خيلي مواقع تلفن همراه او خاموش است و دليلش را نميداني. چيزهايي ميگويد و حرفهايي ميزند كه مبهم است و سروته ندارد. از برخوردها و تغيير رفتارش كلافه شدهاي. ادامه اين وضعيت برايت دشوار شده است. فكرهاي ناخوشايندي به سرت زده است. از فكرهايت ميگريزي، اما از واقعيت گريزي نيست. روابط بين تو و او تيره شده است...
پنهانكاري، به ويژه در مواردي كه مستقيما مربوط به مناسبات زندگي مشترك ميشود آفتي مهلك است كه ريشههاي يك رابطه را به راحتي ميخشكاند. پنهانكاري، به ويژه در حوزه روابط و مناسباتي كه با دوستان و فاميل داريد و همچنين در حوزه مسائل اقتصادي و مالي ميتواند منجر به سقوط رابطه شما و همسرتان شود. بهتر است در خصوص اشتغال، درآمد و شرايط ماليتان، با همسر خود صادق باشيد و در اين زمينه هرگز به او دروغ نگوييد. مناسبات شما با دوست و فاميل به ويژه فاميل درجه يك نيز از آن دست مواردي است كه بايد شفاف و روشن باشد وگرنه موجب سوءظن شريك زندگي و در نهايت تيرگي رابطه با شما ميشود. گاهي وقتها پنهانكاري شما مربوط به يك راز ميشود كه از گفتن آن امتناع ميكنيد، در حالي كه آشكار شدن آن ممكن است آسيبهاي جبرانناپذيري داشته باشد، پس بهتر است از همان ابتدا همسرخود را در جريان بگذاريد، وگرنه ممكن است در آينده كار سختتر شود و نهايتاً به پايان رابطه شما منتهي شود.
آسيبهاي پنهانكاريـ ابهام هميشه آزاردهنده است و زندگي در ابهام، امنيت رواني انسانها را مختل ميكند. زماني كه ميدانيم چيزهايي را بايد به يكديگر بگوييم، اما با پردهپوشي و كتمان، از در انكار بر ميآييم و به اصطلاح خود را به بيراهه ميزنيم، در واقع ناخواسته يكديگر را آزار ميدهيم.
ـ پنهانكاري فاصلهها را بيشتر ميكند. وقتي ما گفتنيها را پيش خود نگه ميداريم، زمينههاي ارتباط را از دست ميدهيم. پردهپوشي، مانعي جدي براي ارتباط است و فاصلهها را افزايش ميدهد. فاصلههايي كه در روابط زناشويي، تربيتي و خانوادگي ايجاد ميشود به طور عمده ريشه در پنهانكاري و پردهپوشي دارند.
ـ پنهانكاري اعتماد به نفس را كاهش ميدهد. وقتي انسانها با هم راحت نباشند و نتوانند خواستهها، اعتقادها، ارزشها و باورهاي خود را در محيطي مناسب بيان كنند، اعتماد به نفس آنها به تدريج افت ميكند. ـ پنهانكاري صداقت و درستي را كاهش و شك و ترديد را افزايش ميدهد. به همسر خود شك ميكنيد كه شايد به شما اعتماد ندارد و به همين دليل از بيان آشكار مسائل طفره ميرود.
چرا همسرتان پنهانكاري ميكند؟مواردي از پنهانكاري وجود دارد كه بهتر است با آنها برخوردي منطقي داشته باشيد و در واقع اين قبيل پنهانكاريها نوعي بيماري است كه بايد با ملاطفت و برخوردي صميمانه درمان شود.
ـ ممكن است پنهانكاري ناشي از يك مشكل روحي باشد. مثلاً او از آشكار شدن يك مسئله احساس شرم يا خجالت ميكند. يا شايد از اين راه احساس استقلال و عدم وابستگياش را به نمايش ميگذارد. در اين موارد پنهانكاري يك رفتار آگاهانه و عمدي نيست. اين حالت به خاطر ضعف شخصيتي است، پس او را به خاطر اين كار مقصر ندانيد. مثلاً بعضي از مردها فكر ميكنند كه نبايد ميزان درآمدشان را بگويند چون با اين كار متفاوت عمل ميكنند. چنين مواردي هرچند از روي بدذاتي و ناآگاهانه هستند اما بايد اصلاح شوند.
