
«اسيدپاشي» و توهين و نگاه خصمانه به شخصيت دختران با عفاف اين سرزمين كه حتي در صورت بيتوجهي به موضوع مهم و مؤكد حجاب به تعبير مقام معظم رهبري تنها نياز به هدايت بيشتري دارند، از سوي هر فرد و محفل و جناحي رفتار افراطي تلقي شده و مطرود است و بايد با خاطيان به شدت برخورد كرد؛ اما در چارچوب قانون و نه در مسير يك بازي سياسي كه براي لحظاتي لبخندهاي شيطنتآميز را بر روي چهره برخي فراهم ميآورد!
«اسيدپاشي» در ذات خود مذموم است و عملي جبرانناپذير كه دل هر انساني را نسبت به فرد مجروح به درد ميآورد و خشم عمومي را همواره در پي داشته است؛ چه اين اقدام مجرمانه به واسطه برخي اختلافات و نزاعهاي خصوصي رخ دهد، چه در جهت مخالفت با برخي ناهنجاريها و رفتارهاي منافي ارزشهاي يك جامعه؛ آنچه كه مهم است ضرورت نكوهش اين عمل وحشيانه و خشونتآميز است كه هر گونه توجيهي را از مدافعان اين اقدام سلب مينمايد.
اين روزها به واسطه انتشار اخبار متعدد پيرامون«اسيدپاشي» به روي برخي دختران بيگناه در برخي شهرهاي كشور، ذهن و روح مردم ايران در اقشار مختلف دچار التهاب شده و همگان در انتظار كشف حقيقت از سوي متوليان امر در نهادهاي قضايي، امنيتي و انتظامي هستند.
اين اخبار كه بيترديد در صورت ادامه انعكاس آنها به ويژه در رسانههاي مجازي، واكنشهاي عمومي و در عين حال گسترش هراس و وحشت بسياري از خانوادهها را فراهم خواهد نمود، متأسفانه ظرف روزهاي اخير دستمايه برخي رسانههاي ضد انقلاب و معاند با نظام مقدس جمهوري اسلامي گرديده است؛ به گونهاي كه برنامهسازان فرامرزي، فارغ از صحت و سقم يا دليل وقوع اين جرم، به بهانههاي مختلف نوك پيكان عقدهها و خصومتهاي خود را بار ديگر به سمت فضاي اجتماعي كشور روانه كرده و با انواع اتهامزنيها و قضاوتهاي خصمانه و عجولانه برخي جريانات سياسي را مورد هجمه قرار دادهاند.
نمونه بارز آن هم تبديل اين خبر به انواع شايعات و پيوست آن به اجراي فريضه امر به معروف و نهي از منكر در جامعه اسلامي است كه بدون كوچكترين اطلاع موثق از سوي رسانههاي خارجي روز به روز مورد بهرهبرداري ناصواب قرار گرفته و توسعه يافته است.
اما در ميان آحاد ملت كه از آسيب وارد آمده بر برخي دختران اين سرزمين ناراحت و نگرانند، سينماگراني نيز هستند كه از همان ابتدا با انجام گفتوگو در برخي رسانهها و سايتها ضمن همدردي خواستار مقابله با شيوع اين اقدامات زشت و مجرمانه گرديدند، ليكن تأمل بر چند نكته در اين زمينه، از ضروريات است.
نكته اول نقش اطلاعرساني سريع، صحيح، شفاف و بيشتر نسبت به موضوع است كه متأسفانه در كشور همواره با كندي و چه بسا اهمال صورت ميپذيرد؛ به حتم متوليان نهادهاي ذيصلاح به خوبي ميدانند كه به محض وقوع چنين اتفاقاتي در جامعه، در صورت ارائه توضيحات به موقع، به راحتي ميتوان از بروز هر گونه شايعه و ترويج اخبار غيرواقع جلوگيري نمود، لذا افكار عمومي با تكرارحقيقت موضوع و مشاهده حساسيتهاي لازم از سوي مسئولان امر در اين زمينه، در مسيري صحيح و منطقي خواهان پاسخگويي متوليان امر خواهند گرديد و در عين حال امكان هر گونه سوءاستفاده از چنين حوادث تلخي توسط برخي بدخواهان و مخالفان حاكميت كشور منتفي خواهد شد.
نكته دوم ضرورت هوشمندي و بصيرت هنرمندان و سينماگران كشور در قبال بهرهجويي از آنان براي برخي سوءاستفادههاي سياسي و جناحي در ابعاد داخلي و خارجي در رسانههاست. اينكه اكثريت جامعه هنري كشور در جايگاه اجتماعي خاص خود، به همه موضوعات و حوادث كشور نگاه انساني دارند و فارغ از مواضع يا برنامهريزيهاي برخي جريانات سياسي، تنها با هدف برقراري آرامش و پرهيز از هرگونه خشونت در سراسر دنيا به اظهار نظر ميپردازند، امري است بسيار پسنديده، اما به شرطي كه با كمي درايت بيشتر همراه گردد تا مبادا اين ديدگاه انساني از سوي گروههاي فرصتطلب مصادره به مطلوب شود.
اينكه با وجود دستور رئيسجمهور به سه وزارتخانه براي رسيدگي ويژه در شهر اصفهان، اعلام سخنگوي قوه قضاييه مبني بر احتمال شخصي بودن و انگيزههاي انتقامجويي در دليل وقوع اين اقدام دلخراش و در عين حال عدم وجود مستندات دقيق از سوي مجروحين يا وابستگان آنها در مورد علت يا هويت حملهكنندگان، برخي سينماگران در پاسخ به سؤالات كلي خبرنگاران برخي رسانههاي خاص كه مواضع سياسي آنها كاملاً در حوزه فرهنگ و هنر مشخص است، به اظهار نظر پيرامون اسيدپاشي بپردازند و هر يك به نحوي خواسته با ناخواسته بستر جوسازيهاي مرسوم رسانههاي غربي و شبكههاي مخالف ماهوارهاي را مهيا سازند، تنها حاكي از نگاه سادهانگارانه و بيبصيرتي است كه بيشك هم زيبنده ايرانيان هنرمند اين مرز و بوم نبوده و نخواهد بود و هم منجر به مخدوش شدن فضاي آرامش جامعه خواهد شد.
روي سخن با فعالان سياسي مشغول در كار سينما و تلويزيون نيست كه ماهيتشان براي اهالي سينما روشن است؛ مخاطب اين نوشتار سينماگران شناخته شده و محترمي هستند كه در تبعيت از يك فضاسازي رسانهاي و مبهم، بدون اطلاع از اصل يك موضوع پيرامون آن سخن ميگويند و بيغرض آتش بيار معركهاي ميشوند كه به طور جدي از سوي مديران مربوطه در دست رسيدگي و بررسي است.
آيا فراموش كردهايم همين چند روز اخير كه رسانهاي شايعهاي پيرامون انتقال شوراي نمايش از سازمان سينمايي به نهادي ديگر را مطرح نمود و در پي آن موجي از گفتوگوها و يادداشتهاي اعتراضآميز هنرمندان اين كشور در تخريب يك جريان سياسي و مديران پرتلاش يك دوره از سينماي كشور در همان رسانه راه افتاد؛ حال اينكه به شهادت رئيس سازمان سينمايي و نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي اين خبر از اصل كذب بود و بياساس؟