
خباثتهاي غرب و امريكا با توافقنامه جامع هستهاي پايان نميگيرد و تنها راه براي مقابله مؤثر با اين شرارتها تكيه بر توان داخلي است كه در قلب آن اقتصاد مقاومتي قرار دارد.
اين روزها مذاكرات هستهاي ايران و كشورهاي عضو 1+5 به مهمترين خبر اين روزهاي كشور تبديل شده است و رسانههاي گروهي هر كدام سعي دارند تا به ارائه جديدترين اخبار و گزارشات از نتايج اين مذاكرات بپردازند. از سوي ديگر بحث بر سر عوايد رسيدن به يك توافق جامع و احتمال لغو برخي تحريمها از سوي يك جريان خاص رسانهاي به شدت در سطح افكار عمومي در حال تقويت است و عملاً در برخي رسانهها اين گونه القا ميشود كه ميتوان انتظار يك جهش اقتصادي تمامعيار را پس از رسيدن به يك توافق هستهاي داشت. البته آنچه اين روزها از سوي ديپلماتها و بازيگران اصلي جريان مذاكره عنوان ميشود، مهمترين اختلاف دو طرف بر سر لغو تحريمهايي است كه ايران بايد پس از موافقت با توافق هستهاي به آن دست يابد. بازي كه اين روزها به بهانه تصويب اين تحريمها توسط كنگره و نداشتن اختيار كافي از سوي دولت امريكا براي لغو آنها توسط رسانههاي غربي از سر گرفته شده است تا شايد باز هم ما فقط امتياز دهيم و پس از آن هم ايران وعدههايي را به صورت نسيه دريافت كند. ولي يك لحظه بياييد تصور كنيم كه توافق نهايي همين امروز به دست آيد و تمام تحريمها به صورت كامل لغو شوند، باز هم ميتوان انتظار داشت كه تمام گرهها از پاي اقتصاد ايران باز شود.
عدم مديريت دليل نابسامانيهاي اقتصادي
اگر نگاهي به شعارهايي كه در گذشته از سوي مقام معظم رهبري به عنوان شعار سال مطرح شده است انداخته شود، اقتصاد و توجه به درون و مديريت داخلي رتبه اول را به خود اختصاص ميدهد. با وجود اين و بهرغم چنين تأكيداتي، وابستگي كشور در حوزههاي گوناگون به خصوص حوزههاي مرتبط با معيشت روزمره مردم به شدت افزايش يافت. در چنين شرايطي بود كه با اعمال تحريمهاي اقتصادي از سوي غرب و به خصوص قطع صادرات نفت، خطوط اعتباري بانكها و افزايش قيمت دلار فشار تورميوسيعي بر كشور وارد شد. از سوي ديگر عدم مديريت صحيح اقتصاد داخلي در برخي برهههاي حساس سبب شد تا فشارهاي خارجي با مشكلات داخلي همراه شود و نابسامانيهاي اقتصادي روبه فزوني باشد. اين مسئله نه تنها از سوي كارشناسان و صاحبنظران داخلي مورد تأكيد قرار گرفت، بلكه مقامات ساير كشورها نيز بر آن صحه گذاشتند.
وندي شرمن مذاكرهكننده ارشد امريكا در مذاكرات هستهاي در اكتبر سال 2011 به صراحت بر اين نكته تأكيد ميكند كه افزايش قيمت ارز در ايران ارتباطي با تحريمها نداشته و بخش اعظم ناشي از عدم مديريت صحيح اقتصادي خود ايرانيهاست.
مهرداد عمادي، مشاور اقتصادي اتحاديه اروپا نيز در گفتوگوي خود با راديو فردا، ارگان رسانهاي سازمان جاسوسي امريكا بر اين نكته تأكيد ميكند كه به باور مهمترين مراكز تحقيقاتي غربي، بخش اعظمي بر اين نكته اتفاقنظر دارند كه سهم تحريمها در نابسامانيهاي اقتصادي ايران تنها بين 20 تا 30 درصد است. حال بايد باز هم براي حل نابسامانيها چشم به تحريمهاي اقتصادي داشت.
تجربه غرب و چيزي كه ايران بايد بياموزد
نگاهي به تجربيات ساير كشورها در مقابله با مسائل اينچنيني نكات جالبي را بيان ميكند كه گاه ميتواند درسهاي بسيار خوبي براي هر مورد مشابه ديگري باشد. يكي از مهمترين تحريمهايي كه كشورهاي غربي را با تهديد انرژي روبهرو كرد، ممنوعيت صدور نفت توسط كشورهاي عربي به غرب و اروپا در پي جنگ 1973 كشورهاي عربي و رژيم صهيونيستي بود كه عملاً منجر به سهميهبندي نفت و بنزين در كشورهاي غربي شد. البته اين تنها شوك نفتي در دهه 70 به غربيها نبود، ولي در ميان واكنش كشورهاي غربي به اين شوكهاي انرژي جالب توجه بود.
شركتهاي خودروسازي غربي كه پيش از اين متكي به توليد خودروهاي پر مصرف و اغلب فاقد بازدهي لازم بودند، به سرعت الگوي توليد خود را تغيير دادند و به سمت توليد خودروهاي كوچك و كممصرف رفتند.
حتي به شركتهاي ژاپني نيز اجازه داده شد تا كارخانههاي خودروسازي خود را در قلب كارخانجات صنعتي شركتهاي غربي تأسيس كنند.
از سوي ديگر شركتهاي صنعتي نيز با بهينه كردن مصرف انرژي، مصرف انرژيهاي اوليه را به سرعت كاهش دادند. توسعه برنامه نيروگاههاي انرژي اتمي، استفاده از انرژيهاي تجديدپذير و بالا بردن راندمان كارخانهها همه و همه از جمله نتيجههاي فرعي تحريم نفتي اعراب بود. امروز با وجود افزايش توليد ناخالص ملي، كشورهاي غربي به چندين برابر دهه 70 و افزايش تعداد خودروها مصرف سرانه انرژي آنها همچنان پايينتر از سالهاي منتهي به دهه 70 است.
چنين الگويي توانسته است نه تنها غرب را از وابستگي به نفت كشورهاي عربي برهاند، بلكه آنان در مقابل هرگونه شوك انرژي ناشي از فشارهاي بيروني ايمن كرده و امروز امريكا به فكر صادرات گاز و نفت به ساير كشورهاي دنياست.
بنزين پتروشيمي؛ نمونهاي از اقتصاد مقاومتي
شايد موفقترين نمونه از تكيه بر توان داخلي در مبارزه با تحريمها را بتوان توليد بنزين داخلي با استفاده از مجتمعهاي پتروشيمي عنوان كرد.
در سالهاي 2007 تا 2009 به دليل وابستگي كشور به واردات بنزين تلاش گستردهاي براي منع ورود اين ماده مهم به كشور از سوي امريكا آغاز شد. در اين ميان قانون ممنوعيت صادرات بنزين به ايران نيز به تصويب كنگره امريكا و تبليغات فراواني در خصوص به وجود آمدن يك بحران گسترده در ايران انجام شد و برخي از رسانههاي غربي از احتمال به وجود آمدن شورشهاي عمومي در سطح شهرها سخن به ميان آوردند. اما توليد بنزين داخلي توسط پتروشيميها عملاً توانست تمام اين تبليغات را بياثر كند، به گونهاي كه بعدها كوچكترين سخني از تحريم بنزين توسط امريكا به ميان نيامد. در مقابل با خودكفايي ايران در توليد بنزين ساير شركتها و كشورهاي غربي براي فروش بنزين به ايران پيشقدم شدند به گونهاي كه برخي محمولهها كه براي ذخيرهسازي احتمالي وارد كشور شده بود، با قيمتي پايينتر و رقابتي نسبت به پيش از تحريمها خريداري شده بود.
كسري هم دامان بودجه كشور را ميگيرد
بياثر شدن تحريم بنزين نمونهاي روشن از آن چيزي است كه اقتصاد مقاومتي با تكيه بر توليد داخلي به دنبال آن است و آن هم چيزي جز بياثر كردن فشارهاي خارجي نيست. البته اين مسئله تنها بحث تحريم را در برنميگيرد، بلكه ميتواند نوسانات قيمتي را در عرصه جهاني شامل شود، چه اينكه در سال 2008 افزايش ناگهاني مواد غذايي در بازارهاي بينالمللي، كشورهاي وابسته به واردات مواد غذايي را به شدت تحت فشار قرار داد. هم اكنون نيز كشور ما با فشار ناشي از سقوط قيمت نفت و به خصوص در بودجه جاري كشور روبهرو است كه طبق برخي آمارها تا كنون كسري به ميزان دوونيمميليارد دلار را نصيب بودجه كشور كرده است.
يأس در فضاي داخلي ممنوع
با اتمام اين تفاسير اقتصاد مقاومتي و تكيه بر توان داخلي تنها در يك صورت امكانپذير است و آن چيزي جز خودباوري داخلي و ملي نيست. اين خودباوري ملي است كه ميتواند توليد داخلي را شكوفا و به توسعه اقتصادي كشور كمك كند. در اين ميان اظهارنظرهايي همچون توانمندي رقابتي كشور در حوزههايي همچون آبگوشت و قرمهسبزي نه تنها كمكي به اين مسئله نميكند، بلكه حتي سبب نااميدي و يأس افكار عمومي كشور ميشود.
اقتصاد مقاومتي قلب تكيه بر توان داخلي
تيم مذاكره كشورمان كه امروز در ميدان ديپلماتيك مشغول فعاليت است، به طور حتم نياز به پشتيباني همهجانبه ملت و نظام دارد تا بتواند در مقابل زيادهخواهي برخي كشورها ايستادگي كند. اين حمايت و پشتيباني امروز در كنار آنان قراردارد و تا زماني كه از خطوط قرمز تعيين شده توسط رهبري عدول نكنند، در كنار آنان خواهد بود. در اين ميان مديران و مسئولان داخلي وظيفه دارند تا با تكيه بر توسعه توانمندي داخلي به انسجام و قوت كشور بيفزايند. رقابت راهبردي ايران و غرب در منطقه خاورميانه نه با موفقيت مذاكرات ايران و غرب تمام ميشود و نه ميتوان انتظار داشت كه امريكاييها از سلاح تحريم به راحتي بگذرند.
بايد براي آينده آماده بود تا هر گونه هجوم ديگري را از سوي امريكا دفع كرد و اجازه نداد مزاحمتهاي اين قدرت شرور به مسير تعالي و رشد كشور لطمهاي وارد كند. نميتوان به چنين قدرتي خوشبين بود تا دست از شرارتهاي خود بردارد و دست دوستي را دراز كند، چه اينكه بارها بارها نظام جمهوري اسلامي مزه دستهاي چدني امريكا زير پوششهاي مخملين را چشيده است. همان گونهكه رهبري گفتهاند، پيشرفت و گذر از گردنههاي دشوار تنها با تكيه بر اقتصاد داخلي امكانپذير است و در اين ميان اقتصاد قلب اين راهبرد را براي گذر از اين شرايط تشكيل ميدهد.