
تاريخ دائم در حال تكرار است؛ يعني آنكه بسياري از اتفاقات تاريخي در دورههاي بعد با همان شرايط اتفاق خواهد افتاد، تنها افراد و موقعيتها شايد متفاوتتر باشد. جمله معروف «كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا» هم بر اين موضوع دلالت دارد و به خوبي نشاندهنده پيوستگى و تداوم جبهه درگيرى حق و باطل در همه زمانها و مكانهاست.
در حالي ما با ديدن عظمت و مقام والاي شهداي دشت كربلا آرزو ميكنيم كه كاش ما هم روز عاشوراي سال 61 هجري در كربلا بوديم و در ركاب سيد و سالار شهيدان به شهادت ميرسيديم كه در شرايط فعلي همان شرايط با اندك تفاوتي در حال تكرار شدن است. امامخميني هم در صحيفه نور ميفرمايند: «اين كلمة «كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا» يك كلمه بزرگى است... همه روز بايد ملت ما اين معنا را داشته باشد كه امروز، روز عاشوراست و ما بايد مقابل ظلم بايستيم... قضيه كربلا منحصر به يك جمعيت هفتاد و چند نفرى و يك سرزمين كربلا نبوده، همة زمينها بايد اين نقش را ايفا كنند.»
حال سؤال اصلي درباره قيام اباعبدالله اين است كه چرا پنجاه سال بعد از وفات پيغمبر(ص) امت اسلامي كار را به جايي ميرساند كه نوه پيامبرشان را با آن وضع به خاك و خون كشيده آن هم با اين توجيه كه امامحسين(ع) بر امامشان - يزيد بن معاويه – خروج كرده است. بازخواني قيام عاشورا و تبيين لايههاي مختلف آن از جمله اينكه چطور مسلمانان آن روز در موضوع واضحي به نام قيام امامحسين (ع) آنقدر سياه عمل كند، نگرانيهاي بسياري را براي ما به دنبال دارد به همين جهت بايد يكي از عبرتانگيزترين مؤلفههاي قيام عاشورا را عملكرد عوام و خواص در اين حادثه دانست؛ مسئلهاى كه رهبر معظم انقلاب هم بارها به آن اشاره كرده و تذكر دادهاند.
تعريف خواص از نگاه رهبرياما بدون ترديد اثرگذارترين گروه اجتماعي كه ميتواند حوادث مهم تاريخي را پديد آورده و در آن نقش محوري ايفا كنند، خواص جامعه هستند؛ گروهي كه در قيام امامحسين (ع) هم مهمترين جريان به حساب آمده و با نوع رفتار و عملكرد خود بسياري از اتفاقات مهم آن روز را رقم زدند. مقام معظم رهبري هم در سال 75 خواص را اينگونه تعريف ميكنند: «[خواص] كسانى هستند كه از روى فكر و فهميدگى و آگاهى و تصميمگيرى كار مىكنند؛ يك راهى را مىشناسند و دنبال آن راه حركت مىكنند... خواص يعنى كسانى كه وقتى عملى انجام مىدهند، موضعگيرى مىكنند و راهى را كه انتخاب مىكنند از روى فكر و تحليل است. مىفهمند و تصميم مىگيرند و عمل مىكنند.»
با توجه به اين تعريف، عملكرد و نوع تفكر خواص ميتواند جريانساز بوده و گروه عوام را با خود همراه سازد و نقش تعيينكنندهاي را بازي كند. رهبر معظم انقلاب همچنين در اين رابطه ميفرمايند: «حركت خواص، به دنبال خود حركت عوام را مىآورد... يك وقت يك حركت بجا، تاريخ را نجات مىدهد؛ گاهى يك حركت نابجا كه ناشى از ترس و ضعف و دنياطلبى و حرص براى زنده ماندن است، تاريخ را در ورطه گمراهى مىغلتاند... اگر خواص، در هنگام خودش، كارى را كه لازم است، تشخيص دادند و عمل كردند، تاريخ نجات پيدا مىكند و حسينبنعلىها به كربلا كشانده نمىشوند.»
و ايشان در ادامه ميفرمايند: «وقتى خواص طرفدار حق در يك جامعه يا اكثريت قاطعشان آنچنان مىشوند كه دنياى خودشان برايشان اهميت پيدا مىكند، از ترس جان، از ترس از دست دادن مال و از دست دادن مقام و پست، از ترس منفور شدن و تنها ماندن، حاضر مىشوند حاكميت باطل را قبول كنند.» با توجه به سخنان معظمله اگر خواص در تشخيص مسير اشتباه كنند، جماعت كثيري از عوام را با خود گمراه كرده و به انحراف ميكشانند.
خواص مردود صدر اسلامدو تن از اصحاب پيامبر كه در زمان خلافت حضرت امير(ع) به پيكار با ايشان پرداختند، طلحه و زبير بودند كه امروز به نماد خواص بيبصيرت تبديل شدهاند.
زبير بن عَوام از برجستهترين خواص صدر اسلام و از نخستين كساني بود كه به اسلام گرويد و در دوران رسول الله (ص) از نزديكترين ياران حضرت بود و لقب «سيفالاسلام» را به او دادند. زبير پس از جريان سقيفه در حمايت از علي (ع) شمشير ميكشد.
طلحه هم مانند زبير از ياران نزديك پيامبر بود كه در جنگهاي مهم حضوري قابل توجه داشت. اين دو تن سرانجام به همراه عايشه، فتنه جمل را سازماندهي كرده و به جنگ با امامشان پرداختند. اين جنگ يكي از مهمترين صحنههاي حساس تاريخ صدر اسلام ميباشد؛ چراكه شخصيتهاي برجستهاي مانند عايشه امالمؤمنين، طلحه و زبير از پيشتازان اسلام روي حضرت امير (ع) شمشير كشيدند و در چنين شرايطي بود كه يكي از ياران علي (ع) از ايشان سؤال ميكند: «آيا ممكن است طلحه و زبير و عايشه بر باطل اجتماع كنند؟» علي(ع) در جواب فرمود: «حقيقت بر تو اشتباه شده است. حق و باطل با ميزان قدر و شخصيت افراد شناخته نميشود. حق را بشناس تا اهل آن را بشناسي و باطل را بشناس تا اهل آن را بشناسي. در ريشهيابي علت انحراف طلحه و ساير شخصيتهاي فتنهگر آنگونه كه حضرت امير (ع) درباره علت اصلي انحراف اين دو تن بيان ميفرمايند: «طلحه و زبير به هوس رياست كوفه و بصره با علي(ع) بيعت كردند، ولي آنگاه كه پايداري علي(ع) را در دين و تصميم محكم و سازشناپذيري وي را ديدند و مشاهده كردند كه علي(ع) مصمم است تا خط اصلي حكومتياش را برمبناي كتاب و سنت پيامبر اسلام قرار دهد، سر به شورش گذاشتند.
عبدالرحمان بن عوف يكي ديگر از چهرههاي سرشناس تاريخ صدر اسلام كه نقش تأثيرگذاري در انحرافات مسلمين، پس از رحلت رسولالله داشت، عبدالرحمن بن عوف بود. وي علاوه بر اينكه در جريان سقيفه، آتشافروز فتنه بود، در شوراي شش نفره عمر نيز با طرفداري از عثمان بن عفان، كفه خلافت را به نفع او سنگين كرد؛ چراكه عمر اولويت را به گروهي داده بود كه عبدالرحمن بن عوف در ميان آنها باشد.
خواص عاشوراهر چند كه ميتوان مصاديق بسياري از خواص بيبصيرت يا رفاهزده را در طول تاريخ اسلام ذكر كرد اما بازخواني قيام امام حسين (ع) هم نمايانگر كوتاهي بسياري از خواص آن روزگار بود كه با توجيهات مختلف امام خويش را تنها گذاشته و پس از آن به فكر انتقامگيري از عوامل يزيد افتادند.