ـ ممكن است پنهانكاري همسرتان به خاطر يك نياز رواني تربيتي باشد. اگر او در خانوادهاي پرورش يافته باشد كه افراد آن خانواده با هم صميمي نباشند و هر كسي كار خودش را از ديگران مخفي كند، پنهانكاري براي او يك امر طبيعي است. اگر همسرتان در خانوادهاي بزرگ شده است كه هركس مشغول كار خودش است و هيچ كس از هيچ چيز ديگري با خبر نيست، چنين رفتاري براي او بسيار عادي است. شما با تمرين و تشويق ميتوانيد اين رفتار را تغيير بدهيد.
ـ اگر همسرتان مسئله مهمي را از شما پنهان كرده است، شايد به اين دليل است كه نگران از دست دادن شماست. مثلاً اگر او ازدواج قبلياش را پنهان كرده است، نه به اين دليل است كه شما را آزار بدهد، بلكه به خاطر ترس از دست دادن شما چنين راز بزرگي را پنهان كرده است.
ـ شايد او نگران واكنش تند شما در برابر رازهايش است. ممكن است او از اين موضوع ترس داشته باشد كه شما با دانستن رازش از آن در آينده براي تحقير و ضربه زدن استفاده كنيد.
همسر خود را دست به سر نكنيد!بدترين قسمت يك زندگي مشترك جايي است كه ميبينيم با تمام صداقت با همسرمان رفتار ميكنيم ولي تنها چيزي كه در رفتار همسرمان نميبينيم صداقت است. در آن لحظه است كه دنيا بر سرمان خراب ميشود و درد و غمهاي دنيا يكباره بر سرمان فرو ميريزد؛ چراكه داشتن صداقت طرف مقابلمان براي ما حائز اهميت است و نميشود به اين سادگي از اين موضوع گذشت.
يكي از دلايل قطع روابط عاطفي ميان همسران، عدم صداقت است. بسيار ديده ميشود كه يكي از زوجين از سر محبت به همسر خود دروغ ميگويد يا دروغهاي كوچكي كه به خاطر ضعف شخصي يا تفكر اشتباه گفته ميشود. براي مثال شوهري كه تحت فشار مالي است و نميخواهد كه همسرش باخبر شود و دروغي سر هم ميكند، ولي در نهايت همسر مطلع ميشود.
آنچه در اين ميان لطمه ميبيند، رابطه است. آنچه يك رابطه عميق به آن نياز دارد صميميتي است كه از پس آن شناخت دو نفر ممكن ميشود. وقتي يكي از همسران دست از دروغ و پنهانكاري برنميدارد، مشكل از يك موضوع اقتصادي يا اجتماعي به رابطه زناشويي تسري پيدا ميكند. اينجاست كه ديده ميشود يكي از زوجين اين جمله را بسيار به كار ميبرد «من فقط ميخواهم حقيقت را بدانم». نفس دروغگويي بسيار مخربتر از چيزهايي است كه در موردشان دروغ گفته ميشود. احساسي كه در پس دروغگويي به همسر انتقال داده ميشود، احساس دست به سر شدن است.
البته در اين جمله پيامهاي خوبي نهفته است. فرد قدرت رويارويي با مشكلات را به همسر خود نشان ميدهد. دلگرمي ميدهد كه توانايي روبهرو شدن با مسائل را دارند و در نهايت از همسر خود پشتيباني ميكند. اما وقتي دروغگويي باعث شد كه همسري اين جمله را به كار ببرد بدانيد كه رابطه، عميقاً خدشهدار شده است؛ «من او را نميشناسم. فكر ميكردم ميشناسم، بعد معلوم شد كه اصلاً نميشناسم». در چنين مواردي چارهاي جز ترميم رابطه نداريد. اولين كار لازم عذرخواهي بدون اما و اگر، سپس بيان تمام جزئيات مربوط به ماجرا و شرح كامل حقيقت و سومين گام، صبر و آمادگي لازم براي تحمل هر نوع برخورد عتابآميز از سوي همسرتان!