گزارش جديد آژانس كه از نظر زمان بندي انتشار، قابل تامل به نظر ميرسد، در 7 نوامبر 2014 (16 آبان 93) منتشر شد. اين گزارش در شرايطي كه تنها دو ماه از انتشار گزارش قبلي آژانس (گزارش 5 سپتامبر 2014) گذشته است، به عنوان گزارش فصلي منتشر گرديد. اين گزارش با اينكه اجراي پادمان را همانند گذشته تأييد كرده است اما با برجسته كردن عدم حل و فصل دو مسئله باقيمانده از گام سوم همكاريهاي ايران و آژانس، ارزيابيهاي منفي را در خود جاي داده كه ممكن است مذاكرات هستهاي در عمان را تحت تاثير منفي قرار دهند.
به عبارت ديگر، علاوه بر مناسبات ايران و آژانس كه مسئلهاي دوجانبه اما با قابليتهاي گسترده و پيگيريهاي سازمان يافته در قالب شوراي حكام به شمار ميروند، مذاكرات هستهاي آينده از مهمترين نقاطي است كه پيامدهاي اين گزارش بر آن را بايد مدنظر داشت. در واقع، تاثير گزارش آمانو بر مذاكرات مسقط مقولهاي است كه بايد به صورت ويژه و اختصاصي مورد بحث و بررسي قرار گيرد. اما در كل، لحن اين گزارش از آن جهت كه پايبندي ايران به توافقات ژنو و وين را تأييد كرده است، ميتواند داراي پيامد مثبت بر اين مقوله تلقي شود. اما آنچه مهمتر به نظر ميرسد، تهديدهاي اين گزارش براي مذاكرات آينده است، زيرا ترديدها و انتقادهاي آژانس به ويژه زماني كه به همكاري براي حل اتهامات موسوم به ابعاد نظامي احتمالي مربوط ميشود، قطعاً دستاويزهاي مخالفان توافق هستهاي ايران را به مراتب بيشتر و فشارهاي رواني و سياسي آنها بر مذاكرات آتي را تشديد خواهد كرد.
البته آژانس، هم جهات مثبت و هم منفي گزارش اخير و بازتاب يافتن آنها در تحولات آتي مرتبط با مسئله هستهاي ايران را مدنظر داشته است. در اين زمينه، آژانس ابتداي گزارش خود را با اشاره به دو نشستي آغاز كرده است كه ايران و آژانس در همين زمينه برگزار كردهاند. اما اين اشاره آژانس صرفاً حالت روايي و خبري داشته و متضمن هيچ گونه ارزيابي از اينكه داراي تاثيري بر حل ابهامات آژانس بوده باشند، نبوده است. بلكه به عكس، اينكه ايران «هيچ توضيح» مفيد و شفافسازي را به آژانس در اين زمينه ارائه نكرده، به معناي عدم رضايت آژانس در روند پيشرفت كار در اين بخش بوده است.
يك محور بسيار مهم ديگر كه پيامها و پيامدهاي مثبت گزارش آمانو را به نفع ابعاد منفي تقويت ميكند، تأييد افزايش موجودي و ذخاير اورانيوم غني شده زير 5 درصد ايران طي ماههاي جاري است. اين بخش از گزارش براي بازيگراني كه درصدد ابهامزايي در مورد ماهيت برنامه هستهاي ايران هستند، دستاويزي توليد كرده كه قطعاً در روزهاي آتي مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
بر اساس اين گزارش، از زمان انتشار گزارش قبلي آژانس در ماه سپتامبر، ميزان ذخاير اورانيوم با غناي زير 5 درصد ايران به بيش از 8 تن رسيده است. با مقايسه موجودي اعلام شده در گزارش قبلي و اين گزارش، افزايش بيش از 600 كيلوگرم از اين اورانيوم غني شده مورد تأييد قرار گرفته است.
زيرا در گزارش قبلي، موجودي كلي اين مواد غني شده در ايران حدود 7 هزار و 765 كيلوگرم اعلام شده بود كه در مقايسه با گزارش فصل قبل از آن، نه تنها افزايش نداشت بلكه كاهش يافته بود. اين گزارش نشان ميدهد ايران مجدداً با تسريع در غنيسازي اين مواد طي دو ماه گذشته، موجودي اين مواد غني شده در كشور را كه چند ماه قبلتر (به دليل فرايند توليد اكسيد) كاهش يافته بود، دوباره به سطح شش ماه قبل رسانده است.
اين لحن گزارش آژانس به ويژه جنبههاي فني مربوط به افزايش موجودي اورانيوم غني شده زير 5 درصد، ممكن است بر جو مذاكرات آتي ميان ايران و گروه 1+5 در مسقط تاثير منفي بگذارد و حتي بهانهاي براي اصرار غرب بر طرح انتقال ذخاير ايران به خارج يا درخواست كاهش شديد ظرفيت غنيسازي در توافق جامع شد. يك برداشت نيز اين است كه ايران قصد دارد تا قبل از كاهش ظرفيت غنيسازي در توافق جامع، ميزان قابل توجهي از اين مواد را در فرصت باقيمانده تأمين نمايد.
به ويژه اينكه كليدواژههايي همانند «ايران هيچ گونه توضيحي به آژانس ارائه نكرده است»، «آژانس قادر نيست در مورد دو مسئله باقيمانده گام سوم همكاريها، شفافسازي را اجرا نمايد» و نظاير آن، ميتواند دستاويزي براي تشديد اقدامات بازيگراني شود كه به شدت طي هفتههاي جاري به دنبال تخريب جو سازنده در مذاكرات و با هدف به شكست كشاندن آن بودهاند.