
دولتمردان يازدهم از همان آغاز شكلگيري دولت تأكيد داشتند كه مذاكرات هستهاي با غرب با دو هدف عمده «برداشتن تمام تحريمهاي ظالمانه عليه مردم» و «مرتفع كردن مشكلات اقتصادي و معيشتي» صورت خواهد گرفت اما هر چه از زمان توافقنامه ژنو3 گذشت، نه تنها گشايشي در وضعيت اقتصادي و معيشتي مردم اتفاق نيفتاد بلكه به گسترش تحريمهاي بينالمللي عليه كشورمان هم منجر شد.
از توافق بر سر «برنامه اقدام مشترك» هنوز يك ماه نگذشته بود كه سازمانهاي بينالمللي و دستگاههاي حكومتي غربي به صورت نوبتي دامنه تحريمها عليه كشورمان را گسترش دادند كه بخشي از مهمترين آن در يكسال اخير را ميتوان «تحريمهاي اتحاديه اروپا عليه ۱۷ شركت ايراني» عنوان كرد و به موازات آن «18 بار تهديد نظامي در 12 ماه ديپلماسي» و همچنين «گسترش تحقيرها و توهينها عليه ملت ايران» طي اين ايام اتفاق افتاد.
امروز هم نزديك به يكسال از برنامه اقدام مشترك ايران و 1+5 ميگذرد و هيچ كدام از اهداف ياد شده رنگ تحقق به خود نگرفته؛ نه مشكلات اقتصادي و معيشتي مردم مرتفع شده و نه تحريمهاي بينالمللي عليه كشورمان برداشته شده به صورتي كه مقامات سياسي غرب همچنان بر ادامهدار بودن آنها تأكيد ميكنند. به عنوان نمونه جان كري در كنفرانس خبري مشترك با همتاي آلماني خود درباره مذاكرات هستهاي با ايران گفت: به هر گونه تصميم كنگره درباره ايران احترام ميگذاريم و تحريمها را در حال حاضر تعليق نميكنيم.
وي در ادامه تصريح ميكند: «درباره تحريمها نيز بايد بگويم همانطور كه به صورت علني و هم در گفتوگوهاي خصوصي گفتهام، در وهله نخست ما به دنبال تعليق تحريمهايي هستيم كه رئيسجمهور ميتواند آنها را معلق كند آن هم فقط براي اينكه اين كار، گام ضروري براي خود مذاكرات است اما اين سخن به هيچ وجه به معناي آن نيست كه كنگره از اين روند كنار گذاشته شود يا اينكه كنگره در اين زمينه رأي نخواهد داد و نقشي نخواهد داشت.... منتظر تعامل عميق و جدي با كنگره در اين زمينه هستيم.»
در حالي كارگزاران نظام سلطه و از جمله جان كري بر ادامهدار بودن تحريمها تأكيد ميكند كه وندي شرمن، معاون وزير خارجه امريكا هم روز پنجشنبه با حضور در نشستي كه در مركز مطالعات راهبردي و بينالملل در واشنگتن برگزار شد، در مورد مذاكرات هستهاي ايران و گروه موسوم به 1+5 بيان ميكند: ... اگر توافق جامع امضا نشود، تقصير متوجه ايران خواهد بود!... امريكا موضعش را در قبال عملكرد تهران در عرصه حقوق بشر تغيير نداده است. در حالي مقامات امريكايي همچنان ادبياتي تحقيرمحور و توهينآميز با چاشني تأكيد بر «دامنهدار بودن تحريمها عليه ايران» را عليه جامعه ايراني بيان ميكند كه مذاكرات از «بنبست» يكساله خارج نشده و نشستهاي مقامات ايران با 1+5 در سطح وزرا، معاون وزير و كارشناسان همچنان ادامه دارد، بدون آنكه پيشرفت محسوسي در اين بين صورت گيرد.
فرافكني از «مذاكرات هستهاي» و «ناتواني در اقتصاد»اما آنچه در اين ميان مهم مينمايد، آن است كه طي يكسال گذشته كه مذاكرات در جريان بوده است برخي از شخصيتهاي دولتي در كنار رسانههاي پرتعداد حامي دولت دست به فرافكني زده تا اذهان عمومي جامعه را از مسير پرچالش مذاكرات هستهاي و ناتواني دولت در تقليل مشكلات معيشتي مردم منحرفكنند و به موضوعات دسته چندم بكشانند.
آقاي روحاني هم در جمع مردم استان زنجان به موضوعاتي پرداخت كه در نوع خود قابلتأمل بود. وي در بخشي از سخنانش عنوان ميكند: «اساس امربهمعروفونهيازمنكر ايجاد امنيت، برادري، كرامت انساني و احترام به يكديگر است و مبادا كه منكر تنها به يك مسئله خلاصه شود و دروغ، تهمت، رشوهخواري و بورسيههاي تقلبي منكر پنداشته نشوند و از صبح تا شب فقط يك مسئله و آن هم بدحجابي به عنوان منكر مطلق تلقي گردد.»
وي در بخش ديگري هم عنوان ميكند: «نبايد بگذاريم در جامعه تفرقه، اختلاف و شكاف ايجاد شود. گويا زندگي يك عده تنها در شكاف و تفرقه بين مردم و دولت، مردم با مردم و بين جناحهاي مختلف در كشور است.»
نرم در برابر دشمن سخت در مقابل دوست اما طي اين ماهها هرگاه منتقدان دلسوز رو به انتقاد از وضعيت مذاكرات يا مشكلات مردم آورده با واكنش تند و عصبي جريان تجديدنظرطلب و برخي از مقامات دولتي مواجه شدند به گونهاي كه با برخوردي چكشي تلاش شد منتقد مذاكرات مساوي با ضد منافع مردم و كشور القا شود.
در اين ميان هم بارها آقاي روحاني نشان داد كه در برابر منتقدان داخلي خود كوچكترين نرمشي نشان نميدهد و سادهترين انتقادات كارشناسي از سوي اساتيد و علما را نيز با شديدترين واژهها و عبارتها پاسخ ميدهد. «بيسواد» خواندن منتقدان و استفاده از لفظ «به جهنم» در برابر آنان، از جمله رويكردهايي بوده است كه رئيسجمهور محترم در واكنش به منتقدان اتخاذ كرده است.
به عبارت ديگر برخي مقامات دولتي نشان دادند به هر ميزان كه در برابر منتقدان داخلي سرسخت هستند، در برابر توهينهاي مسئولان خارجي با سماحت برخورد ميكند. آن هم در حالي كه غربيها در طول اين يكسال بارها رو به گسترش تحقيرها و توهينها عليه ملت ايران آورده و در پوشش مذاكرات هستهاي «تحقير ايرانيها» را عينيت بخشيدند كه از جمله آن ميتوان به توهين شرمن به ايرانيها مبني بر: «فريب و نيرنگ بخشي از DNA ايرانيان است. . . ما به دنبال حذف تحريمهاي وسيع عليه ايران نخواهيم بود و تنها به ايران فرصت ميدهيم براي از بين بردن نگرانيهاي ما، مدتي «استراحت» كند.» يا جمله معروف وي در توهين به رئيسجمهور كشورمان «شما در اخبار ديديد كه ايران اخيراً به طور قابل مشاهدهاي غذا به مردم فقير در جامعه داد كه به نوعي نشاندهنده اين است كه كاهش هدفمند و محدود تحريمها تأثير مستقيم بر مردم اين كشور داشته است، همانطور كه روحاني قول داده بود كه اين پول صرف اهداف ديگر نشود.» اشاره كرد كه هيچگاه پاسخ درخوري را دريافت نكرد. آخرين اين توهينها را ميشود در نطق ديويد كامرون در مجمع عمومي سازمان ملل جستوجو كرد؛ نطقي كه به مانند موارد قبل با سكوت دولتمردان همراه شد و گلايههاي مردمي را به همراه داشت.
بورسيهها هم دستاويزي براي فرار از پاسخگوييالبته روز گذشته رسانههاي جريان دوم خرداد كه امروز تلاش دارند نقش حاميان دولت را بازي كنند در تيترهايي هماهنگ موضوعي دسته چندم را مورد توجه قرار دادند كه بخشي از مهمترين تيترهاي آنها؛ «لغو بورس 840 نفر»، «دلواپسان تهديد به شكايت كردند»، «گزارش بورسيههاي مسئلهدار»، «جزئيات بورسيههاي غيرقانوني»، «بورسيههاي غيرقانوني تعجببرانگيز بود»، «اعلام جزئيات تخلفات پرونده بورسيهها»، «وزارت علوم جزئيات را مطرح كرد: اعزام دانشجو به خارج در رشته ادبيات فارسي» و «گزارش بورسيهها به مردم» است. اگرچه جريان رسانهاي تجديدنظرطلبان تلاش دارد به كمك موضوعاتي نظير پرونده بورسيهها جريان رقيب خود را تخريب كرده و عملكرد آنها را در جامعه مخدوش كند اما نبايد فراموش كرد كه هدف ديگر اين جماعت منحرف كردن اذهان عمومي از وعدههايي است كه تا كنون رنگ تحقق به خود نگرفته و مردم از عملياتي نشدن آن همچنان در مشقت به سر ميبرند.
اگرچه در آن مقطع زماني هيچ كدام از اين دو هدف محقق نشد اما امروز بار ديگر بورسيهها تيتر نخست اين رسانهها قرار گرفته است تا ذهن افكار عمومي جامعه به جهتي غير از مسير حقيقي منحرف شود.
اين در حالي است كه موضوع بورسيهها ماههاست ابزاري براي پيشبرد اهداف جريان پدرخواندههاي تجديدنظرطلب قرار گرفته كه نمونه آن را ميتوان در بركناري فرجيدانا وزير سابق وزارت علوم جستوجو كرد. اين جماعت كه اهداف آشوبطلبانه خود را در دانشگاهها به لطف مديريت دانا به خوبي پيادهسازي ميكردند، بعد از مطرحشدن استيضاح اين وزير توسط مجلس نهم به صورت فشرده و گسترده بحث بورسيهها را رسانهاي كردند تا هم وزير ابقا شود هم مديريت دولت گذشته زير سؤال قرار بگيرد.
در پايان بايد تأكيد كرد كه اگر دولت كنوني و رسانههاي وابسته به جماعت دوم خرداد تصميم دارند در انتخابات مجلس و رياست جمهوري آينده ورود موفقيتآميز را تجربه كنند، بهتر است با رويكرد بهتري پاسخگوي مطالبات مردمي و شعارهاي انتخاباتي خود در بهار 92 باشند تا در آستانه هر انتخاباتي دفاع مشروعي از عملكرد خود انجام داده تا بلكه با اقبال آگاهانه مردمي مواجه شوند.