
بالاخره دوره اخير مذاكرات هستهاي سر زمان مقررش به پايان رسيد اما به مدت 7 ماه ديگر تمديد شد؛ اين بستر سياسي از زمان آغازش تاكنون در عين حال كه محل تقاطع ايدهها و عقايد سياسي 7 كشور مختلف بوده است محلي براي بروز رسوم رفتاري و فرهنگي بوده و يكي از رسمهايي كه در اين مذاكرات مورد توجه رسانهها قرار گرفته، تعارف ايراني است. كارشناسان و مقامات سياسي مختلف در ماهها نشست و برخاست با مقامات كشورمان بدون شك با شمايلي از اين رسم ايراني مواجه شدهاند. برخي چهرههاي سياسي امريكا در برداشتي نژادپرستانه از اين رسم فرهنگي و رفتاري، ايرانيها را انسانهاي متقلب و آب زير كاهي توصيف كردند كه هرگز قابل اعتماد نيستند. نگاهي كه از نگاه رسانههاي ديگر بيشتر به يك جنگ تبليغاتي شباهت دارد تا رويكردي اكتشافي و علمي.
نگاه از مد افتاده شرمن به DNA ايرانيها
در تمام مدتي كه ما از همه چيز بيخبر بوديم، مفسران خارجي در حال پيگيري رد رسم ايراني تعارف و در تلاش براي ربط دادن آن به چند قرن حاكميت اعراب بر فلات ايران يا اصل اسلامي و شيعي تقيه و حتي ذهنيت بازاري بودند كه ايرانيها را به كاسبان زبده در خريد و فروش و بازار تبديل كرده است.
بديهي است كه اين نگرشها همراستا با تلاش براي اهريمني جلوه دادن ايرانيان و توجيه تحريمهاي غرب يا تجاوز نظامي بوده است. وقتي درست همين موقع در سال گذشته كنگره امريكا براي از خط خارج كردن تلاشهاي ديپلماتيك دولت اوباما در مذاكرات هستهاي ايران، كشورمان را تهديد به وضع تحريمهاي جديد كرد، وندي شرمن، معاون وزير امور خارجه اين كشور اطمينان خاطر داد كه هيچ كس در معامله و برخورد با ايرانيها ساده لوح نيست. او گفت: «ما ميدانيم كه فريب و دسيسه بخشي از DNA ايرانيهاست.»
شرمن آن زمان با انتقاد برخي رسانههاي امريكايي مواجه شد و توصيف ايرانيان به عنوان انسانهاي ذاتاً فريبكار نزد جناحهايي به غير از جناح راست اقتدارگراي امريكا كاملاً از مد افتاده است. اين توهين شرمن درست در ايامي كه بسياري از كشورهاي دنيا موافق موفقيت مذاكرات نبودند تهديد براي تضعيف مذاكرات اتمي ايران و غرب محسوب ميشد اما در سطح رسانههاي ميانهرو و حتي اندكي چپگراي امريكايي گفتمان جديدي در حال شكلگيري بود كه ميخواست پديده اجتماعي زباني در ايران تحت عنوان «تعارف» را ريشهيابي كند.
رسانههاي جناح راست امريكا درباره تعارف ايراني چه گفتند؟!
مجله آتلانتيك امريكا در سال 2012 و نيز يكي از برنامههاي راديو ملي اين كشور (PRI) كه اوايل اين ماه پخش شد به قول خودشان پديده «تعارف» را موشكافي كردند. كريستوفر دو بليگ، نويسنده مقاله مجله آتلانتيك با تيتر «مثل يك ايراني صحبت كنيد» - كه از عنوان كتاب «مثل يك مصري راه برويد»گرفته شده است – مينويسد: «تعارف روشي كاملاً ايراني براي مديريت روابط اجتماعي با برخي رفتارهاي شايسته و كاملاً تزئيني است. روشي كه ممكن است جذاب و زمينهساز حسن نيت متقابل باشد. تعارف همچنين به عنوان سلاحي سياسي يا اجتماعي كه طرف مقابل را سردرگم ميكند ميتواند زيانبار نيز باشد.»
مقاله دوبليگ در راديو ملي امريكا تعارف را از جنبه ديگري نيز بررسي ميكند. بيشتر مثالهاي دوبليگ از تعارف، اين رسم گفتاري ايراني را استفاده گيجكننده، هدفمند و فريبنده از زبان آن هم با هدف سودجويي از ديگران معرفي ميكند! در تعريف دوبليگ ايرانيها نه تنها از حقه تعارف براي به دست آوردن امتياز بيشتر استفاده ميكنند بلكه ممكن است از اين روش در مذاكرات هستهاي نيز بهره بجويند. تعارفي كه دوبليگ آن را معرفي ميكند چيزي است كه خواننده فكر ميكند ميتواند به واسطه آن فريب بخورد؛ روشي شيطنتآميز كه ديپلماتهاي ايراني هم از آن استفاده ميكنند. جاي تعجب نيست كه غربيها تصور ميكنند تعارف نشانهاي از تمايل زياد ايرانيها براي پيچيدن مسائل در ابهام و زمان خريدن و صرف مدت زياد براي انجام يك كار است.
چيزهايي كه دوبليگ درباره تعارف نگفت!
مقاله دوبليگ درباره «تعارف» كه از راديو ملي امريكا پخش شد همچون اكثر مقالهها و گزارشهايي كه در اين باره نوشته شده و به عنوان ابزاري در جهت نمايش چهرهاي منفي از فرهنگ ايراني مورد استفاده قرار گرفته است تكرار مكرراتي چون نادرستي، عدم خلوص، نيت بد و ابهام بود. اين مقالهها و گزارشها بيشتر روي جنبههايي از تعارف تمركز ميكنند كه براي مخاطب غربي ميتواند گيج كننده، عجيب و غريب و نيز متضاد با ارزشها و هنجارهاي ارتباطي آنها باشد. دوبليگ يا راديو ملي امريكا از نگاه ژرف به اين پديده فرهنگي و بيان موقعيتهاي بيشمار اجتماعي كه تعارف در آن كمتر براي غربيها شرمآور وقيحانه به نظر ميرسد خودداري ميكند. دوبليگ ظاهراً علاقهاي ندارد كه اصل ماجرا را نشان دهد و بگويد كه تعارف، وجهي از رفتارهاي اجتماعي روزمره از سر بخشندگي و سخاوت ايرانيان است كه بروز آن اقتضائات خاص خود را داشته و نقش مهمي در انسجام اجتماعي دارد.
نگاه مثبت گاردين به تعارف ايراني
هر جامعهاي قوانين اختياري و قراردادي خود را دارد؛ مردم در هر كشوري براي نشان دادن ادب خود هنجارها و معيارهاي خود را دارند. هزار و يك راه وجود دارد كه به واسطه آن بتوان نشان داد كه تعارف هيچ رابطهاي با تظاهر، فريبكاري و سودجويي ندارد.
روزنامه «گاردين»چاپ امريكا از جمله رسانههايي است كه با نگاهي نسبتاً عاري از غرض به پديده فرهنگي تعارف ايراني نگريسته و نگرش رسانههاي غربي ضد ايراني درباره تعارف را همراستا با تلاش براي اهريمني جلوه دادن ايرانيان و توجيه تحريمهاي غرب يا تجاوز نظامي عليه ايران قلمداد كرده است. گاردين مينويسد: «بسياري از تعارفات ايرانيان مثل رفتارهايي است كه ما امريكاييها هم نمونه آن را در آداب و معاشرت خود داريم. تا به حال پيش نيامده به دوست يا آشناي قديميتان پيشنهاد دهيد كه پول ناهار را شما پرداخت ميكنيد آن هم در حالي كه ميدانيد مبلغ هر چقدر كه باشد آنها آن را براي شما پرداخت خواهند كرد؟ شما تعارف كردهايد! تا به حال نشده به كسي بگوييد كه چقدر لباسش به او ميآيد آن هم در حالي كه في الواقع در دل نظر ديگري درباره لباس او داريد؟ شما تعارف كردهايد! تا به حال نشده كه يك آشنا را در خيابان ببينيد و بيآنكه واقعاً منظورتان اين باشد به او بگوييد بايد به زودي يك وقتي بگذاريم و همديگر را ببينيم؟ اينجا هم شما تعارف كردهايد!»
نويسنده اين روزنامه ادامه ميدهد:«همه اين مسائل به شكلي منظم هم در امريكا و هم در ايران رخ ميدهند و قوانيني كه روش مديريت رفتارتان را به شما ديكته ميكنند در اين دو كشور كاملاً شبيه هم هستند. چه تعداد از مردم غرب معتقد هستند كه صداقت كامل، هميشه ايدهآلترين راه براي بروز رفتاري خيرخواهانه در رابطه با ديگران است؟ در واقع اگر فيلم «دروغگو دروغگو»جيم كري به ما چيزي ياد داده باشد آن چيز اين است كه گاهي سياست صداقت و صراحت كلام سريعترين مسير براي رقم زدن تباهي اجتماعي است.» روزنامه گاردين چاپ امريكا نوشته است:«تعارف يك پديده اجتماعي – زباني است. استفاده ماهرانه از آن براي ايرانيها مهم است چراكه جامعه آنها اهميت زيادي به زبان و سبك استفاده از آن ميدهد.»
تعارف ريشه در احترام فرهنگ ايراني به زبان دارد
براي اين توصيف روزنامه گاردين ميتوان مصاديقي را در فرهنگ زبان فارسي كشف كرد. «فارسي شكر است» يكي از مشهورترين داستانهاي كوتاه ايراني است كه محمدعلي جمالزاده آن را نوشته است؛ يعني زبان آنقدر در فرهنگ اجتماعي كشورمان اهميت دارد كه مشهورترين داستانهاي كوتاه با محوريت آن نوشته ميشود. از طرفي ديگر همه ميدانيم كه شماري از مشهورترين قهرمانان فرهنگ ايراني شاعران هستند و بسياري از مردم ما آنها را ميشناسند و اشعارشان را حفظ ميكنند؛ خبري از اين دست كارها در كشورهاي ديگر نيست.
گاردين در ادامه گزارش بيطرفانهاش درباره رسم ايراني تعارف نوشته است:«بنابراين تعارف هنر استراتژيك ابراز و به دست آوردن آنچه ميخواهيد يا رد كردن پيشنهادي است كه ميلي به انجام آن نداريد. بيشتر بايد آن را استفاده هنرمندانه از زبان براي احترام گذاشتن به قوانين جامعهاي دانست كه زبان خود را گرامي ميدارد و استفاده خلاقانه و مودبانه از آن را تحسين ميكند. طبيعي است كه اين پديده براي غربيهاي ناآگاه مبهم به نظر ميرسد؛ آنها از قوانين بيخبر هستند اما براي ايرانيهايي كه اين قوانين را ميدانند، تعارف بيشتر از آنكه بخواهد مسائل را مبهم كند ابهامها را كاهش ميدهد.»
تلاش شماري از رسانههاي غربي براي ارتباط دادن تعارف به مذاكرات هستهاي و آن را مصداق عدم خلوص ايرانيها دانستن بدون شك دردرجه اول زيان را متوجه جامعه غرب ميكند و ميتواند منجر به يك جنگ تبليغاتي شود كه دو سر باخت خواهد بود. در پايان مقاله روزنامه گاردين چاپ امريكا نيز به اين زيانها اشاره شده است:«تعارف ميتواند جذاب، خستهكننده و نيز موضوعي باشد كه ارزش صرف ساعتها بحث پاي آن را داشته باشد. با اين حال اگر رسانههاي غربي در مقالههايي اكتشافي ميخواهند خيلي در اين پديده فرهنگي – اجتماعي – زباني دقيق شوند نبايد تنها بر تفاوتهاي فرهنگي متمركز شوند بلكه بايد شباهتها را هم ببينند. مقالههايي كه به شكل منفي تعارف را توصيف ميكنند و سعي دارند آن را به مذاكرات هستهاي بچسبانند زيان بزرگي را پديد ميآورند چراكه پيامدهاي آن ميتواند شكست در ديپلماسي را در پي داشته باشد. معرفي تعارف به عنوان يك خصيصه كاملاً ايراني كه نشانه عدم خلوص ايرانيهاست نه تنها گفتمان نفرتانگيزي چون فريبكار بودن ايرانيان يا تلاش آنها براي حقه زدن به غربيها را احيا ميكند بلكه ميتواند در راستاي جنگ تبليغاتي قرار بگيرد!»