کد خبر: 683788
تاریخ انتشار: ۰۷ آبان ۱۳۹۳ - ۱۵:۴۷
تعزيه، روايت فرهنگ حسيني است
صداي اولياخوان از آن سوي ميدان به گوش مي‌رسد كه با سوز و ناله اشعاري را مي‌خواند. آن‌ طرف‌تر اشقياخوان با شعر جواب او را مي‌دهد و دوباره اولياخوان شروع مي‌كند به رجز خواندن.
مهدي ارجمند
 با هر بيتي كه اولياخوان بر زبان مي‌آورد مردم گريه مي‌كنند. رجز كه تمام مي‌شود صحنه نبرد شكل مي‌گيرد. اولياخوان اول دست راستش قطع مي‌شود جمعيت گريه مي‌كنند. مشك را به دست چپ مي‌گيرد اما طولي نمي‌كشد كه دست چپ او هم قطع مي‌شود. جمعيت باز هم گريه مي‌كند. اولياخوان مشك را به دندان مي‌گيرد و باز دوباره رجز مي‌خواند. رجز كه نمي‌شود گفت: «سقاي كربلا». اين‌بار انگار روضه مي‌خواند. او رجز مي‌خواند و ‌جمعيت همچنان گريه مي‌كند. تير كه به مشك مي‌خورد اولياخوان هم گريه مي‌كند و با حسرت به آبي نگاه مي‌كند كه روي زمين جاري مي‌شود. حالا اولياخوان و جمعيت با هم گريه مي‌كنند. «چشم از اشك پر و مشك من از آب تهي است / جگرم غرقه به خون و تنم از تاب تهي است».


خوب كه دقت مي‌كنم در اين تعزيه كمي آن سوتر اشقياخوان‌ها سعي مي‌كنند جلوي خود را بگيرند اما نمي‌توانند و شانه‌هايشان آرام آرام تكان مي‌خورد و آهسته‌ گريه مي‌كنند.
حالا تعزيه به اوج خودش رسيده، اوليا‌خوان‌ كه محاصره مي‌شود جنگ سختي در مي‌گيرد. طولي نمي‌كشد كه مشك آب پاره مي‌شود. او حالا روي باز گشتن به خيمه‌ها را ندارد. دو دستش قطع شده اما مردانه مي‌جنگد. لشكر محاصره‌اش مي‌كند. حلقه محاصره هر لحظه تنگ‌تر مي‌شود. اوليا‌خوان روي زمين مي‌افتد. اسب‌ها كه هجوم مي‌آورند گرد و خاك بلند مي‌شود. ناگهان صدايي بلند مي‌شود:«يا اخي ادركني اخاك» صداي گريه جمعيت بلندتر مي‌شود. كم‌كم گرد و خاك‌ها فرو مي‌نشيند. قامت يك پهلوان روي زمين افتاده است. جمعيت اين‌بار با دو دست بر سر خود مي‌زنند. آن سوتر مردي ستون خيمه را از جا مي‌كند. خيمه فرو مي‌افتد و مرد دست بر كمر خود مي‌گيرد...

تعزيه هنر آئيني

دقيقاً معلوم نيست اولين‌بار چه زماني و توسط چه كسي تعزيه در ايران انجام شد، اما آنچه مهم است اين است كه تعزيه اين هنر آئيني و دوست داشتني با روح معنوي مرد‌مان ايران زمين گره خورده است و چند سال بعد از وقوع حادثه كربلا شكل گرفته و در طول حدود 1400سال كه از زمان واقعه عاشورا مي‌گذرد اين هنر معنوي از سوي دوستداران اهل بيت (ع) همواره در ايران برگزار مي‌شده و مورد توجه ايرانيان هنر دوست و علاقه‌مند به اهل بيت(ع) قرار مي‌گرفته است.

اوج هنر تعزيه در ايران به 200 سال پيش برمي‌گردد بعد از آن در دوران رژيم پهلوي اين آئين مذهبي با محدوديت‌هايي رو به رو شد، اما بعد از پيروزي انقلاب اسلامي جاني دوباره گرفت و همه ساله در ماه‌هاي محرم و صفر شاهد اجراي تعزيه‌هاي گوناگون در شهرها و استان‌هاي مختلف كشور هستيم.

علاقه و استقبال مردم ولايتمدار ايران‌زمين باعث شده تا تعزيه علاوه بر ماه‌هاي محرم و صفر در ايام فاطميه و همچنين در شب‌هاي قدر كه مصادف با شهادت امير‌المؤمنين(ع) است اجرا شود.

تعريف تعزيه

درباره تعزيه‌خواني تعاريف گوناگوني وجود دارد. به عنوان مثال در تعريف تعزيه آمده است: تعزيه يا شبيه‌خواني در اصل نمايشي است بر پايه قصه‌ها و روايات مربوط به زندگي و مصائب خاندان پيامبر اسلام و به خصوص وقايع ماه محرم سال 61 هجري در كربلا براي امام حسين (ع) و خاندانش.

آن طور كه در يكي از كتاب‌هايي كه به معرفي تعزيه مي‌پردازد آمده است: ابتدا دسته‌هايي وجود داشتند كه از برابر تماشاچيان مي‌گذشتند و با سينه زدن، زنجير زدن و كوبيدن سنج و نظاير آن و حمل نشانه‌ها و علم‌ها و نيز هم‌آوازي و همسرايي در خواندن نوحه، ماجراي كربلا را به مردم يادآوري مي‌كردند. در مرحله بعد آوازها كمتر شد و نشانه‌ها بيشتر و يكي دو واقعه‌خوان ماجراي كربلا را نقل مي‌كردند و سنج و طبل و نوحه آنها را همراهي مي‌كرد. چندي بعد، تعدادي از نقالان، با لباس‌هاي نزديك به واقعيت، ‌شبيه‌سازي مصائب خود را شرح مي‌دادند. در مرحله بعد، شبيه‌ها با هم گفت و شنود مي‌كردند. بعد بازيگران پديد آمدند. در آخرين نيم‌قرن دوره صفويه، تعزيه تحول نهايي خود را طي كرده و به شكلي كه مي‌شناسيم درآمد. به دليل حفظ حرمت، فقط مردان در اين دسته‌ها حضور مي‌يافتند و نقش زنان را جوانان كم‌سال بازي مي‌كردند. تعزيه در ايران ريشه‌هاي تاريخي دارد. «تاورنيه » يك سياح اروپايي در سفرنامه خود با ترجمه ابوتراب‌ نوري يكي از مراحل تحول را در يادداشت‌هايش نشان داده است. او در محرم 1046 خورشيدي در حضور شاه صفي دوم در اصفهان شاهد مراسمي بود كه پنج ساعت پيش از ظهر شروع شد و تا ظهر طول كشيد. «در بعضي از آن عماري‌ها طفل‌هايي شبيه نعش خوابيده بودند و آنهايي كه دور عماري را احاطه كرده بودند گريه و نوحه و زاري مي‌كردند. اين اطفال شبيه دو طفل امام حسين هستند كه بعد از شهادت امام، خليفه بغداد، يزيد آنها را گرفت و به شهادت رسانيد. به دليل حرمت‌ها اين دسته‌ها را فقط مردان مي‌‌گردانيدند و زنان به هيچ روي در آنها جايي نداشتند، نقش‌هاي زنان را جوانان تازه سال و نازك صدا بازي مي‌كردند.»


نماد و اصطلاحات تعزيه

شبيه‌خوانان در اجراي هر مجلس دو دسته‌اند؛ اولياخوان و اشقياخوان. شبيه‌خوان‌هايي كه نقش اوليا و ياري‌دهندگان دين را مي‌آفرينند اوليا‌خوان، يا انبيا‌خوان ناميده مي‌شوند و كساني كه نقش اشقيا و دين‌ستيزان را بازي مي‌‌كند اشقيا‌خوان يا ظالم خوانند.

چرخش به دور خود و راه رفتن به گرد صفحه، به علامت گذشت زمان و همچنين مسافرت است.

چتر وسيله القاي تازه فرود آمدن هر ولي يا فرشته به ويژه جبرئيل از آسمان است. زدن عينك سفيد براي نشان دادن روح بصيرت و نيكدلي، عينك دودي براي جلوه خباثت و بدسگالي فرد مورد نظر به كار مي‌رود. عصا نيز نشانگر تجربه و مصلحت‌انديشي است. نگريستن گاه و بيگاه از ميان دو انگشت بزرگ دست براي تأكيد بر قدرت و فضيلت اوليا در تجسم اوضاع آينده و همچنين پيش‌بيني است.

بر تن كردن نيم‌تنه بلند سفيد(كفني) به نشانه نزديك شدن مرگ و اعلام جانبازي مي‌باشد، همچنين زدن يا افشاندن اندكي كاه بر سر به معناي نشان دادن ماتم است.

اسب سپيد بي‌سوار به نشانه اسب امام حسين (ع) (ذوالجناح) و به شهادت رسيدن صاحبش است و گهواره آغشته به رنگ سرخ براي بيان به شهادت رسيدن كودك شيرخوار امام حسين(ع) حضرت علي‌ اصغر به كار مي‌رود و كجاوه‌نشيني شبيه زنان براي نشان دادن به اسيري رفتن آنها است.

انواع پرچم‌هاي سبز، سرخ و سياه نماد اهل بيت، شور و انقلاب و سوگواري‌اند، طشت آب به نشانه شط فرات است و شاخه نخل يا هر نهالي به نشانه نخلستان و درخت مي‌باشد.

پرهيز از خرافه‌گرايي در تعزيه

«سيد حميد حسيني» نيز يكي ديگر از تعزيه‌خوانان است كه در مشهد مقدس فعاليت مي‌كند. او از بروز و ظهور خرافه‌گرايي در هنر معنوي تعزيه‌خواني گلايه مي‌كند و مي‌گويد: متأسفانه گاهي اوقات شاهديم كه خرافه‌گرايي به اين هنر معنوي رسوخ كرده كه در حقيقت تيشه‌اي بر ريشه اين هنر معنوي و ريشه‌دار است. او مي‌گويد: افرادي كه در هنر تعزيه‌خواني فعاليت مي‌كنند بايد افرادي باسواد و مطلع باشند و اشعاري را قرائت و داستان‌هايي را روايت كنند كه با واقعيت سازگار باشد. اين تعزيه‌خوان در ادامه از عدم حمايت جدي از اين هنر آئيني نيز انتقاد مي‌كند و مي‌گويد: تعزيه از هنرهاي نمايشي قديمي است، با اين حال حمايت‌هاي مناسب از آن صورت نمي‌گيرد.

وي خاطرنشان مي‌كند: هر ساله شاهد برگزاري جشنواره‌ها، ‌سمينارها و همايش‌‌هاي گوناگوني در ارتباط با ساير هنرهاي نمايشي هستيم اما هنر تعزيه كمترين سهم را در اين خصوص دارد.

حسيني خاطر نشان مي‌كند:‌صدا و سيما و ساير رسانه‌هاي كشور تنها در ايام خاص مانند ماه محرم و صفر به سراغ تعزيه‌خوانان مي‌آيند در حاليكه تعزيه نبايد محدود و فصلي باشد بلكه در طول سال بايد اين هنر ماندگار مذهبي را حمايت و تقويت كرد چراكه تعزيه مروج سبك زندگي ديني و فرهنگ حسيني است.

فلسفه تعزيه

به عقيده تعزيه‌خوانان كربلا تنها يك مكان نيست. كربلا به واسطه عاشوراي حسين است كه كربلا مي‌شود و باز به خاطر وي است كه فرهنگ تعزيه عاشورايي ادامه پيدا مي‌كند. بي‌گمان از ريشه‌دارترين مناسك مذهبي و فرهنگي ما، دهه اول محرم است. پديده‌‌اي كه مردم نه در آن سرما و گرما مي‌شناسند و نه مصائب و سختي. پديده‌اي كه از دل جامعه بيرون مي‌آيد و بي‌هيچ برنامه‌ريزي دولتي سال‌هاست كه با‌شكوه اجرا مي‌شود به گونه‌اي كه ديگر عاشورا بخشي از فرهنگ ديرينه ماست. شبيه‌گرداني يا شبيه‌خواني يا تعزيه نمايشي بوده است در اصل بر پايه قصه‌ها و روايات مربوط به زندگي و مصائب خاندان پيامبر اسلام و خصوصاً وقايع و فجايعي كه در محرم سال 61 هجري در كربلا براي حسين(ع) و خاندانش پيش آمد، ولي به زودي گسترش يافت و همه جنبه‌هاي داستاني و تفنني فرهنگ مردم را شامل شد.

شبيه‌خواني يا به اصطلاح عامه تعزيه‌خواني، نمايشي است كه در آن واقعه كربلا به دست افرادي كه هر يك نقشي از شخصيت‌هاي اصلي را بر دوش دارند، نشان داده مي‌شود. در حقيقت تعزيه نوعي نمايش مذهبي و سنتي ايراني ـ شيعي، بيشتر درباره شهادت امام حسين(ع) و مصائب اهل بيت است. واژه تعزيه در ريشه به معناي توصيه به صبر كردن است. «ابوالفضل كرماني» يكي از تعزيه‌خوانان استان قم است كه مدير يك مدرسه نيز مي‌باشد. او در ابتدا به بيان ريشه‌هاي اين هنر آئيني مي‌پردازد و مي‌گويد: آنچه مسلم است چند سال بعد از شهادت امام حسين(ع) هنر تعزيه‌خواني در ايران شكل گرفت كه در حقيقت يك نمايش مذهبي است و از همان ابتدا توانست مخاطبان زيادي را جذب كند. او مي‌افزايد: همه ساله در ماه محرم شاهد برگزاري تعزيه در گوشه‌گوشه ايران هستيم و اين هنر آئيني در طول 1400 سال گذشته موفق شده به نحو بسيار مناسبي با مخاطب ارتباط برقرار كند. كرماني مي‌افزايد: هنر آئيني تعزيه‌خواني با بسياري از نمايش‌ها تفاوت دارد و اصلي‌ترين وجه تمايز آن با ساير نمايش‌ها حاكم بودن روح معنوي در تعزيه و ريشه داشتن در اعتقادات مردم است. او با اشاره به لباس‌ها و ابزار و وسايلي كه در تعزيه مورد استفاده قرار مي‌گيرد اظهار مي‌دارد: اين وسايل و ابزارها و حتي نوع لباس‌ها نشان مي‌دهد هنر تعزيه‌خواني داراي ريشه‌اي قوي و تاريخي مي‌باشد و در حقيقت يك نمايش بر پايه انضباط و نظم جمعي است. كرماني با بيان اينكه مهم‌ترين نتيجه تعزيه تأثيرگذاري مستقيم بر مخاطب است، اضافه مي‌كند: در هيچ نمايشي شاهد تأثيرگذاري مستقيم بر مخاطب نيستيم. حتي جديد‌ترين فيلم‌هاي سينمايي كه با استفاده از جديد‌ترين روش‌هاي سينمايي ساخته مي‌شود نيز قادر به اين تأثيرگذاري نيست. وي همراهي و همدلي لحظه به لحظه مخاطب با تعزيه را يكي ديگر از دلايل محبوبيت اين هنر آئيني مي‌داند و خاطر نشان مي‌كند: در طول اجراي تعزيه مخاطب به تك‌تك صحنه‌هاي نمايش واكنش نشان داده و به دليل وابستگي مذهبي به اين هنر معنوي در بسياري از مواقع اشك مي‌ريزد و گريه مي‌كند. كرماني مي‌افزايد: با اين حال در اجراي اين هنر معنوي متأسفانه با مشكلاتي نيز رو به رو هستيم. نخست اينكه اين هنر معنوي آن‌طور كه بايد و شايد مورد توجه بخش دولتي قرار ندارد و تبليغ و حمايت نمي‌شود.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها