کد خبر: 683418
تاریخ انتشار: ۰۶ آبان ۱۳۹۳ - ۰۹:۳۴
عاملان 2 حادثه محاكمه شدند
قتل مرد معترض به دستشويي كردن در پارك و كشتن باجناق بر سر اختلاف حساب، دو پرونده‌اي بود كه روز گذشته از سوي هيئت قضايي شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران رسيدگي شد.
به گزارش خبرنگار ما، نماينده دادستان تهران در شرح كيفرخواست اولين پرونده گفت:«پسر جواني كه مأموران بدرقه او را از زندان به دادگاه منتقل كرده‌اند كريم نام دارد و 20ساله ‌است. او شامگاه ششم آبان ماه سال گذشته مشغول دستشويي كردن در پارك اقاقيا بوده كه با اعتراض مرد جواني به نام عماد مواجه مي‌شود. كريم در پاسخ به تذكر عماد وي را با ضربه چاقو به قتل مي‌رساند و از محل متواري مي‌شود تا اينكه يك ماه بعد مأموران او را بازداشت مي‌كنند.» نماينده دادستان تهران متهم را گناهكار شناخت و براي او درخواست صدور مجازات قانوني كرد.
پس از آن اولياي‌دم گفتند كه خواسته‌شان قصاص متهم است. مادر مقتول گفت: «زماني كه پسرم يك ساله بود پدرش فوت شد و او را به سختي بزرگ كردم.» برادر مقتول هم گفت: «متهم در يك محل عمومي مرتكب امر منكري شده بود و برادرم به او تذكر داده بود كه با پاسخ خونين او مواجه مي‌شود.» وي ادامه داد: «يكي از برادرانم كه نيما نام دارد به مصرف مواد اعتياد دارد. او بيشتر وقتش را در پارك سپري مي‌كند. شب حادثه عماد براي او غذا برده بود كه به ما خبر دادند حادثه اتفاق افتاده است.»
پس از آن متهم در جايگاه قرار گرفت و اتهام خودش را انكار كرد. او گفت: «شب حادثه با دوستانم مشغول بازي واليبال در پارك اقاقيا بودم كه احساس كردم به دستشويي نياز دارم، به خاطر همين به خرابه‌اي كه كنار پارك بود دويدم. مشغول دستشويي بودم كه مردي به طرفم آمد و در حالي كه نامزد و دوستانش را به من نشان مي‌داد به رفتارم اعتراض كرد. من پوزش خواستم و داشتم از محل مي‌رفتم كه دستم را گرفت و درگيري بين ما اتفاق افتاد. البته درگيري ما لفظي بود و با ميانجيگري دوستانش تمام شد. وقتي به خانه رفتم دوستانم گفتند كه در پارك دعوايي اتفاق افتاده و يك نفر فوت شده است. مدتي بعد بود كه مأموران پليس مرا بازداشت كردند.»
پس از آن قاضي بخشي از حرف‌هاي متهم را براي دادگاه قرائت كرد: «وقتي به رفتارم اعتراض كرد با هم درگير شديم. عماد برايم چاقو كشيد كه من چاقو را از دستش درآوردم با آن ضربه‌اي به گردنش زدم. وقتي روي زمين افتاد ترسيدم و از محل گريختم.» متهم گفت: من حرف‌هاي قبلي‌ام را قبول ندارم. قاضي به متهم توصيه كرد به آموزه‌هاي زندان توجه نكند و براي نجات خودش حقيقت را بگويد، شايد اولياي‌دم از او اعلام گذشت كنند.
قاضي پرسيد: شما 26 روز بعد از حادثه متواري بوديد تا اينكه بازداشت شديد. اگر مدعي بي‌گناهي هستي چرا فرار كردي؟ متهم جواب داد: ترسيده بودم. متهم ادامه داد: شب حادثه مقتول چاقو داشت. وقتي درگير شديم دوستانش به كمك او آمدند. من دست دو نفرشان چاقو ديدم. يكي از آنها ضربه‌اي به سرم زد كه مجروح شدم. شايد عماد با ضربه يكي از آنها كشته شده باشد.  قاضي سپس حرف‌هاي يكي از شاهدان را براي دادگاه قرائت كرد: «كريم وقتي با اعتراض عماد مواجه شد از كاپشني كه به تن داشت چاقوي بزرگي بيرون آورد و به عماد ضربه‌اي زد كه روي زمين افتاد...» متهم گفت: من حرف‌هاي شاهد را قبول ندارم. شب حادثه با لباس گرم‌كن بودم و چاقويي هم همراهم نبود. قاضي بعد از شور با اعضاي دادگاه جلسه را براي شنيدن حرف‌هاي شاهدان تجديد كرد.

    قتل باجناق به خاطر اختلاف حساب
نماينده دادستان تهران در توضيح كيفرخواست دومين پرونده به قضات دادگاه گفت: متهم 44 ساله اين پرونده ايوب نام دارد. شامگاه هفتم ارديبهشت سال گذشته مأموران پليس اسلامشهر از دعواي خونين در يكي از محل‌هاي شهر با خبر و در محل حاضر شدند. بررسي‌ها نشان داد كه ايوب بعد از قتل باجناقش كه سهراب نام داشت از محل گريخته است. مأموران بعد از تحقيق متهم را بازداشت كردند. او در بازجويي‌ها به جرم خودش اقرار و صحنه جرم را هم بازسازي كرده است. نماينده دادستان ادامه داد: متهم در دادسرا موفق به جلب رضايت از اولياي دم شده و درخواست مي‌كنم تا از جنبه عمومي جرم مجازات شود.
پس از آن ايوب در جايگاه قرار گرفت و اتهام خودش را قبول كرد. او گفت: از حادثه‌اي كه اتفاق افتاده شرمسار هستم.‌اي كاش اولياي‌دم در جلسه حاضر بودند تا خودم را به دست‌و پايشان مي‌انداختم و مقابل شما از آنها عذرخواهي مي‌كردم، هرچند آنها از قصاص من اعلام گذشت كرده‌اند.
وي در شرح حادثه گفت: مدتي قبل از ماجرا ضامن سهراب شدم تا او 5 ميليون تومان وام بگيرد. مدتي كه گذشت از بانك تماس گرفتند و گفتند كه سهراب اقساطش را پرداخت نكرده و چك ضمانتم را اجرا گذاشته‌اند. چندبار با سهراب تماس گرفتم و خواستم براي مشكلي كه پيش آمده كاري بكند اما توجه نكرد. شب حادثه با او تماس گرفتم و بعد به در خانه‌اش رفتم تا او را راضي كنم اقساطش را پرداخت كند. وقتي از ماشينم پياده شدم سهراب و پسرش را ديدم در حالي كه چماق و چاقو داشتند. هر دو به من حمل كردند و درگيري ما اتفاق افتاد. من هم براي دفاع از خودم با چاقويي كه همراهم بود ضربه‌اي به سهراب زدم كه فوت شد.
متهم گفت: من براي قتل به محل نرفته بودم و قصد كشتن سهراب را هم نداشتم. فهميده‌ام كه خانواده مقتول بدون شرط از من گذشت كرده‌اند حالا هم از شما مي‌خواهم تا من را ببخشيد تا بتوانم محبت آنها را جبران كنم. وي ادامه داد: همسرم بعد از حادثه مجبور شده سر كار برود تا بتواند هزينه زندگي‌ و كرايه خانه‌مان را تأمين كند. باجناقم هم دو فرزند داشت و مي‌دانم آنها هم با مشكل زيادي مواجه هستند.  متهم در آخرين دفاع گفت: من مستأجرم و پسري 16 ساله دارم. از قضات درخواست مي‌كنم به من كمك كنيد تا به خانه برگردم و به خانواده‌ام كه با سختي زيادي زندگي مي‌كنند، كمك كنم.
قاضي عبداللهي بعد از ختم جلسه با اعضاي دادگاه - ملكي، متين راسخ، توليت و قربان زاده- وارد شور شد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار