سخنان رو پنجشنبه مقام معظم رهبري در ديدار اعضاي مجمع عالي بسيج حاوي مطالب مهم و قابل تاملي بود كه پرداختن به بخشي از آن ميتواند تصوير واقعي از واقعيات عرصه سياست داخلي و بينالمللي را در مقابل ما قرار دهد.
ميتوان گفت مهمترين محور پيرامون «بصيرت» بود؛ مؤلفهاي كه بعد از غائله سال 88 بارها مورد تأكيد معظمله قرار گرفته و ايشان از زواياي مختلف به تشريح آن پرداخته است.
رهبري در مفهوم« بصيرت» و ضرورت برخورداري و بهرهمندي از آن در عرصههاي سياسي و اجتماعي جملات قصاري را بيان نموده و مشكل اصلي جامعه اسلامي را نبود بصيرت و ضرورت در اين عرصه عنوان كرده و دليل عمده انحرافات سياسي و اعتقادي كه تا كنون ملتها با آن روبهرو بودهاند و بعضاً به نابودي و انحطاط آنان نيز منجر شده، رفتارها، تصميمگيريها و موضعگيريهاي بدون بصيرت بوده است. رهبر انقلاب اين بار اينگونه مسئله بصيرت را ياد مينمايند: بصيرت و روشنبيني به معناي شناخت زمان و اولويتها، شناخت دوست و دشمن و شناخت ابزار مقابله با دشمن، است... نبود بصيرت زمينهساز گرفتار شدن در شبهات، نادانيها و كج فهميها است... كساني كه بصيرت ندارند، همانند بيچارگاني كه در فتنه 88 گرفتار شدند، در فضايي غبارآلود حركت و عمل ميكنند و به همين علت چه بسا به دشمن كمك كنند و دوست را هدف حمله قرار دهند.
رهبر انقلاب نه تنها بصيرت را بر احساس مسئوليت انساني و الهي در قبال خود و خانواده و جامعه ارجحيت ميدانند، بلكه احساس مسئوليت بدون داشتن بصيرت را هم بسيار خطرناك ارزيابي ميكنند آن هم در شرايطي كه در شهر آشوب 88 بسياري از كساني كه دانسته و ندانسته به پيشبرد طرح براندازي نظام كمك كردند صاحب منصب و جايگاه قانوني در نظام جمهوري اسلامي بودند و شايد يكي از عمدهترين دلايل به طول انجاميدن هشت ماه فتنه هم همين عامل بود. موضوعي كه رهبري هم اينگونه از آن ياد ميكند: برخي افراد، در دوران مبارزات قبل از انقلاب و در سه دهه اخير با احساس مسئوليت اما بدون بصيرت اقداماتي كردند كه در نهايت به ضرر نهضت امام و انقلاب و كشور تمام شد.
بصيرتافزايي، اصل خدشهناپذيرآنگونه كه در برخي از لغتنامهها آمده، بصيرت در لغت به معناي بينايي، يقين، هوشياري، بينش، ديد عميق، چشم درون، حجت روشن و برهان قاطع است. بدون ترديد مراد رهبري از «بصيرت»، ديدن با چشم نيست، بلكه بينش عميق درباره حق بوده كه در رفتارهاي فردي، اجتماعي، فرهنگي، سياسي و... بروز و نمود دارد و موجب ميشود انسان در همه عرصهها، به ويژه عرصه اجتماعي سياسي، رفتاري همسو دچار خطا و اشتباه نشده و بهترين موضعگيري و تصميمگيري را داشته باشد. در قرآن كريم هم مشتقات «بصر» ۱۴۸بار و واژه «بصيرت» دوبار تكرار شده است.
رهبر معظم انقلاب - همچنين در گذشته - با يادآوري دوره تاريخي خلافت حضرت امير، زندگي ايشان را سراسر جهاد، صبر، معرفت، بصيرت و حركت در راه رضاي الهي ميدانند و بيان ميكنند: روشن كردن افكار عمومي و آگاهي بخشي، امروز يكي از نيازهاي اصلي دنياي اسلام و جامعه است زيرا دشمنان براي مقابله با اسلام، با ابزارهاي دين و اخلاق وارد شدهاند كه بايد كاملاً هوشيار بود. آنجايي كه ميخواهند افكار عمومي مردم غيرمسلمان را فريب دهند، نام حقوق بشر و دموكراسي را ميآورند و آنجايي كه با افكار عمومي مسلمانان مواجه هستند، نام اسلام و قرآن را ميآورند در حالي كه هيچ اعتقادي به اسلام، قرآن و حقوق بشر ندارند.
صدور تفكر بسيجي به ساير كشورهايكي ديگر از فرازهاي مهم سخنان رهبري را اين عبارت بايد دانست: نسيم روحافزا و روانبخش تفكر بسيجي را اكنون در عراق، سوريه، لبنان و غزه شاهد هستيم و به لطف خداوند در آينده نه چندان دور، در قدس شريف و براي نجات مسجدالاقصي هم شاهد آن خواهيم بود. با رصد تحولات كشورهاي عراق، سوريه و لبنان و سرزمينهاي اشغالي - در طول حداقل پنج سال اخير - ميتوان به درستي اين سخنان پي برد؛ آنجايي كه مردم اين كشورها در مقابله با تحركات گروههاي تكفيري و در مواجهه با دشمن با در دست داشتن كمترين سلاح و امكاناتي به مقابله برخاسته و تا حدود بسياري توانسته روحيه همگرايي و استكبارستيزي را در بين خود رواج دهند و به پيروزهاي مهمي دست يابند كه نمونه بارز آن جلوگيري از پيش روي داعش در قسمتهاي مهم عراق آن هم به وسيله روحيه همگرايي و وحدت در بين عموم مردم اين كشور.
نمونه ديگر اين موضوع را ميتوان موفقيت مردم غزه در ماه مبارك رمضان و در نبرد با رژيم صهيونيستي دانست آن هم در شرايطي كه حجم انبوهي از كودكان، زنان و سالخوردگان اين سرزمين هدف نيروهاي نظامي اسرائيلي قرار ميگرفتند.
اتفاقات اينگونه كشورها به خوبي نشان ميدهد كه گفتمان انقلاب اسلامي كه يكي از مهمترين مؤلفههاي آن تفكر بسيجي است به خوبي توانسته مرزهاي بينالمللي را هم درنورديده و به عنوان اصلي پذيرفته شده براي مردم كشورها ظاهر شود.
استكبارستيزي همچنان اولويت سياست خارجه استيكي ديگر از بخشهاي مهم سخنان معظم را بايد اين گزاره دانست: ... جهتگيري اصلي حركت نظام اسلامي، مقابله با استكبار و دولت استكباري امريكا است و نبايد در اين جهتگيري سستي يا اشتباهي بهوجود آيد البته ما با ملت يا كشور امريكا مشكلي نداريم، بلكه مشكل ما زورگويي و زياده خواهي دولت امريكاست.
با مرور اين عبارت ميتوان دريافت كه تلاش جهت دار جرياني نشانه دار در داخل براي تغيير گفتمان سياست خارجه جمهوري اسلامي ايران و تحريف اولويتهاي مواجهه ايران در فضاي بينالملل نميتواند قدرت اثرگذاري داشته باشد و همانگونه كه رهبري هم اشاره فرمودند با برگزاري چند دوره مذاكره هستهاي نميتوان و نبايد انتظار داشت روحيه استكبارستيزي كارگزاران نظام اسلامي فروكش نمايد و جاي آن را مفاهيمي مانند «سازش» و «وادادگي» بگيرد. رهبري در ادامه سخنان خود به همين موضوع اشاره ميفرمايند كه خصومت ايران با استكبار تاريخ انقضا نخواهد داشت: اينها مستكبرند و ما آبمان با مستكبران در يك جوي نميرود.