کد خبر: 681783
تاریخ انتشار: ۲۸ مهر ۱۳۹۳ - ۱۷:۴۹
فرهاد نظريان ساماني
در نگاه كلان به پديده انقلاب اسلامي، مهم‌ترين موضوعي كه اختلاف و قطب‌بندي را پيرامون آن ايجاد مي‌كند، نوع برداشت، تفسير و تحليلي است كه افراد و جريان‌هاي سياسي و اجتماعي درباره هستي و تاريخ انقلاب دارند كه به تعبيري آن را «جهان‌بيني» مي‌نماند. اين حقيقت است كه به واقع ايدئولوژي‌ها و مكتب‌ها، زاده جهان‌بيني‌ها هستند و به بيان ديگر تكيه‌گاه ايدئولوژي‏ها، جهان‌بيني‏هاست. پس چنين مي‌توان برداشت كه هر جريان فكري سياسي كه ايجاد مي‌شود نسبت به جهان‌بيني خود، نوع نگاه و زاويه ديد خود را با انقلاب تنظيم مي‌كند. در نگاه كلان به جهان‌بيني‌هاي موجود در سير تكوين انقلاب اسلامي، به دو جهان‌بيني كلي برخورد مي‌كنيم كه هر يك با خود ايدئولوژي‌هاي متفاوت را يدك مي‌كشند.
نوع اول اين جهان‌بيني سرچشمه از نگاهي است كه انقلاب اسلامي را همچون پديده‌هاي جهاني و رخدادهاي بين‌الملل كه ناشي از جابه‌جايي معادلات قدرت است، مي‌نگرد و سطوح كلان و الهي انقلاب را بدون هيچ نگاه تاريخي و تفسيري به سطوح علمي تنزل داده و در قالب چارچوب‌هاي علم غرب به پديدارشناسي انقلاب مي‌پردازد. مسلم است در اين نگاه، معادله قدرت با تمام مؤلفه‌هاي تعريف شده غربي مبناي تعاريف و تفاسير افراد و جريان‌ها مي‌گردد. در اين نگاه ماهيت انقلاب اسلامي با ماهيت انقلاب‌هايي نظير انقلاب اكتبر1917 روسيه يا انقلاب كبير فرانسه نوعاً در يك راستا تعريف مي‌گردد و صرفاً در مواجهه با اختلافات، به نوع محيط و زمينه‌ها و علل شكل‌گيري پرداخته مي‌شود. اين نوع جهان‌بيني سكولارمنشانه، نگاه به وقوع انقلاب و تشكيل حكومت را به دور از شريعت و قوانين الهي مي‌پندارد.  اين نوع جهان‌بيني متأسفانه در برخي از جريانات سياسي و روشنفكري نظام جمهوري اسلامي وجود دارد. تبلور چنين ديدگاهي را در تحركات براندازانه برخي گروهك‌ها و جريانات سياسي داخلي نظير تجديدنظرطلبان كه شعار خود را بر مبناي اصلاحات- آن هم نه اصلاح بلكه تغيير نوع نظام- قرار داده بودند، مي‌توان مشاهده كرد. فتنه 88 و فتنه‌هاي ماقبل آن، نمونه بارز اين نگاه خرد به مقوله انقلاب اسلامي است؛ چراكه اصولاً ماهيت چنين تحركاتي ناشي از نسخه پيچيده غرب است. آنچه بطلان چنين نگاهي را به اثبات مي‌گذارد، به شكست انجاميدن تمام تحركات ناشي از اين نگاه خرد و صرفاً علمي به انقلاب است.
نوع دوم جهان‌بيني، ناشي از تأمل عميق به عقبه الهي و تاريخي انقلاب اسلامي است. در اين نوع نگاه، هرچند انقلاب اسلامي را پديده‌‌اي نو و بي‌نظير مي‌نگرد ولي در دل خود، اين انقلاب را متصف به دوران زمامداري رسول اكرم(ص) و ائمه هدي(ع) مي‌داند و آن را حق الهي سلب شده از اجتماع دانسته كه با توفيقات الهي پس از غيبت امام عصر(عج) به منصه ظهور رسيده است. در اين جهان‌بيني، انقلاب جايگاهي الهي دارد و مقدمه‌ساز انقلاب بزرگ مهدي‌موعود(عج) مي‌باشد. حوادث رخداده در طول تكوين و تكميل انقلاب نيز با ديدي الهي تفسير مي‌شود و پشتوانه و حامي اين جريان اسلامي را تمام چهارده معصوم خطاب مي‌كند. در اين ديدگاه، قدرت به معناي غربي كه تطميع و تهديد را عامل پابرجايي قدرت مي‌داند، محلي از اعراب ندارد، بلكه منشأ قدرت را خداوند تبارك و تعالي خطاب مي‌كند. خداوند قدرت مطلق و قادر به انجام هر كاري مي‌باشد و اين كلمه، آيتي از شأن و عظمت و جلال خداوند است و درخصوص انسان در شمار مناقب نهايي منتسب به آفريدگار جهان مي‌باشد. در اين جهان‌بيني در عرصه سياست، قدرت در دولت اسلامي يك امانت الهي است و قدرت همراه با عظمت، برترين آرزوي نوع بشر و بزرگ‌ترين پاداش اوست. در حكومت اسلامي، حاكم اسلامي وارث اين امانت الهي بوده و بر اساس قوانين جاري، حق مجازات و تنبيه بزهكاران و گردن‌كشان را داراست.
پرچمدار امروز چنين جهان‌بيني، رهبر معظم انقلاب است. تنظيم تمام تدابير و رفتار با منظومات فكري اهل‌بيت(ع) گوياي چنين جهان‌بيني و ايدئولوژي منحصربه فرد معظم‌له است. سياست‌ورزي ايشان مصداقي از سياست‌ورزي اميرالمؤمنين(ع) است. حفظ حكومت اسلامي و دفاع از مظلومان و تشكيل جبهه واحد در برابر كفار و ظالمان عالم، مصداق‌هاي عيني و عملي اين ادعا مي‌باشد. اوج اين مصاديق را در مواجهه نظام در برابر فتنه‌گران سال88 مي‌توان ديد. محاربه‌اي كه به دست دو تن از فتنه‌گران در جامعه اسلامي حادث شد و ناامني‌اي كه با تطميع و تحريك اين دو ايجاد گرديد، قطع به يقين مجازاتي جز اعدام نداشت ولي رهبر معظم انقلاب چونان مقتداي خود اميرالمؤمنين(ع) كه در برخورد با عايشه همسر پيغمبر كه پس از قتل عثمان فتنه‌اي بزرگ به پا داشت و جامعه را ناامن كرد، اما به خاطر سابقه فرد، تنها به حصرخانگي اكتفا كرد، عمل نموده‌اند كه اين والاترين ترحم و تلطف نظام در مواجهه با چنين عمل غيرشرعي اين دو فرد مي‌باشد. به هر حال نسلي كه صاحب و متولي جهان‌بيني دوم است، آينده انقلاب محسوب مي‌گردد و رساندن انقلاب به قلل رفيع آرمان‌هاي آن، در گروه تلاش و كوشش اين نسل است كه تا تعميق و تفسير و تكثير چنين ايدئولوژي برآمده از اين نوع جهان‌بيني الهي، در ساير نقاط جهان كاشته و بشريت را به منتهاي نقطه آرماني و الهي خود برسانند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار