به گزارش خبرنگار ما، رسيدگي به اين پرونده از 14 مهر ماه سال 90 همزمان با شكايت مردي درباره ناپديد شدن ناگهاني نوه شش ماههاش به جريان افتاد. شاكي گفت: پسرم فرهاد صاحب چهار فرزند است. او و همسرش هر دو به مصرف مواد اعتياد دارند.مدتي قبل همسرش به خاطر ارتكاب جرمي به زندان افتاد. امروز عصر براي سركشي به خانه پسرم رفتم كه متوجه شدم دختر شش ماههاش در خانه نيست. وقتي از پسرم سراغش را گرفتم چيزي نگفت به خاطر همين تصميم به شكايت گرفتم. بعد از اين فرهاد به دستور قاضي جمشيدي بازداشت شد و مورد بازجويي قرار گرفت. در حالي كه متهم از سرنوشت نوزادش اظهار بياطلاعي ميكرد، تحقيقات پليسي نشان داد روز حادثه مأموران پليس جسد دختر شش ماههاي را داخل يك ساك دستي حوالي ميدان تجريش كشف كردهاند كه مشخص شد جسد متعلق به سحر شش ماهه است. بعد از اين متهم گفت: همسرم بعد از به دنيا آوردن سحر به خاطر جرمي روانه زندان شد تا اينكه روز حادثه در حال غذا دادن به سحر بودم كه او خفه شد و بعد هم ترسيدم و او را در خيابان رها كردم. همزمان با ادامه تحقيقات، پزشكي قانوني علت مرگ سحر را فشار به عناصر حياتي گردن اعلام كرد. بدين ترتيب فرهاد دوباره از سوي كارآگاهان مورد بازجويي قرار گرفت و به قتل نوزاد ششماهه اعتراف كرد. متهم گفت: روز حادثه من در حال مصرف شيشه بودم كه سحر گريه ميكرد. او بيتاب بود و من هم خيلي عصباني شدم و بالشتي روي دهانش گذاشتم و خفهاش كردم. سپس جسد را داخل ساك دستي قرار دادم و روبهرو ساختمان آتشنشاني رها كردم. بعد از اقرار متهم، بازپرس او را به اتهام قتل عمد مجرم شناخت و پرونده با صدور كيفرخواست به دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد.