ابوي ميگويد: تو هم با آن مطلب ديروزت. از الان تا يك هفته ديگر نميتواني در مورد ربيعي حرف بزني! كوپنت را پيشخور كردي رفت! اين همه مسائل زيربنايي و روبنايي و راست بنايي و چپ بنايي در كشور داريم. برو سراغ آنها، نه اينها!
ميگويم: باز بو به دماغتان خورد، محافظهكار شديد. اگر فكر ميكنيد بر اساس مصوبه هيئت وزيران، شما هم قاطي آن 11 درصد خانوارهاي اضافه شده نسبت به ليست مرحله قبل براي دريافت بسته حمايت غذايي ميشويد كور خواندهايد. از اينها به شما چيزي نميرسد.
ميگويد: من كه قيد آن را زدهام. تو هم قيد اين را بزن. بيا در مورد يك سوژه جديد حرف بزنيم.
ميگويم: انگار اين روزها تمام راههاي اين دولت به همين وزارتخانه ختم ميشود. دولت اشتغال، دولت رفاه، دولت تأمين اجتماعي، دولت تعاون و... .
ميگويد: برو سراغ خط آهن. برو سراغ بنزين. برو سراغ نميدانم وسايل آشپزخانه. اينجا دموكراسي حاكم است!
ميگويم: اي به چشم. حالا از معاونش يك چيزي بگويم و بروم دنبال فرمايشات شما.
ميگويد: جان كندني را بكن. باز در آن وزارتخانه واژه جديد توليد شده؟ ديگر يك واژه جديد بگويي بالا ميآورم! ستون ديروزت 10 تا واژه داشت. هنوز آنها را هضم نكردهام... .
ميگويم: حالا شما نديد بگيريد... معاون امور تعاون وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعي از سياست جديد وزارت تعاون براي خروج تعاونيها از ركود خبر داده و بر «توسعه بازار» و شكلگيري «برند تعاون» تأكيد كرده.
ميگويد: خب در بخشهاي ديگر برندسازيمان گل كرده بود به چمن اين وزارتخانه هم آراسته شد. ببين اگر رپرتاژ ميدهند براي برندشان، قبل از اينكه مثل هميشه، خوديهايشان پيشخور كنند، آگهي برندشان را بگير. حيف است ما در كار فرهنگسازي آنها دخيل نباشيم!
ميگويم: اي ابوي جان! اين روزها قبل انجام هر كاري برايش بسته ميسازند. كادو ميكنند. روبان ميزنند و... هنوز بسته مشوقهاي حمايتي – مديريتي برند تعاون تكليفش روشن نشده تا آگهي بدهند.
ميگويد: تكليف چه روشن شده كه تكليف آن روشن شود؟
ميگويم: تكليف خيلي چيزها روشن شده است پدر من. يكي همين آلايندههاي بنزين. عضو كميسيون اصل نود گفته در صورت اثبات كوتاهي دست اندركاران توليد و نظارت برآلايندگي بنزين پتروشيميها پرونده به دادسرا ارجاع و گزينه محاكمه روي ميز خواهد رفت.
ميگويد: عجب. حالا چه كسي دنبال اثبات كوتاهي دستاندركاران است؟ مثلاً همين خط آهن! سخنگوي كميسيون برنامه و بودجه گفته اين دولت نتوانسته راهآهن را خوب مديريت كند. خب ببرند محاكمهشان كنند!
ميگويم: يكطرفه كه نميشود به قاضي رفت. مديرعامل رجا هم گفته ارزانترين قطارهاي دنيا را داريم؛اين به آن در! قطار«عقاب طلايي» كه نيستيم.
ميگويد: همين كه الان آمده ايران؟ برويم ببينيمش. شايد شبيه همين قطارهاي خودمان باشد و بيخود بليتش را كردهاند 15 هزار دلار!
ميگويم: واگنهاي اين قطار با چوبهاي گرانقيمت و به سبك دهه 50 ميلادي طراحي شده. دو رستوران و يك بار دارد كه فضاي داخل برخي كوپهها، رستورانها و سالن جلساتش كاملاً متفاوت است با آنچه در قطارهاي داخل ايران ديده ميشود. برخي كوپههاي اين قطار مجهز به سرويس بهداشتي و حمام اختصاصي است.
ميگويد: پس بيخود آوردهاند آن را كه به ما نشانش بدهند!
ميگويم: آنها آمدهاند ما را ببينند. و الا ما چه نيازي به ديدن قطار؟ الان آشپزخانه داريم ماه. وسايل آشپزخانه داريم ماهتر. رئيس اتحاديه لوازم آشپزخانه گفته بسياري از توليدات ايراني آشپزخانه قابل رقابت با انواع مشابه خارجي است و در حال حاضر ايران به كشورهاي ارمنستان، سوريه، لبنان، عراق و تاجيكستان انواع لوازم آشپزخانه صادر ميكند و هيچ نيازي به واردات آن وجود ندارد، اما مشخص نيست با چه منطقي انواع لوازم آشپزخانه، آن هم با كيفيت پايين، وارد كشور ميشود. همهاش هم با اسم برندهاي معروف.
ميگويد: باز هم كه رسيديم به برند!
ميگويم: گفتم كه تمام راهها به ربيعي ختم ميشود! برند تعاون را هم همين روزها صادر ميكنيم. ما با همان برندهاي خارجي سرخوشتريم. از من گفتن... .