کد خبر: 693846
تاریخ انتشار: ۰۵ دی ۱۳۹۳ - ۱۰:۱۷
2پسر جوان متهم به قتل شوهر يك زن:
دو پسر جوان كه متهم هستند با همدستي يك زن، شوهر او را به قتل رسانده‌اند، ديروز محاكمه شدند.
حسين فصيحي
به گزارش خبرنگار ما، ابتداي جلسه رسيدگي، نماينده دادستان تهران مقابل هيئت قضايي شعبه 74 قرار گرفت و گفت اين پرونده دو سال قبل تشكيل شد. روز حادثه به مأموران پليس تهران خبر دادند كه مرد ميانسالي به نام عماد در پاركينگ خانه‌اش كشته شده است. شاهدان گفتند كه لحظاتي بعد از حادثه دو پسر نقابدار را در حال فرار ديده‌اند. تحقيقات بيشتر هم نشان داد كه عماد با 9 ضربه چاقو كشته شده است. همسر مقتول كه سارا نام داشت به كارآگاهان گفت: شوهرم خانه را ترك كرد تا به محل كارش برود. لحظاتي نگذشته بود كه از پاركينگ صداي فرياد او را شنيدم. وقتي رسيدم ديدم كه او را مجروح كرده‌اند. كارآگاهان بعد از بررسي تماس‌هاي سارا متوجه شدند كه او با همدستي پسري به نام امير مرتكب قتل شده است، بنابراين امير را بازداشت كردند. امير در بازجويي‌ها به قتل عماد اقرار كرد. او گفت: من ساكن يكي از شهرستان‌هاي شيراز هستم. مدتي قبل تلفني با سارا آشنا شدم تا اينكه از من خواست شوهرش را تنبيه كنم. من هم قبول كردم و همراه يكي از دوستانم كه رضا نام دارد به خانه سارا رفتم. در پاركينگ خانه با عماد درگير شدم و او را با ضربات چاقو به قتل رساندم. نماينده دادستان گفت: اتهام امير مباشرت در قتل و اتهام سارا و رضا معاونت در قتل است و برايشان درخواست صدور مجازات قانوني دارم.
 
   حادثه‌اي كه با يك تماس رقم خورد
پس از آنكه اولياي‌دم درخواست قصاص كردند، امير به درخواست قاضي عبداللهي در جايگاه قرار گرفت و اتهام خودش را قبول كرد. او گفت: روزهاي اول فروردين ماه سال 91 بود كه متوجه تماس ناشناسي روي گوشي تلفن همراهم شد. اول توجه نكردم تا اينكه همان شماره ناشناس پيامك داد كه چطوري؟ چرا جواب نميدي؟ با همان شماره تماس گرفتم. زني به تماسم جواب داد. خودم را معرفي كردم و درباره تماسش سؤال كردم. گفت تماس را اشتباهي گرفته. عذرخواهي كرد و تماس را قطع كرد. لحظاتي بعد دوباره تماس گرفت و با هم حرف زديم. مدتي كه گذشت ارتباط ما بيشتر شد و برايم درد دل كرد. گفت كه همشهري من است و چند سال قبل همراه شوهرش براي زندگي به تهران آمده. شوهرش مواد مصرف مي‌كند و او را كتك مي‌زند. بعد از آن بود كه دوبار به تهران آمدم و هم را ملاقات كرديم. وقتي ارتباط ما بيشتر شد كليد خانه‌اش را به من داد و خواست تا شوهرش را تنبيه كنم. من آن زمان درباره قانون چيزي نمي‌دانستم وگرنه مي‌گفتم بهتر است مشكلش را از راه قانوني حل كند. تحت تأثير قرار گرفتم و تصميم گرفتم  به او كمك كنم.

     تصميم خطرناك
يك روز قبل از حادثه از رضا كه دوست نزديكم بود خواستم همراهم به تهران بيايد. علت را كه پرسيد گفتم مي‌خواهم به ديدن يكي از دوستانم بروم. قبول كرد و همراهم آمد. در راه پيامكي با سارا ارتباط داشتم و او من را از وضع شوهرش با خبر مي‌كرد. گفته بود كه عماد هر روز حدود ساعت 8 صبح از خانه بيرون مي‌رود. وقتي مقابل خانه سارا رسيديم ساعت حدود 8 بود. كليد انداختم و وارد پاركينگ شديم تا اينكه سارا پيامك داد شوهرش از آپارتمان خارج شد. گوشه‌اي كمين كرديم. وقتي عماد آمد و ما را ديد شروع به فرياد كشيدن كرد و از همسايه‌ها كمك خواست. غافلگير شديم.
 رضا با تعجب نگاه مي‌كرد. به طرف عماد رفتم و او را به ديوار چسباندم. دوباره فرياد كشيد و كمك خواست. به رضا گفتم فرار كن. داشتيم فرار مي‌كرديم كه پاي رضا را گرفت و مانع شد. چاقو كشيدم و دو ضربه به پاي عماد زدم تا اينكه رضا را رها كرد. وقتي از ساختمان خارج شديم داشت فرياد مي‌زد. متهم گفت من قصد قتل نداشتم. قرار بود كه عماد را گوشمالي بدهم.

     دفاع وكيل
پس از آن وكيل متهم در جايگاه قرار گرفت و گفت: كارآگاهان از لباس‌هاي سارا يك سيم‌كارت  كشف كرده‌اند. از دادگاه درخواست كرده بوديم كه درباره هويت مالك اين شماره تحقيق شود اما در بررسي‌هايي كه انجام شده است خواسته ما انجام نشده است. همچنين گزارش پزشكي قانوني نشان مي‌دهد كه ضربات بالا و پايين تنه با هم تفاوت دارند. موكل من هم تأكيد كرده است كه دو ضربه به پاي عماد وارد كرده است. وقتي آنها محل را ترك كرده‌اند سارا خودش را به عماد رسانده و ضربات بعدي را وارد كرده است. به همين خاطر درخواست مي‌كنم تا اين موضوع از سوي كميسيون عالي پزشكي قانوني بررسي شود.
قاضي گفت: كميسيون عالي پزشكي قانوني تنها مي‌تواند در نوع ضربات وارده اظهارنظر كند اما اين موضوع كه چه كسي ضربات را وارد كرده است صلاحيت اظهارنظر ندارد. امير در بازجويي‌هاي اوليه نزد بازپرس اقرار كرده كه همه ضربات را خودش وارد كرده است. احتمالاً او دو چاقو همراه داشته است.
 
   فريب خوردم
پس از آن رضا در جايگاه قرار گرفت و گفت: قبول دارم كه در محل حاضر بودم اما از نقشه‌ امير خبر نداشتم. يك روز امير به خانه‌مان آمد و اصرار كرد همراهش به تهران بروم. من هم قبول كردم اما چيزي از ماجرا نمي‌دانستم. در مسير هم مدام با تلفن همراهش حرف مي‌زد و پيامك مي‌داد. وقتي به تهران رسيديم مقابل يك ساختمان رفتيم. گفت كليد دارد و مي‌خواهد يكي از دوستانش را غافلگير كند. كلاهي به سر كشيد و كلاهي هم به من داد. كليد انداخت و وارد پاركينگ شديم. لحظاتي بعد مردي وارد پاركينگ شد. من به او سلام كردم. آن مرد به حضور ما اعتراض كرد و فرياد كشيد. همه چيز در چند ثانيه اتفاق افتاد. امير به او حمله كرد و درگير شدند. خواستم كمك كنم كه آن مرد پاي مرا گرفت. امير هم چاقو كشيد و به او دو ضربه زد. بعد هم از محل فرار كرديم.

     اشتباه كردم
پس از آن سارا در جايگاه قرار گرفت. او گفت: مدتي بود كه امير تماس مي‌گرفت و با هم حرف مي‌زديم. قبول دارم كه اشتباه كردم به تماس‌هايش جواب دادم. بعد اصرار كرد كه من را ببيند. قبول كردم و دو بار هم را ملاقات كرديم. وقتي به او گفتم شوهرم من را اذيت مي‌كند تصميم گرفت او را كتك بزند. روز حادثه هم در خانه بودم كه صداي فرياد شوهرم را شنيدم. وقتي رسيدم ديدم كه عماد زخمي شده و مهاجمان فرار كرده‌اند.
هيئت قضايي بعد از شنيدن آخرين دفاع متهمان وارد شور شدند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار