هنوز هم وقتي صحبت از شيشه و مواد مخدر ميشود ناخودآگاه چهره معصوم اميرحسين پسر بچه 5 ساله بيگناه را به ياد ميآورم كه پدر معتاد و سنگدل وي بعد از مصرف مواد مخدر شيشه دچار توهم شده و سر پسرك را بريده و جلوي چشمان مادرش جسد بيسر كودك بيگناه را در حياط خانه رها ميكند. اين ماجراي دردناك زماني رخ ميدهد كه كودك بيگناه در حال بازي در حياط منزل بوده و پدر معتاد كودك بعد از مصرف شيشه دچار توهم ميشود و كودك را شبيه يك مار ميبيند و سر او را جدا ميكند. اين مرد شيشهاي بعد از كشتن كودك بيگناه خود به همسرش مراجعه ميكند و ميگويد: ديگر لازم نيست از ماري كه وارد خانه شده است بترسي، من او را كشتم. خيالت راحت. مادر بيچاره وقتي با صحبتهاي بياساس شوهر معتادش روبهرو ميشود بلافاصله خود را به حياط ميرساند و در كمال ناباوري جسد بدون سر كودك خردسالش را ميبيند كه با سر و بدني غرق در خون وسط حياط افتاده است. اين كه به اين مادر بيچاره چه گذشت و چطور با اين قتل فجيع كنار آمد و دادگاه براي اين پدر شيشهاي چه تصميمي گرفت؟ موضوعي است كه بايد درجاي خودش آن را بررسي كرد اما فقط بايد توجه داشت اين تنها يك نمونه از نتايج و آثار مصرف شيشه است كه شنيدن و خواندن آن قلب هر انساني را به درد ميآورد.
آتشي به نام شيشه
متأسفانه مصرف مواد مخدر در ايران طي سالهاي اخير با تغييرات گوناگوني روبهرو شده به گونهاي كه مصرف مواد مخدر از سنتي به صنعتي تغيير يافته و اين گرايش و تغيير باعث شده تا نتايج و تأثيرات مصرف مواد مخدر دردآورتر و ويرانكنندهتر از آثار و نتايج مصرف مواد مخدر سنتي باشد.
فردي كه به مواد مخدر صنعتي مانند شيشه گرايش دارد بعد از مصرف مواد دچار توهم شده و دست به اعمال و رفتاري ميزند كه آثار بسيار مخربي دارد.
نگاهي به صفحات حوادث روزنامهها بيانگر آن است كه درصد بالايي از جرايم توسط افراد معتاد رخ ميدهد به گونهاي كه در جرايم خشني مانند زورگيري، آدمربايي، سرقت مسلحانه، قتل و آدمكشي بيشتر اوقات رد پاي افراد معتاد ديده ميشود.
خطرات زندگي با معتادان شيشه و آمفتامينها بسيار بيشتر از ديگر معتادان است؛ حتماً بسيار شنيدهايد كه تجاوز، قتل، سرقت و جنايتها اين روزها توسط معتادان شيشهاي انجام ميشود. چيزي كه پليس هم چندي پيش آن را تأييد كرد.
مخدرها و محركهاي صنعتي در واقع تركيبي از مواد سنتي با مواد شيميايي هستند كه به علت تركيب شيميايي كه دارند، سيستم مركزي اعصاب را تحريك كرده، باعث بروز نوعي تشنج و حركات غير قابل كنترل ميشوند.
متأسفانه اين مواد روانگردان جديد از جمله شيشه به دليل مصرف آسان، بيبو و بيدود بودن مورد استقبال قرار گرفته و متأسفانه به علت خاصيت بياشتهايي كه ميآورد موج بالايي از مصرف را اخيراً در ميان برخي از زنان به منظور لاغري نيز ايجاد كرده است.
شيشهاي كه در حال حاضر در بازار قاچاق مواد محرك ايران وجود دارد بيشتر به صورت كريستالهاي ريز (مانند شكر) است كه در تكههاي كوچك يك لوله پلاستيكي (ني نوشابه) جاسازي شده و سر و ته آن بسته ميشود. اين ماده به شكلهاي ديگري از جمله بلورهاي شفاف و تيز و... نيز عرضه ميشود.
قاچاقچيان مواد با اين شعار كه شيشه حاوي مورفين نيست پس اعتيادآور نيست مصرف آن را تبليغ ميكنند و متأسفانه بسياري از افراد ناآگاه خواسته يا ناخواسته در دام اين ماده محرك گرفتار ميشوند.
اما واقعيت اين است كه شيشه يك ماده محرك بسيار اعتيادآور است به طوري كه در بسياري از مقالات پزشكي قدرت اعتيادزايي آن را بيشتر از مواد محركي مانند كوكائين ميدانند و درمان اعتياد به شيشه و مواد محرك مشكلترين درمان در زمينه درمان سوء مصرف مواد است.
شيشه از تركيبات آمفتامين يا مت آمفتامين در آزمايشگاههاي غيرقانوني ساخته ميشود. قرص اكستاسي نيز از تركيبات همين مواد است. شيشه در حقيقت هيدروكلرايد مت آمفتامين است كه علاوه بر شيشه به آن آيس يا كريستال هم گفته ميشود. البته در استانهاي شرقي كشور به كراك هم كريستال ميگويند.
سوء مصرف شيشه ترشح دوپامين، سروتونين و نور اپي نفرين را در سيناپسهاي عصبي در مغز به شدت افزايش ميدهد و منجر به تحريك سلولهاي مغز ميشود.
تركيب اصلي اين ماده از آمفتامين(Amphetamine) گرفته شده كه يك ماده محرك و اعتيادآور است و مغز و سيستم عصبي را به شدت تحريك ميكند و از نظر شيميايي اثر آن از آمفتامين بيشتر است. اين مواد در لابراتوارهاي غيرقانوني ساخته ميشود و اسامي خياباني مثل كريستال، يخ و شيشه دارند. اين ماده توهمزايي و اثرات محرك را با هم ايجاد ميكند.
اعتيادي كه گران درميآيد
اين همه در حالي است كه يك فرد معتاد براي مصرف مواد مخدر سنتي روزانه حداقل 10 هزار تومان و فرد معتاد به مواد مخدر صنعتي روزانه بين 20تا 30 هزار تومان براي مصرف مواد مخدر بايد هزينه كند و از آنجايي كه عمدتاً افراد معتاد از طبقه ضعيف يا متوسط جامعه هستند يا اينكه اين افراد بعد از گرايش به اعتياد از وضعيت مالي و درآمدي مناسبي برخوردار نيستند براي تهيه مواد مصرفي خود دست به اقداماتي مانند سرقت، زورگيري و حتي قتل ميزنند.
به عنوان مثال به اين خبرها توجه كنيد: معتاد شيشهاي مادربزرگ خود را كشت، قتل برادر به خاطر تهيه پول مواد، زورگير شيشهاي دستگير شد، اعتراف زن معتاد شيشهاي به قتل فرزندش، سرقت منجر به قتل مرد معتاد يك روز بعد از آزادي از زندان، مرد شيشهاي همسرش را كشت، قتل هولناك پدر توسط فرزند معتاد و...
اينها تنها بخشي از صدها خبري است كه در خصوص جرايم مرتبط با معتادين در صفحات حوادث روزنامهها يا سرويس حوادث خبرگزاريها منتشر شده است. با نگاهي به اين اخبار به راحتي ميتوان متوجه رابطه وقوع جرايم و اعتياد شد.
فرد معتاد وقتي در وضعيتي قرار ميگيرد كه شديداً به مصرف مواد مخدر نيازمند است و در عين حال پول كافي براي تهيه مواد ندارد چارهاي جز سرقت يا حتي قتل يا ضرب و شتم شديد افراد براي به دست آوردن پول مواد ندارد.
بد نيست بدانيد گاهي اوقات فرد معتاد در اين حالت اصلاً متوجه رفتارهاي خود نيست و به تنها چيزي كه فكر ميكند به دست آوردن پول براي خريد و مصرف مواد است براي همين در اعترافات برخي از افراد معتاد كه به اتهام قتل بازداشت شدهاند اين افراد اذعان ميكنند كه در آن لحظه متوجه كاري كه ميكردند نميشدند و بعد از مصرف مواد تازه متوجه شدهاند كه دست به قتل يا ضرب و شتم شديد افراد زدهاند.
ريشه گرايش به مصرف شيشه
اما به راستي فكر ميكنيد علت روي دادن اين اتفاقات ناگوار چيست و چرا بايد در جامعهاي كه از پشتوانه قوي فرهنگي و مذهبي برخوردار است نوجوانان و جوانان به دام ديو بيرحم اعتياد بيفتند؟ اين پرسشها را وقتي با عليرضا لطفي كارشناس و پژوهشگر حوزه اعتياد مطرح ميكنم به پاسخهاي جالبي ميرسم. پاسخهايي كه حاصل تحقيقات و پژوهشهاي مختلف در حوزه اعتياد است. اين كارشناس در اين خصوص ميگويد: افزايش تعداد معتادان و نيز كاهش سن اعتياد در كشور و همچنين گرايش مصرف مواد از سنتي به صنعتي دلايل مختلفي دارد كه تحقيقات مختلف به آنها پاسخ داده و در اينجا به طور مختصر به آنها ميپردازم.
وي ميگويد: براي پاسخ به اين سؤالات بايد از ابتدا شروع كرد، يعني از مقدمه شيوع اعتياد و منظور من از مقدمه اعتياد سيگار است چراكه بررسيها نشان ميدهد سيگار و قليان دروازه ورود به اعتياد است البته اين به معناي اين نيست كه همه افراد سيگاري معتاد ميشوند اما واقعيت اين است كه تمامي معتادان قبلش سيگاري بودهاند. ضمن اينكه قليان و خصوصاً قليانهاي ميوهاي نيز همين گونهاند و قليان و سيگار دروازهاي براي ورود به اعتياد است.
اين كارشناس ادامه ميدهد: هيچ فرد معتادي از ابتدا معتاد نبوده و دوست هم ندارد كه معتاد باشد براي همين براي جلوگيري از گرايش افراد به اعتياد بايد اقدامات گوناگوني را انجام داد و به اعتقاد من بايد راههاي ورود به اعتياد را بست. به عنوان مثال تلاش براي جلوگيري افراد براي استعمال سيگار و قليان نقش مهمي در جلوگيري از گرايش افراد به مصرف مواد مخدر دارد.
لطفي ادامه ميدهد: وقتي فردي در سنين پايين با دود و نيكوتين آشنا شود ناخودآگاه مواد درون سيگار و قليان روي مغز و سيستم بدن وي تأثير ميگذارد و باعث افزايش تمايل وي براي مصرف مواد مخدر ميشود.
به گفته لطفي يكي از تأسفبارترين موضوعاتي كه با آن روبهرو هستيم اين است كه گاهي اوقات مشاهده ميكنيم فرد براساس يك تصور غلط به بهانه ترك مصرف ترياك به مصرف شيشه رو ميآورد.
اين مدرس دانشگاه ادامه ميدهد: دستيابي سريع در كوتاهترين زمان ممكن به مواد مخدر يكي ديگر از مشكلاتي است كه باعث ميشود فرد نتواند در ترك اعتياد يا كاهش مصرف مخدر موفق باشد چراكه فرد معتاد در كوتاهترين زمان ممكن در هر نقطه از شهر ميتواند مواد مصرفي خود را با كمترين مشكل و ترس و اضطراب به دست بياورد.
اين پژوهشگر حوزه اعتياد در ادامه صحبتهاي خود با بيان اينكه اطلاعرساني و هشدار به افراد براي پيشگيري از اعتياد بايد جايگاه واقعي خود را پيدا كند و در اين ميان رسانهها خصوصاً رسانه ملي نقش مهمي در هشدار و اطلاعرساني دارند، در اين ميان آموزش به والدين و آگاهسازي آنان نيز بايد از طريق رسانهها انجام شود.
لطفي در ادامه دلايل گرايش افراد به مصرف مواد مخدر ميگويد: يكي ديگر از دلايل افراد براي مصرف مواد مخدر بيكاري و مشكلات اقتصادي است به گونهاي كه بررسيها نشان ميدهد درصد بالايي از معتادان به انواع مواد مخدر افرادي هستند كه از توان اقتصادي بالايي برخوردار نيستند. وي ميافزايد: فرد بيكار فشارهاي بسيار زيادي را به خاطر بيپولي و وضعيت سخت معيشتي تحمل ميكند و رفته رفته براي فرار از اين مشكلات و تسكين مشكلات روحي خود به غلط به مصرف مواد مخدر رو ميآورد و بعد از چند ماه تبديل به يك معتاد در جامعه ميشود كه براي خود و اطرافيانش مشكلات بسيار زيادي را ايجاد ميكند. اين مدرس دانشگاه ميافزايد: در حالت كلي چهار عامل فردي، خانوادگي، اجتماعي و محيطي در گرايش فرد به مصرف مواد مخدر نقش دارد كه بررسي هر كدام از آنها ميتواند به تبيين راهكارهاي مناسب براي پيشگيري از اعتياد كمك كند.
وي اضافه ميكند: عدم برنامهريزي دقيق براي اوقات فراغت نوجوانان و جوانان و استفاده نكردن از ظرفيتهاي اين افراد ممكن است باعث شود افراد به دليل مشكلات فرهنگي و آموزشي و فقدان برنامه جامع براي استفاده از توانمنديها و ظرفيتها به مصرف مواد مخدر گرايش پيدا كنند.
اين كارشناس در پايان صحبتهاي خود خاطر نشان ميكند: يك معتاد تنها به خودش ضرر نميرساند بلكه در تحقيقات صورت گرفته مشخص شده كه بسياري از جرايم در كشور توسط افراد معتاد صورت ميگيرد ضمن اينكه متأسفانه يك فرد معتاد حداقل 9 نفر ديگر را نيز به اعتياد ميكشاند كه اطرافيان و اعضاي خانواده اولين قربانيان اعتياد هستند، بنابراين برنامهريزي براي جلوگيري از مصرف مواد مخدر تنها كمك به يك فرد براي نيفتادن در دام اعتياد نيست بلكه يك خدمت بزرگ اجتماعي است كه ميتواند از ضررهاي بزرگ در آينده جلوگيري كند.
صحبتهاي پاياني اين كارشناس بر شدت نگرانيهايم از مصرف مواد مخدر شيشه ميافزايد خصوصاً وقتي متوجه ميشوم يك فرد معتاد ميتواند 9 نفر ديگر را نيز به دام اعتياد بكشاند. از اين ميترسم كه خبر قتل فجيع كودكي بيگناه مثل اميرحسين 5 ساله بازهم تيتر صفحه حوادث روزنامهها شود...