در حال حاضر چهار مؤلفه نيروي انساني بيش از حد نياز، تمركز بالا، پيچيدگي زياد و بوروكراسي فزاينده، گوياي مشكلات متعدد ساختاري سازمان صدا و سيما ميباشد. يكي از عوارض قابل توجهي كه ريشه بروز آن در اين ساختار بزرگ و پيچيده وجود دارد، «ناچابكي سازماني» است كه در بزرگترين سازمان رسانهاي كشور يعني سازمان صداوسيما، چنين ضرورتي بيش از پيش برجسته ميگردد. مقام معظم رهبري طي سخناني كه در بهمن سال ۱۳۷۲ در جمع مسئولان صدا و سيما ايراد فرمودند، به ضرورت اصلاح ساختاري سازمان و بازنگري در تشكيلات صدا و سيما به منظور چابكسازي و كارآمد ساختن آن اشاره نمودند؛ امري كه بيش از پيش، مؤيد ضرورت اصلاح ساختار فعلي سازمان صدا و سيما ميباشد. ما در اين يادداشت، ساختار را به عنوان يكي از اجزاي سازمان كه از سه عنصر پيچيدگي، رسميت و تمركز تشكيل شده بررسي ميكنيم. پيچيدگي به حدود و ثغور تفكيك در درون سازمان اشاره دارد؛ همچنين ميزان تخصصگرايي، تقسيم كار و تعداد سطوح در سلسله مراتب سازمان و محدودهاي را كه در آن واحدهاي سازماني از حيث جغرافيايي پراكنده شدهاند نيز تصريح ميكند؛ گرچه نبايد فراموش كرد پيچيدگي يك اصطلاح نسبي است. رسميت به ميزان يا حدي كه مشاغل سازماني استاندارد شدهاند، اشاره دارد؛ بدين معنا اگر شغلي از ميزان رسميت بالايي برخوردار باشد، متصدي آن براي انجام فعاليتهاي مربوط به آن شغل و اينكه چه موقعي بايد انجام شود و چگونه بايد انجام گردد از حداقل آزاديعمل برخوردار خواهد بود.
در نهايت تمركز به ميزاني كه تصميمگيري در يك نقطه واحد در سازمان متمركز شده اشاره دارد؛ بدين ترتيب تراكم قدرت در يك نقطه دلالت بر تمركز داشته و عدم تراكم يا تراكم كم نشانه عدم تمركز است. از برآيند اين سه شاخص در يك سازمان، ميتوان به ميزان بزرگي آن سازمان پيبرد.
سازمانهايي كه بيش از حد بزرگ، رسمي و متمركز هستند به علت وجود قوانين و مقررات سخت و نامنعطف، از آزادي و ابتكار عمل كمتري براي پويايي و ساختيابي مجدد برخوردارند؛ در مقابل سازمانهايي كه نسبتاً كوچك، غيرمتمركز و كمتر رسمي هستند، از فرصت بيشتري براي پويايي و ساختيابي مجدد برخوردارند؛ چراكه به وسيله قوانين سخت و نامنعطف سازماني بازداشته نميشوند. سازمان صدا و سيما كه در زمره دسته نخست سازمانها (يعني سازمانهاي بيش از حد بزرگ، رسمي و متمركز) جاي ميگيرد نيز با چنين عارضهاي دست به گريبان است؛ به طوري كه ساختار سازماني بزرگ سازمان به انضمام نيروي انساني ناكارآمد موجب شده است ساختار صدا وسيما به ساختاري فربه و متمركز بدل شود.
عارضه قابل توجه ديگري كه ميتوان ريشه بروز آن را در ساختار بزرگ و پيچيده صدا و سيما جستوجو كرد، «ناچابكي سازماني» است. مفهوم ناچابكي سازماني از جمله مفاهيم مهمي است كه در ارتباط با ساختار سازماني مطرح است؛ ناچابكي به عدم توانايي يك سازمان براي درك تغيير محيطي و سپس پاسخگويي سريع و كارا به آن تغيير اشاره دارد. ناچابكي همچنين توصيفگر فقدان سرعت و قدرت پاسخگويي به هنگام مواجهه با رويدادهاي داخلي و خارجي سازمان است؛ سازمانهاي چابك نهتنها ميتوانند پاسخگوي تغييرات موجود باشند، بلكه قادرند با يك آرايشبندي مناسب به كسب مزاياي رقابتي نيز بپردازند اما در مقابل سازمانهاي ناچابك فاقد چنين توانايياي هستند؛ چراكه ساختار پيچيده و متمركز آنها اجازه تحقق اين مهم را به آنها نميدهد؛ عارضهاي كه در ارتباط با سازمان صدا و سيما نيز به وضوح قابل مشاهده است. در حال حاضر چهار مؤلفه نيروي انساني بيش از حد نياز، تمركز بالا، پيچيدگي زياد و بوروكراسي فزاينده، گوياي مشكلات متعدد ساختاري سازمان صدا و سيما ميباشد. هم اكنون تعداد كاركنان سازمان حدود ۵۰ هزار نفر است. اين حجم از نيرو تناسبي با ميزان فعاليتهاي سازمان از لحاظ كمي و كيفي ندارد. اين موضوع موجب شده است كه سازمان به طور مضاعفي بزرگ شود و به عنوان يك سازمان رسانهاي از چابكي لازم برخوردار نباشد و همينطور حجم زيادي از بودجه به پرداخت حقوق كارمندان اختصاص داده شود. از سوي ديگر، بسياري از تصميمگيريها توسط تعداد معدودي از مديران ارشد و به صورت متمركز گرفته ميشود و اين موضوع به انفعال و كندي سازمان دامن زده است. ساختار سازمان در ابعاد افقي و عمودي بسيار بزرگ شده است. اين مسئله علت بسياري از مشكلات فعلي سازمان ميباشد.
راهكارها
در پايان به برخي از راهكارهاي مقتضي كه ميتوانند زمينه لازم براي چابكسازي و كوچكتر شدن ساختار سازماني صدا وسيما را فراهم نمايند، اشاره ميشود.
۱- اولويت سازمان در كوچكسازي و چابكسازي ساختار بايد مبتني بر تعديل و حذف بخشهاي غيرضروري و نامرتبط به مأموريت اصلي رسانه ملي باشد. در حال حاضر شركتهاي غيررسانهاي بسياري (مشابه شركت سيما چوب) زير نظر سازمان فعاليت ميكنند كه كيفيت كاركرد، انتفاعشان براي سازمان و ضرورت تداوم فعاليت آنها چندان شفاف و مشخص نيست؛ لذا استراتژي سازمان براي كوچكسازي ساختار فعلي خود در وهله نخست بايد مبتني بر جداسازي چنين سازمانهايي باشد. از آنجايي كه توليد فيلم و سريال مأموريت اصلي صدا و سيما نيست، پيشنهاد ميشود مراكز توليدي سيما فيلم، مركز صبا، سروش رسانه، مركز توليد مستند و... واگذار شوند.
۲- در حال حاضر شاهد رشد چشمگير نهادهاي ستادي نسبت به بدنه صفي در سازمان صدا و سيما هستيم؛ بدين معنا كه در سازمان براي يك بدنه صفي كوچك، يك نهاد ستادي عريض و طويل پيشبيني شده است كه اين خود يكي ديگر از عوامل بزرگ شدن ساختار كنوني صدا و سيما ميباشد؛ لذا ضرورت بازنگري در بدنه ستادي سازمان به منظور تجميع و تركيب برخي ستادهاي موازي و هم كاركرد احساس ميشود.
۳- راهكار ديگر اصلاح و تحول در بخش توليد، افزايش بهرهوري كاركنان و چابكسازي سازمان، ايجاد يا حمايت از مؤسسات بزرگ توليد فيلم، سريال، مستند و انيميشن در خارج از سازمان (توسط نهادهاي حاكميتي) ميباشد. اين مراكز ميتوانند بخش زيادي از برنامههاي مورد نياز سازمان را تأمين كنند. همچنين از اين طريق ميتوان بخشي از نيروي انساني سازمان (خصوصاً در بخش صف) را به اين مؤسسات منتقل كرد.
۴- راهكار ديگر اصلاح ساختار سازماني بر اساس سياستهاي جديد و تدقيق شرح وظايف كاركنان ميباشد. لازمه انجام اينكار، آسيبشناسي ساختار صدا و سيما مطابق با نيازهاي روز ميباشد.
۵- يكي ديگر از چالشهاي پيشروي سازمان صدا و سيما، تعيين تكليف واحدها با كاركرد موازي ميباشد؛ به عنوان مثال، بيش از هشت مركز و اداره كل در بخش پژوهش سازمان فعاليت ميكنند كه عبارتند از: مركز تحقيقات صدا و سيما، مركز پژوهشهاي اسلامي، اداره كل پژوهش سيما، اداره كل پژوهش صدا، معاونت پژوهش دانشگاه صدا و سيما، اداره كل پژوهش معاونت امور مجلس، اداره كل پژوهش معاونت سياسي، مديريت پژوهش موسيقي.