«عمربن سعد»، «حُصين بن نُمير»، «شمر ابن ذالجوشن» و « قاضي شريح» از جمله كساني بودند كه حاضر شدند در سپاه يزيد به امام عصر خود شمشير بكشند اما در اين ميان افرادي نظير سلميان بن صرد خزايي هم بودند كه با سكوت خود موفقيت جريان كفر را همراهي كرده و پس از به شهادت رسيدن امام خويش تازه به فكر جبران و انتقام از قاتلان افتادند.
قيام توابين با سركردگي سليمان بن صرد خزاعي نخستين عكسالعمل همگاني بود كه در ارتباط با حادثه كربلا، توسط مردم كوفه شكل گرفت؛ چراكه از يك سو، در كوفه شيعيان فراوانى زندگى مىكردند كه به اميرمؤمنان(ع) و امامحسين(ع) علاقهمند بودند و از سوى ديگر، آنان با نامههاى خود، آن حضرت را به عراق دعوت كردند و سپس از يارى او سرباز زدند و در واقع اباعبدالله الحسين(ع ) و يارانش را تسليم دشمن كردند و از سوى سوم، جمعى از همين مردم در آن حادثه هولناك مشاركت داشتند.
بعد از قيام كربلا، شيعيان كوفه به شدت خود را سرزنش كرده و براي جبران اين خطاى، در پى قيام و شورش برآمدند. به مهمترين چهرهها در اين قيام توابين كه در عينالورده به جنگ با سپاه عبيدالله بن زياد پرداختند: سليمان بن صرد خزاعى، مسيب بن نجبه فزارى، عبدالله بن سعد بن نُفَيل أزدى، عبدالله بن وال تميمى و رِفاعة بن شداد بَجَلى.
نخبگاني كه در انقلاب مردود شدنداما با مشابهتسازي اتفاقات صدر اسلام و آنچه طي 35 سال اخير گذشته است، ميتوان گفت كه در انقلاب هم كساني بودند كه بهرغم آنكه از خواص و مبارزان قبل از انقلاب بودند در گردنههاي مختلف و مسيرهاي پرتب و تاب به اشتباه افتاده و تصميمي نادرست گرفته، تصميمي كه هزينههاي بسياري را بر جامعه تحميل كرده و انقلاب را با چالش مواجه كرده است.
شايد آخرين اقدام هزينهزا و چالشبرانگيز قشري از نخبگان انقلاب را فتنه 88 بايد دانست آنجايي كه جماعتي با طراحيهاي ويژه ماهها كشور را به آشوب كشانده و تصميم داشتند تا براندازي نظام را رقم بزنند و در همان ايام بود كه رهبري فرمودند: «... بصيرت خودتان را زياد كنيد؛ بلاهايي كه بر ملت ها وارد ميشود، در بسيارى از موارد بر اثر بىبصيرتى است. خطاهايي كه بعضى از افراد ميكنند - مىبينيد در جامعه خودمان هم گاهى بعضى از عامه مردم و بيشتر از نخبگان، خطاهايي ميكنند. نخبگان كه حالا انتظار هست كه كمتر خطا كنند، گاهى خطاهايشان اگر كماً هم بيشتر نباشد، كيفاً بيشتر از خطاهاى عامه مردم است - بر اثر بىبصيرتى است.» ايشان تصريح ميكنند: «يكى از كارهاى مهم نخبگان و خواص، تبيين است؛ حقايق را بدون تعصب روشن كنند؛ بدون حاكميت تعلقات جناحى و گروهى و بر دل آن گوينده. اينها مضر است. جناح و اينها را بايد كنار گذاشت، بايد حقيقت را فهميد. در جنگ صفين يكى از كارهاى مهم جناب عمار ياسر تبيين حقيقت بود. چون آن جناح مقابل كه جناح معاويه بود، تبليغات گوناگونى داشتند.