
به گزارش خبرنگار ما، صبح ديروز پسر جواني كه متهم است همراه عموي پزشكش، شامگاه شنبه، هشتم آذر ماه حوالي ده ونك دكتر سيامند انوري، مدير بيمارستان ضيائيان را به خاطر خصومت شخصي هدف اسيدپاشي قرار داده بودند از سوي قاضي حسينپور، بازپرس ويژه قتل تهران به صورت جداگانه مورد بازجويي قرار گرفتند.
ابتداي جلسه متهم رديف اول كه عضو هيئت علمي دانشگاه تهران بود، گفت از كاري كه كرده پشيمان است. متهم گفت: من با مدير بيمارستان ضيائيان اختلاف داشتم و اكثر كاركنان و پزشكان بيمارستان در جريان اختلافات ما بودند. در اين مدت موضوع اختلاف را چندين بار به نهادهاي نظارتي بيمارستان گزارش كردم اما فايدهاي نداشت و نتيجهاي نگرفتم. از طرف ديگر دكتر انوري مدام براي من گزارش منفي اعلام ميكرد تا اينكه احساس كردم در جايگاهي كه در آن قرار دارم به من ظلم شده است. من با چشمان خودم شاهد تخلفاتي در بيمارستان بودم كه اين موضوع براي من سخت بود و اي كاش تصميم عاقلانهتري ميگرفتم.
ميخواستم او را بترسانم
وي در پاسخ به سؤال قاضي در خصوص چگونگي تهيه اسيد و اجراي نقشه گفت: من و برادرزادهام اصلاً قصد اسيدپاشي نداشتيم و اسيد نخريديم بلكه برادرزادهام مقداري مايع لوله بازكن خريد و به آن هم آب اضافه كرد تا رقيق شود و خطر كمتري داشته باشد. من قصد داشتم او را بترسانم و اگر قرار بود به او اسيد بپاشيم الان وضعيت جسمي شاكي اينگونه نبود.
چگونگي اجراي نقشه
وي ادامه داد: ما دكتر را از بيمارستان تا نزديكي خانهاش تعقيب كرديم و وقتي او خودرو را داخل كوچه نگه داشت من از موتورسيكلت پياده شدم و يقه انوري را گرفتم و به پايين كشاندمش كه او با من درگير شد.
در اين لحظه برادرزادهام اسيد را به طرف دكتر انوري پاشيد و بعد هم فرار كرديم. متهم در پايان گفت: من استاد دانشگاه و پزشكم و قبول دارم كه كار اشتباهي را مرتكب شدهام و اميدوارم بخشيده شوم.
در ادامه جلسه متهم رديف اول به بيرون هدايت شد و پسر دانشجو به عنوان متهم رديف دوم وارد اتاق شد و مورد بازجويي قرار گرفت. وي جرم خود را پذيرفت و با اظهار پشيماني درخواست بخشش كرد.
چند سال داري؟
21 سال.
چرا گريه ميكني؟
پشيمان هستم. من جوان هستم و دانشجو. براي خودم هزار آرزو داشتم تا چگونه آيندهام را بسازم اما يك اشتباه و اعتماد بيش از حد به عمويم همه زندگيام را خراب كرد. اميدوارم به جوانيام مرا ببخشند اين كار را از روي ناداني انجام دادم نه از روي عقل.
ترم چند دانشگاه هستي؟
ترم آخر رشته مهندسي نفت هستم.
فكر ميكني با اين كاري كه كردي چه آيندهاي در انتظارت است؟
سكوت ميكند – نميدانم.
چرا اسيد خريدي؟
من اسيد نخريدم. مايع لوله بازكن ضعيف خريدم.
براي چه مايع لوله بازكن خريدي؟
عمويم به من گفت كه اسيد بخرم اما من دلم نيامد كه طرف زياد صدمه ببيند چون عذاب وجدان داشتم، به همين خاطر به مغازهاي رفتم و مايع لولهبازكن ضعيف خريدم و حتي بعد از خريد هم مقدار زيادي به آن آب اضافه كردم تا اثر آن كمتر شود.
چرا عمويت خواست تا اسيد بخري؟
مدتها بود كه عمويم از مدير بيمارستان گله ميكرد و هميشه ميگفت كه به حقش نرسيده و مدير بيمارستان او را اذيت ميكند. او حتي به عموهاي ديگرم موضوع درگيرياش با مدير بيمارستان را گفته بود تا اينكه روزي از من خواست تا با هم مدير بيمارستان را تنبيه كنيم و من هم قبول كردم.
چرا قبول كردي كار به اين خطرناكي را انجام دهي؟
گفتم كه اولاً اسيد نبود كه خطرناك باشد چون من قبل از اين كار از عمويم خواستم درباره عوارض جسماني اسيد براي من حرف بزند و او هم اطلاعات خوبي به من داد. عمويم گفت كه سوختگي با اسيد سه درجه دارد كه من بعد از اين اطلاع رفتم و مايع لوله بازكن خريدم و حتي به دور از چشم عمويم با مقدار زيادي آب مخلوط كردم تا كمترين اثر را داشته باشد و فكر نميكردم اين كار خطرناك است و چه عواقبي دارد.
نگفتي كه چرا به حرف عمويت كه معلوم بود خواستهاش، غيرقانوني است، عمل كردي؟
من به عمويم خيلي اعتقاد داشتم و از طرفي هم او را خيلي دوست داشتم و فكر كردم واقعاً به او ظلم شده اما الان كه از عواقب كار مطلع شدم، اين اعتقاد را ندارم و از عمويم گله دارم كه مرا بازيچه كينههاي خودش كرد و آيندهام را تباه كرد.
وقتي عمويت پيشنهاد اين كار را داد به او چيزي نگفتي؟
من به عمويم گفتم كه تو استاد دانشگاه هستي و زن و بچه داري اين كار درست نيست و راه بهتري را انتخاب كن اما عمويم از دكتر انوري خيلي كينه به دل داشت و تصميم خودش را گرفته بود.
از روز حادثه بيشتر توضيح بده؟
وقتي مايع لوله بازكني را خريدم مقدار زيادي از آن را به چاه توالت خانهمان ريختم و به عمويم گفتم كه اسيد را داخل ظرف پلاستيكي نوشابههاي خانواده ريختهام كه مقداري هم به زمين ريخته و كم شده است. من خيلي ميترسيدم به خاطر همين در اين كار خيلي احتياط كردم تا صدمه كمتري به دكتر انوري برسد و حتي زماني كه عمويم با دكتر درگير بود و گفت مايع اسيدي را به روي او بريزم، ابتدا مقدار زيادي از آن را روي زمين ريختم و مقدار باقيمانده را به روي او پاشيدم.
حرف آخر
من قبول دارم اشتباه كردم اما قرار بود خود عمويم مايع اسيدي را بپاشد اما او با دكتر درگير شد و از من خواست تا اين كار انجام دهم.