، ص 89)
جلوگيري از قدرت تأثيرگذاري علما و حوزويان هم هدف ديگر نظام سلطه و برخي از مواجب‌بگيران آنها در داخل كشور بود به عبارت ديگر دشمنان هماره تلاش داشته تا نقش علماي شيعه در كشور همچون رهبران مذهبي مسيحي باشد يا اينكه آنها را وابسته به خود نگهدارند.
جلوگيري از نفوذ علما، مانع‌سازي از گسترش فعاليت‌هاي آنان و به شكست رساندن فعاليت‌هاي آنها را حضرت امام در جاي ديگري اينگونه تفسير مي‌نمايد: «وقتي شعار جدايي دين از سياست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاه غرق شدن در احكام فردي و عبادي شد و قهرا فقيه هم مجاز نبود كه از اين دايره و حصار بيرون رود و در سياست و حكومت دخالت نمايد.» (همان، ج 21، ص 278)
در جاي ديگري حضرت امام محدود‌سازي فعاليت علما و غفلت جامعه از احكام سياسي اسلام توسط جريان معاند با اسلام را اينگونه بيان مي‌فرمايند: «تقريباً اكثر ابواب فقه كنار گذاشته شده بود عملاً تو كتاب‌ها نوشته شده بود و كنار گذاشته شده بود و اكثراً آيات قرآن هم كنار گذاشته شده بود. قرآن را مي‌خوانديم و مي‌بوسيديم و مي‌گذاشتيمش كنار. آياتي كه مربوط به جامعه بود، آياتي كه مربوط به سياست بود، آياتي كه مربوط به جنگ بود، آيات زيادي كه اكثر آيات مربوط به اين مسائل است، اينها را منسي[(فراموش)] كرده بوديم؛ يعني ما را وارد كرده بودند كه منسي باشد.»(همان، ج 15، ص 11)
تزريق اين تفكر به جامعه كه روحاني و آخوند نبايد در مسائل سياسي دخالت كند و اگر دخالت كند دچار اشتباه و قصور شده را مي‌توان در بخش‌هاي ديگر از سخنان حضرت امام مشاهده كرد: «مسئله جدا بودن دين از سياست، مسئله‌اي كه با كمال تزوير و خدعه طرح كردند، حتي بر ما هم متشبه كردند! حتي كلمه آخوند سياسي يك كلمه فحش است در محيط ما! فلان آخوند سياسي است.» (همان، ج 6، ص 41)

   جدايي دين از سياست براي حماسه‌سازان 9 دي معنايي ندارد
همانطور كه اشاره شد مردم با حضور چشم‌گير خود سه روز پس از هتك حركت فتنه‌گران در روز عاشورانشان دادند كه براي آنها جدايي دين از سياست معنايي ندارد، دفاع از حاكميت اسلامي برايشان در اولويت است و با هر جماعت و گروهي كه بخواهد در جهت زدودن شعائر و مفاهيم ديني حركت كند برخوردي قاطع و سخت صورت خواهند داد. به عبارت ديگر ملت ايران در حماسه 9‌دي با حضور ميليوني و سر دادن فرياد اسلام‌‌خواهي از يك سو بر وحدت ملي و اتحاد در مقابله با نظام سلطه و جريان همسو با آن در داخل، تأكيد كرده و غيرواقعي بودن ادعاهاي غرب مبني بر شكاف در جامعه ايران را به اثبات رساند.
 از سوي ديگر با برخوردي قاطع در مقابله با فتنه‌گران و حمايت از انقلاب و ولايت و همچنين تكيه بر آرمان‌هاي انقلاب سناريوي جدايي دين از سياست را به بن‌بست كشاندند. به هر حال ملت ايران در حماسه ۹ دي عدم جدايي دين از سياست را قاطع مورد تأكيد قرار دادند و اعلام داشتند كه هرگز حاضر به كنار نهادن ارزش‌ها و اعتقادات ديني به خاطر مسائل سياسي نبوده‌اند بلكه همواره پيوند دين و سياست را امري ضروري مي‌دانند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار