کد خبر: 685638
تاریخ انتشار: ۲۰ آبان ۱۳۹۳ - ۰۰:۱۸
منصور كبگانيان در گفت‌وگو با «جوان»:
توصيه‌ام اين است كه دانشجوياني كه به هر دليلي به خارج از كشور مي‌روند پس از اتمام تحصيل خود به ايران بازگردند، زيرا هيچ جا كشور انسان نمي‌شود و آن شخصيت و احترامي كه يك فرد ايراني در كشور خودش دارد در هيچ جاي دنيا ندارد
زهرا اسدي
منصور كبگانيان عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي در سال 1333 در تهران به دنيا آمد. او تحصيلات دانشگاهي خود را در رشته مهندسي مكانيك در دانشگاه اميركبير تهران آغاز كرد و براي ادامه تحصيل در سال 54 به امريكا رفته و كارشناسي ارشد اول خود را كسب كرد.  پس از مدتي به دليل روند فعاليت انقلاب اسلامي و كمك به آن به ايران بازگشت و در سال 60 مجدداً براي كسب علم به كانادا رفته و كارشناسي ارشد دوم و دكتري خود را به ترتيب در دانشگاه‌هاي كونكورديا و اتاوا به دست آورد. 

وي هم اكنون عضو هيئت علمي دانشگاه اميركبير در گروه فني و مهندسي است و معاون پژوهشي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، سرپرست معاون فناوري وزارت علوم، دبير شوراي عالي وزارت علوم، عضو هيئت امناي بنياد ملي نخبگان كشور، قائم مقام ستاد راهبري نقشه جامع علمي كشور و عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي را در كارنامه خود دارد. مشروح گفت وگو با منصور كبگانيان را در ادامه مي‌خوانيد.

كمي از فعاليت‌هاي علمي خودتان بگوييد؛ چرا با وجود اينكه مدرك تحصيلي خودتان را از دانشگاه كانادا گرفتيد به ايران بازگشتيد؟
تحصيلات خود را در دبيرستان خوارزمي به اتمام رساندم و در رشته مهندسي مكانيك دانشگاه صنعتي اميركبير پلي تكنيك تهران فارغ‌التحصيل شدم، در سال 54 براي دريافت فوق‌ليسانس اول به امريكا رفتم؛ دو بار براي ادامه تحصيل به خارج رفتم. آن زمان امريكا بودم. البته بعدها محيط كانادا را به دليل اينكه در دنياي صنعتي نسبت به امريكا آرام‌تر و سالم‌تر بود ترجيح دادم. در سال 56 كه نياز براي فعاليت در انقلاب شكوهمند ايران احساس مي‌شد انگيزه‌اي براي ماندن در خارج از كشور نداشته و براي انجام نقش و وظيفه خود در انقلاب به ايران آمدم.  انقلاب كاري بود كه بر دوش فرد يا گروه خاصي نبود و بايد همه نقش خود را در آن ايفا مي‌كردند، پس از انقلاب و فعاليت در ارگان‌هاي مختلف نظير جهاد سازندگي و فعاليت در استان‌هاي محروم دوباره انگيزه براي كار علمي پيدا كردم. زيرا آن زمان احساس كردم كشور به كار علمي نياز دارد. در اوايل انقلاب هنوز نيازها براي فعاليت علمي در اين زمينه چندان روشن نبود، اما در سال 60 كه آرام آرام كشور دوران خطرناك را پشت سر گذاشت مسائلي چون بحث‌هاي جدايي طلبي در اول انقلاب مطرح شده بود. بنابراين نياز به كار علمي و فناوري بيشتر احساس شد به همين دليل به دنبال علم به كانادا برگشته و فوق ليسانس دوم و دكتري خود را در زمينه‌اي كه كشور نياز داشت كسب كردم.

انگيزه شما از ادامه تحصيل در خارج از كشور چه بود؟
 انگيزه من از ادامه تحصيل نيز خدمت به كشور بود، هر زماني احساس كرديم كشور به تحصيل ما نياز دارد آن را ادامه داديم و هر وقت احساس كرديم وظيفه ما حضور در جبهه و مناطق محروم است در اين زمينه گام برداشتيم. زيرا كشور ما يك كشورعادي نيست؛ كشوري داراي مكتب اسلامي و اهداف بزرگي است و علت بازگشت من نيز كمك به اين كشور براي رسيدن به جايگاه خود بود.
در سال 56 به دليل وضع موجود و نظام ستمشاهي، كشور چندان به علم نياز نداشت و كشور ما از نظر علمي كاملاً وابسته به كشورهاي غربي بود. كارهاي علمي و فناوري جدي را در كشورهاي اروپايي انجام مي‌دادند و با پول نفت به ما مي‌فروختند اما امروز دانشجويان و اساتيد ما بايد شبانه روز كار كنند تا در زمينه علم روي پاي خود بايستيم.

به طور قطع وقتي از خارج از كشور به ايران برگشتيد، اهدافي را براي خود ترسيم كرديد؛ آيا در اين چند سال به آن اهداف دست يافته‌ايد؟
پس از كسب مدرك دكتري كه زمينه تحقيقاتي‌ام مشخص‌تر شد اهدافي داشتم و چون زمينه تخصصم را در سازمان فضايي كانادا كسب كردم، پروژه دانشگاهي خود را با فعاليت پژوهشي در سازمان فضايي كانادا انجام دادم.
آن زمان آرزوي بزرگ من اين بود كه از اين طريق براي كشور خود يك سازمان فضايي و تحقيقاتي در ماوراي جو داشته باشيم كه خوشبختانه بخش‌هايي از آن جلو رفته است. آن زمان مشاهده مي‌كردم برخي از هم كلاسي‌هاي من كه اكثراً نخبه بودند و چندان وابستگي جدي به كشور نداشتند جذب سازمان‌هاي فضايي غربي و ناسا شده و مي‌شوند، بنابراين يكي از آرزوهاي بزرگ من اين بود كه در كشور خودمان داراي چنين سازماني باشيم و بتوانيم نخبگان علمي خود را جذب كنيم.

اين آرزو تا كنون محقق شده است؟
كمي اين آرزو محقق شده اما آرزوهاي سنگين‌تري هم به آن اضافه شده است، امروز كشور ما در ابعاد مختلف علمي رشد كرده و بحث امروز ما نقشه جامع علمي كشور است كه نه تنها در زمينه فعاليت‌هاي رشته من بلكه در ابعاد مختلفي چون سلول بنيادي، هسته‌اي، موشكي و... كه مي‌تواند چشم‌اندازهاي خوبي داشته باشد به آرزوهاي من اضافه شده است. احساس مي‌كنم امروز وظيفه بيشتري به عنوان يك عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي دارم، آرزوهاي من در ابتدا كوچك بود و از آرزوهاي كوچك شروع شد اما امروز دنياي وسيع تري را در مقابل خود مي‌بينم كه ظرفيت‌هاي فني و تخصصي لازم را هم دارد.

توصيه شما به دانشجوياني كه قصد دارند براي ادامه تحصيل به خارج از كشور بروند چيست؟ آيا از اين دست دانشجويان در دانشگاه اميركبير داريد؟
دانشجويان زيادي هستند كه سؤال و مشورت مي‌كنند، آن زماني كه ما جوان‌تر بوديم به خصوص قبل از انقلاب يا اوايل انقلاب اكثر رشته‌ها و مقاطع دكتري يا كارشناسي ارشد در كشور نبود يا بسيار ضعيف بود؛ بنابراين اگر آن زمان يكي مثل من مي‌خواست تصميم بگيرد، مجبور بود به يكي از كشورهاي صنعتي براي ادامه تحصيل برود، اما امروز اينگونه نيست؛ تعداد زيادي از رشته‌ها در مقاطع دكتري و كارشناسي ارشد هستند كه مي‌توان در آن ادامه تحصيل داد. البته تعداد محدودي از دانشگاه‌هاي درجه يك دنيا ارزش درس خواندن در مقطع دكتري را دارند كه آنها هم صحبت‌هايي درباره‌شان است. برخي صرفاً مي‌خواهند در خارج درس بخوانند و مدركي از خارج داشته باشند و همين براي آنها هدف است كه البته چيز چندان باارزشي نيست. برخي از رشته‌ها هم‌اكنون در ايران هستند كه دانشجوياني كه در آن تحصيل مي‌كنند  دسترسي راحتي به اطلاعاتي دارند كه در خارج از كشور نمي‌توانند به راحتي به آنها دسترسي داشته باشند.

يكي از دانشجويان من كه مقطع دكتري خود را در شركت پژو فرانسه مي‌گذراند، مي‌گفت به دليل وجود رقابت‌هاي سنگين بسياري از اطلاعات خود را از ما مخفي مي‌كنند، اما در كشور خودمان اينگونه نيست يكي از دانشجويان من در يكي از شركت‌هاي داخلي در زمينه خودرو پروژه خود را طي مي‌كرد و اطلاعات لازم در اختيار او بود، بنابراين چيز مخفي براي دانشجويان در كشور وجود ندارد، فرض كنيد دانشجويي بخواهد در رشته هسته‌اي در خارج از كشور دكتري بگيرد، قطعاً اطلاعات لازم را به او نمي‌دهند. اكثريت رشته‌ها، به غير از استثناها را توصيه مي‌كنيم در خارج از كشور تحصيل نكنند، شايد چهار يا پنج دانشگاه درجه اول خودمان را كه با برخي دانشگاه‌هاي جهان مقايسه كنيم، مي‌بينيم كه در دانشگاه‌هاي خودمان بهتر كار ياد مي‌گيرند. براي دانشجويان دكتري فرصت مطالعاتي 9ماهه داريم كه آنها مي‌توانند به كشور صنعتي بروند و آزمايشگاهي را بيرون از كشور ببينند. من توصيه مي‌كنم دانشجويان دكتري حتماً از اين فرصت‌ها استفاده كنند چون ديدن كشورهاي صنعتي طولاني‌اش نياز نيست، اما بازديد شش يا 9 ماهه محيط آنها براي يك دانشجوي نخبه بسيار آموزش‌دهنده و كافي است. لزومي ندارد يك دانشجو تمام زندگي‌اش را به آن طرف برود و زندگي كند در حالي كه مي‌تواند در يك فرصت چند ماهه با يك آزمايشگاه خارج از كشور همكاري كند.

فكر مي‌كنيد چه اقداماتي براي جذب دانشجويان كشور در داخل مي‌توان صورت داد؟
البته نكات منفي هم در كشور در اين زمينه وجود دارد كه تلاش مي‌كنيم آن را رفع كنيم. به عنوان مثال: وضعيت مالي دانشجويان دكتري ايران با خارج از كشور قابل مقايسه نيست؛ آنها پول بيشتري را به دانشجويان به خصوص نخبه مي‌دهند. در مصوبه‌اي در نقشه جامع علمي كشور به وزارتخانه علوم و بهداشت تأكيد كرديم كه حمايت مالي‌شان را از دانشجويان نخبه بيشتر كنند. توصيه ديگرم هم اين است كه دانشجوياني كه به هر دليلي به خارج از كشور مي‌روند پس از اتمام تحصيل خود به ايران بازگردند، زيرا هيچ جا كشور انسان نمي‌شود و آن شخصيت و احترامي كه يك فرد ايراني در كشور خودش دارد در هيچ جاي دنيا ندارد. در كشورهاي اروپايي آنها اصطلاح شهروند درجه دو را به افرادي كه به كشورهايشان مهاجرت مي‌كنند مي‌دهند، آن فرد براي آنها هميشه شهروند درجه دو است، بنابراين توصيه مي‌كنيم اگر به خارج از كشور رفتند وقتي ديدند نيازشان برطرف شده است به كشور بازگردند و با عزت زندگي كنند.

نقشه جامع علمي كشور يكي از اسنادي است كه شما در شوراي عالي انقلاب فرهنگي به دنبال آن هستيد. برخي انتقادات به اين نقشه مطرح مي‌شود. به نظر شما اين نقشه مي‌تواند سند راهي مطمئن براي رسيدن ايران به جايگاه اصلي خود باشد؟ انتقادات را به اين نقشه قبول داريد؟
ضرورت داشتن نقشه‌هاي كلان براي كشورهاي جهان امري اجتناب‌ناپذير است. كشورهاي ديگر نيز اسناد بالادستي دارند، ولي زمينه آن نسبت به نقشه جامع ما محدودتر است.
 نقشه جامع علمي كشور از اسناد توسعه علمي و فناوري است، در غرب به دليل اينكه تنها دغدغه آنها بحث‌هاي علمي و مادي است موانع موجود در اين زمينه را به راحتي برطرف مي‌كنند و سيستم‌هاي بوروكراسي و اداري آنها به راحتي با اين دغدغه هماهنگ مي‌شود. اما ايران شايد از معدود كشورهايي است كه مي‌توان گفت به شكل جدي بعد از انقلاب بنيان نهاده شده است. بنابراين بايد براي آن نقشه راهي مطمئن ايجاد كرد. در حال حاضر ابعاد مختلف توسعه براي ايران قابل توجه است كه با بودن اين سند و با وجود سختي‌هاي پيش رو مي‌توانيم به آنها دست يافته و با جديت مشكلات را پشت سر گذاشت.

به دليل آمدن و رفتن دولت‌ها و سلايق مختلف آنها فراز و نشيب‌هايي در اين مسير ايجاد مي‌شود و اگر برنامه مشخص و مدوني وجود نداشته باشد، نمي‌توانيم به نتيجه برسيم و دائم دور مي‌زنيم. اما اگر برنامه مشخصي وجود داشته باشد به اين ترتيب نخواهد بود. دولت‌ها سلايق مختلفي دارند، ممكن است دولتي از كاري خوشش بيايد و از كار ديگري خوشش نيايد، اما الزامات اين سند باعث مي‌شود پيشرفت‌هاي كشور كه در اين سند لحاظ شده است در مسير درستي قرار گيرد. البته اين كار طبق قانون اساسي از اختيارات رهبري نظام است و مراكز مختلفي هستند كه بايد به رهبري مشورت دهند. اگر چنين سندي وجود نداشته باشد سلايق دولت ها، فراز و نشيب‌هايي را در اين مسير ايجاد مي‌كند. به خصوص اينكه بخش‌ها و قواي سه‌گانه به دليل استقلال سه قوه از همديگر به شكل مستقل عمل مي‌كنند. اما اين سند براي همه قوا مسائلي را در نظر گرفته است كه آنها را نسبت به هم هماهنگ مي‌كند. به عنوان مثال در زمينه بحث مالكيت فكري مانند اختراعات فقط قوه مجريه مسئول نيست و قوه قضائيه هم در كنار مجلس و دولت بايد وظايفي را بر عهده داشته باشد كه اين سند آنها را به روشني مشخص مي‌كند.

در كشوري مانند ايران كه برنامه وسيعي براي توسعه وجود دارد داشتن يك برنامه همه جانبه و جامع ضروري است كه با نقشه جامع فراهم مي‌شود و در اين كشورها نقشه جامع يك ضرورت است. قطعاً تدوين نقشه مشكلاتي دارد. هر سند و برنامه‌اي وحي منزل نيست و انتقاداتي به آن وارد است، اما نقشه جامع ثمرات بسياري نيز دارد. نه تنها دانشمندان بلكه مديران علم و فناوري كه تجربه 20 و 30 سال خود را در زمينه علم و فناوري داشته‌اند دور هم جمع شده و براي فراهم شدن آن كمك كردند و بارها اين سند در شوراي عالي انقلاب فرهنگي اصلاح شد. البته هنوز هم اشكالاتي دارد كه راه رفع اشكال نيز در خود نقشه جامع پيش‌بيني شده است كه در اين زمينه نظرات دوستان جمع‌آوري و لحاظ مي‌شود. از همين جا از دوستاني كه انتقاداتي دارند درخواست دارم انتقادات خود را به صورت مكتوب ارسال يا در جلسات مطرح كنند. من كارگروهي تشكيل دادم كه در زمان مناسب تمام اين اشكالات و انتقادات را بررسي مي‌كنند تا نقشه به روز باشد.
 داشتن يك برنامه ناقص بهتر از نداشتن برنامه است و از طرف ديگر خيلي درست نيست كه حين راه برنامه را عوض كرده و نقشه بريزيم. اگر به همين نقشه‌اي كه نوشته شده است از نمره 100، 80 مي‌دهيم، مي‌توانيم همان را عملياتي كنيم. در اين صورت اشكالات آن بهتر ديده مي‌شود و هر چند سال يك بار آن را بازبيني مجدد خواهيم كرد. در پايان بايد گفت نقشه جامع كه با بضاعت موجود كشور در زمان خودش بهترين بوده قطعاً بدون اشكال نيست.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار